علی رضا کنعان رو

با گذشت نزدیک به یک سال از روی کار آمدن دولت حسن روحانی که با عنوان کابینه تدبیر و امید در ذیل گفتمان «اعتدال» از آن یاد می‌شود، شاید بتوان با کنار هم قرار دادن ابعاد نظری و عملی این دولت از گرایش‌های سیاسی آن در ابعاد کلان، پرده برداشت. امروزه می‌توان اندیشه‌های سیاسی را در سه گرایش محافظه‌کاری، لیبرالیسم و چپ‌گرایی با انشعابات خاصشان تقسیم‌بندی و تحلیل نمود. با پذیرش این نوع از تقسیم‌بندی اندیشه سیاسی، گفتمان اعتدال دولت یازدهم را می‌توان در چارچوب محافظه‌کاری گنجاند. حال باید پرسید که اساسا محافظه‌کاری به چه گرایش گفتمانی در اندیشه سیاسی گفته می‌شود و اگر اعتدال، گفتمانی محافظه‌کارانه است، بر چه سیاقی از این اندیشه قابل مطابقت است. دکتر حسین بشیریه در جلد دوم کتاب تاریخ اندیشه سیاسی در قرن بیستم درباره محافظه‌کاری آورده است «محافظه‌کاری به منزله ایدئولوژی سیاسی اصول و مبانی فکری و فلسفی دارد، محافظه‌کاران خود را اهل تمیز و هوادار عقل سلیم و واقع‌بین می‌دانند. با هرگونه طرح و اندیشه خیالی و انتزاعی برای ایجاد دگرگونی‌های عمیق در جامعه و سیاست مخالف‌اند؛ و اجرای چنین طرح‌هایی را ناممکن می‌پندارند. … همچنین محافظه‌کاران اصول عقاید خود را برخاسته از ویژگی‌های نهاد بشر می‌پندارند، به این معنا که معتقدند آدمی به حفظ دستاورد‌های خود گرایش دارد و محافظه‌کاری هم آرمانی جز این ندارد. به نظر آنان میراث گذشتگان به زحمت به دست آمده است و نباید و نمی‌توان آن را به یکباره کنار گذاشت. مالکیت، خانواده، سنت، مذهب، دولت و سایر نهادهای اجتماعی، مواریث ارزشمند گذشته است و آن‌چه در بوته تاریخ آزمایش شده شایان ستایش است». البته باید به این نکته اذعان داشت که به‌طور کلی محافظه‌کاری ایدئولوژی‌ای سیاسی است که به‌عنوان یک فراورده تاریخی، در وضع تاریخی- اجتماعی مشخصی پدید آمده که در کشورمان نیز از تاریخ خاص خود برخوردار است. در گفتار و رفتار اعتدال‌گرایان، نگاهی به تغییرات اساسی در سیاست دیده نمی‌شود و نقدها بیشتر از ضعف‌های ساختاری، معطوف به رفتارها و عملکردهای مسوولان پیشین و حاضر مطرح می‌شود. در زمینه اقتصادی، نگرش‌ها و کنش‌های اقتصادی دولت یازدهم و اعتدال‌گرایان در زمینه اجرای فاز دوم طرح هدفمندی یارانه‌ها و ادامه آزادسازی‌های اقتصادی در همین چارچوب، گفتمانی قابل تحلیل است. همچنین در ایران جریان محافظه‌کار مدرن با اندیشه تکنوکراتیک قرابتی بسیار دارد. اگرچه دولت‌ نهم و دهم تحت گفتمان «سوم تیر» نیز به‌عنوان گفتمانی محافظه‌کار شناخته می‌شود با این حال محافظه‌کاری راست‌گرایان اصولگرا، تفاوت‌های کیفی بسیاری را با راست‌گرایان عمل‌گرا و تخصص‌گرا در ایران داراست. محافظه‌کاری غالب در میان سال‌های ۸۴ تا ۹۲ در کشور بیشتر با عناوینی همچون اقتدار‌گرایی، موعودگرایی، انقلاب‌گرایی ارتجاعی و پوپولیسم شناخته می‌شد. اما در گفتمان اعتدال، نخبه‌گرایی، تخصص‌گرایی و عمل‌گرایی به چشم می‌آید. شاید همین عنصر عمل‌گرایی را بتوان به‌عنوان فصل تمایز اساسی گفتمان دولت دهم با دولت یازدهم پررنگ و برجسته نمود. به همین خاطر و بر اساس آن‌چه که گفته شد، از گفتمان سوم تیر می‌توان به‌عنوان محافظه‌کاری بازگشتی –بنیادگرا- یاد کرد و محافظه‌کاری دولت یازدهم را به‌عنوان محافظه‌کاری مدرن برشمرد.

بدون شک اگرچه هر دو گفتمان در چارچوب اندیشه سیاسی محافظه‌کارانه قابل دسته‌بندی هستند اما تفاوت‌های مفهومی خاصی که در میانشان پدیدار شد، آنها را با نتایج جداگانه‌ای مواجه می‌نماید. به همین دلیل است که محافظه‌کاری دولت اعتدالی تدبیر و امید می‌تواند به‌صورت تاکتیکی با بخش‌های رفرمیستی طبقه متوسط ایرانی یار و همراه شود اما سوم تیری‌ها پایگاه اجتماعی خود را بیشتر از سوی خورده بورژوازی سنتی، طلب می‌کنند.