فرشاد نوروزپور

noroozpor

«دولت نیازمند حمایت همه اصحاب رسانه است، نه برای خودش و نه به‌عنوان دولت یازدهم، بلکه برای اهدافی که اهداف ملی است. آستانه تحملمان را بالا ببریم. همدیگر را تحمل کنیم، همه به انقلاب، نظام، کشور و فرهنگ ایرانی و اسلامی افتخار می‌کنیم. سلیقه‌های مختلف را بپذیریم. دنیای امروز دنیای یک‌دستی نیست، بلکه متنوع و متکثر است.»

این‌ قسمتی از سخنان رییس‌جمهور در مراسم افطاری و نشست چند روز پیش با اصحاب رسانه است. سخنانی که نشانه‌ خوبی برای معرفی دیدگاه او نسبت به رسانه و اهالی مطبوعات است. او به خوبی می‌داند که اگر مانند همتای پیشین، عداوت و تنگ‌نظری را بر اهل قلم پیش‌ گیرد، عاقبتی جز بیگانگی و نارضایتی در میان آنها نخواهد داشت. مگر آن‌که قصد تاخت‌وتاز بر اسب بی‌قانونی داشته و چاره‌ای نداشته باشد جز از میان برداشتن چشم تیزبین نمایندگان مردم در رسانه‌ها.

نگاهی به مجموعه سخنان و مواضع حسن روحانی در کنار بررسی عملکرد نزدیک به یک‌ساله او در کسوت ریاست‌جمهوری و رابطه او با خبرنگاران در زمان سمت‌های پیشین، به راحتی تکلیف اهالی مطبوعات با نفر اول قوه مجریه را روشن می‌کند. اما آن‌چه در این میان آزار دهنده می‌نماید، عملکرد بعضی کارگزاران دولت، در بخش‌های پایین‌تر به‌ویژه در استان‌هاست.

«قرار بود دولت فضای دوستی و تعامل و فضای فرهنگی را بر کشور حاکم کند، اما این ملت بودند که در ۲۴ خرداد فضا را عوض کردند». حال انگار برخی مدیران و کارشناسان و افراد «همیشه نامزد» جهت احراز سمت‌های دولتی که از همان فردای انتخابات برای تصاحب پست به تهران رفت‌و‌آمد داشتند، صدای رییس‌جمهور منتخب را در اولین کنفرانس خبری پس از اعلام نتایج انتخابات، نشنیده‌اند. صدایی که خواهان پایان دادن به رویه حذفی و همراه با سوظن و شاید سو‌ در سپهر سیاسی و فرهنگی کشور بود.

بی‌شک اولین جایی که اهالی مطبوعات با آن سر‌و‌کار دارند و قرار بود به‌عنوان خانه‌ و ماوای آنان به حساب آید، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی است. با شناختی که از دکتر فیروز فاضلی، مدیرکل جدید این اداره که چندی است کار خود را باوجود تلاش‌های گسترده و سنگین برخی رقیبان یا مخالفان روی کار آمدن او از طیف‌های مختلف آغاز کرده است، دارم و بنابر صحبت‌هایی که با ایشان داشته‌ام، می‌دانم که موضع و دیدگاه وی در این زمینه چندان متفاوت از رویکرد و دیدگاه دولت و شخص وزیر ارشاد نیست، اما باید دید در میدان عمل چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که رفتارهای متفاوت از شعارها دیده می‌شود. هرچند با ایده ایشان در حفظ افراد و مقید کردن آنان به تغییر رویکرد و عملکرد مخالف نیستم، اما آیا هر زیرمجموعه‌ای را باید حفظ کرد؟ اگر کارگزاران یک سازمان عملکردی متفاوت از اندیشه‌های مرجع تصمیم‌ساز و نفر اول آن مجموعه داشته باشند، چه باید کرد؟

از اتفاق، اخیرا دکتر فاضلی در تصمیمی شایسته اعلام کردند که برگزاری مراسم روز خبرنگار به خانه مطبوعات گیلان واگذار می‌شود. شاید نتایج قابل پیش‌بینی در همین نمونه گواه خوبی برای صدق این ادعا باشد که همیشه نمی‌توان از کسانی که قلبا و منطقا اعتقادی به اهداف یک مدیر ندارند، انتظار همکاری و همراهی داشت.

توجه به همین نکته می‌تواند پاسخ خوبی برای این سوال باشد که چرا باوجود نظرات و تصمیمات طرح شده توسط مدیرکل جدید ارشاد گیلان، هنوز تغییر چندان ملموسی در عرصه‌های مختلف به‌ویژه در سپهر رسانه و مطبوعات در استان گیلان احساس نمی‌شود و برخوردها هنوز همان‌قدر سلیقه‌ای، رانتی و سیاسی است. باور کنید بعضی دوستان به‌ظاهر دلسوز، کمتر از دشمنان یک مجموعه آسیب‌رسان نیستند. تا کی مدیران استانی، خواهان میکروفون به دستان و نه خبرنگارانی هستند که تنها با اضافه کردن چند «وی گفت» و «این مقام مسوول افزود» و بدون کم‌ترین سوال و چالشی با آنها برخورد کنند و چند روز بعد هم صورت‌حساب انتشار خبرشان را پرداخت کنند؟

«آن را بنویسیم، بر آن اصرار کنیم، تیتر کنیم و ترویج کنیم که خواست ملت است. امروز مردم ما اشتغال می‌خواهند در روزگاری که این همه جوانان تحصیل‌کرده در کشور هستند، بیکاری وجود دارد. مردم پایان رکود تورمی را می‌خواهند». اگر این جمله از رییس‌جمهوری اسلامی ایران است، پس چرا رسانه‌ای که با نگاه دلسوزانه و همدلانه به بررسی علل و راه‌حل‌های این معضلات می‌پردازد، باید با موجی از تماس‌ها، تذکرات و پیام‌ها مواجه باشد؟ البته مخاطب سوال آخر فقط مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان نیست.