اولدوز مجیدیان

majidian

 

گیلان بدون باران که گیلان نمی‌شود. وارد آبان شده‌ایم و چند قدمی بیشتر تا آغاز فصل سرد و سپید نمانده است. حکایت این روزهای استان ما، حکایت باران‌هایی است که گه گاه، چند روز یک‌نفس بر آسمان این دیار می‌تازد و حتی لحظه‌ای نمی‌نشیند تا نفسی تازه کند و دوباره راه از سر گیرد. بگذار ببارد تا اندکی از تشنگی رودخانه‌های بی‌شمار خشکیده گیلان بکاهد. ما به این آب‌وهوا خو گرفته‌ایم و اگر هفته‌ای باران نبارد چه‌بسا دل‌تنگ آن شویم. خوب مشکل کجاست؟ به نظر می‌رسد هنوز خیابان‌ها و کوچه‌پس‌کوچه‌های رشت با این آب‌وهوا سازگاری نیافته و تا اندک بارانی ببارد، بدجور روی دلشان می‌ماند. حال اینکه شهرهای دیگر چه وضعیتی دارند، نیاز به‌وقت بیشتری است. اما در رشت دیگر خبری از حکایت زیبا و آرام‌بخش باران نیست. حکایت کفش‌های پر از آب است. حکایت چترهایی است که بعید نیست رفته‌رفته دیگر به فروش نرسد و به‌جای باران، در مغازه‌ها خاک بخورد. خوب اگر چتر از مردم در برابر سیل بی‌امانی که از آسمان فرومی‌ریزد محافظت کرد، با آن سیل بی‌امانی که از زمین و دقیق‌تر بگوییم از دل فاضلاب‌ها می‌جوشد، چه می‌کند؟! کافی است چندساعتی یکریز باران ببارد تا به لطف سیستم فاضلاب کارآمد! شهر از زیر آب برای ما دست تکان دهد.
آب‌گرفتگی معابر رشت مشکل جدیدی نیست و سال‌هاست وضع به همین منوال است. بگذریم که برای عبور از کوچه‌ها گه گاه افرادی را می‌بینی که چکمه‌های پلاستیکی پوشیده و یک جفت کفش هم در دست دارند تا به مکان امنی رسیده و کفش‌هایشان را بر پا کنند. اگر هم نمی‌خواهید زحمت حمل یک جفت چکمه پلاستیکی را به خود دهید، باید چلپ‌چلپ کفش‌های پر از آب را به جان بخرید. حالا بماند که احتمالا مجبور می‌شوید زودبه‌زود کفش نو هم بخرید. عملا مشکلات ترافیک هم در این روزها بیش از بیش دردسرساز می‌شود. از طرفی تمایل مردم برای رفت‌وآمد با وسایل نقلیه شخصی بیشتر می‌شود. خوب حق هم دارند. یا باید با وسیله شخصی رفت‌وآمد کنی و بر ترافیک بیفزایی و یا با کفش پر از آب و لباس خیس کنار بیایی.
کم نیستند راننده‌هایی هم که در کمال بی‌اعتنایی و با سرعت از میان انبوه آب‌ها گذشته و به لباس‌های خیس و گل‌آلود عابران توجهی نمی‌کنند. با خود می‌گویی مسوولین جای خود، بد نیست ما مردم هم برای حقوق یکدیگر احترام بیشتری قائل شویم.
مسوولیت این سیستم فاضلاب ناکارآمد که با اندک بارانی، معابر سطح شهر را نیز به مجراهای فاضلاب بدل می‌کند مسلما با نهادهای مربوطه نیست. تقصیر مردم هم نیست. ما معمولا استعداد عجیبی در وفق دادن خود با مشکلات داریم، بگذریم که گاهی هم می‌شود به‌جای سازگار کردن خود با شرایط، شرایط را تغییر داد. اما ازآنجایی‌که انگار این روزها، کم‌هزینه‌ترین گزینه همیشه بهترین گزینه نیز هست، نتیجه می‌گیریم که بهتر است مردم، خود راهی برای کنار آمدن با این مشکل بیابند. برای نمونه بیایید عادت کنیم با چکمه‌های پلاستیکی برویم سرکار یا خرید و به هم نخندیم، یا از مخترعین بخواهیم پس‌ازاینکه چتر کارایی خود را در گیلان از دست داد، وسیله‌ای بسازند برای بارانی که از سوی زمین جاری می‌شود. ناگفته نماند که اگر ازاین‌پس یارانه‌ای هم‌جهت خرید کفش به گیلانی‌ها تعلق گیرد، بسیار سپاسگزار خواهیم شد. البته خیال بد به خود راه ندهید ما از لحاظ درآمد و کار و وضع معیشتی و رفاه عمومی، مشکلی نداریم، صرفا به دلیل وضعیت معابر و کیفیت گاه پایین و قیمت بالای کفش عرض کردیم. بگذریم، بنده بر این باورم در مورد این مشکل، آسمان شخصا باید پاسخگو باشد.