مرتضی سخایی: بیژن رحمتی لرد متولد ۱۱ مرداد ۶۸ از سال ۸۳ با نمایش کودک وارد عرصه هنر شد. ۱۱ ساله بود که پدرش را بر اثر یک سانحه تصادف از دست داد و از آن به بعد سرپرست مادر و تنها برادرش شد. او از دست فروشی در پارک شروع به نان درآوردن کرده و بعد از مدتی کارگر ساختمانی شده و حتی در بندرعباس و اصفهان آرماتوربندی را نیز تجربه کرده است. می گوید اگر در آن روزها کارگری نمی کردم، امروز اینجا نبودم و دو جمله را همیشه سرلوحه کارم قرار دادهام: اولی؛ ما هستیم تا سنّت زنده بماند. و دومی؛ آهای گذشته، فراموشم نکن، امروزمو مدیون توام!

لرد در ادامه گفت: در بسیاری از نمایش ها، تئاترها و سریال ها نقش های گذری و عبوری داشتم تا اینکه در سال ۹۰ اولین تجربه کارگردانی خود را با نمایش «فرار از مزرعه» آغاز کردم. این نمایش به عنوان تنها نماینده استان گیلان در جشنواره کشوری سوره ماه پذیرفته شد. بعد از آن گروه هنری سنت را با محوریت «احیای هنر، سنت و فولکلور گیلان» تاسیس نمودم.
لرد افزود: از فعالیت های مهم هنری ام در گروه هنری سنت، اجرای مراسم استقبال از پروفسور سمیعی در تابستان امسال بود که بنا به درخواست خود پروفسور سمیعی ترانه گل پامچال استاد مسعودی توسط گروه سنت به اجرا درآمد که برای پروفسور سمیعی بسیار نوستالژیک و خاطره انگیز بود.
در روز جهانی صلح در کاخ موزه سعدآباد تهران، باز هم گروه هنری سنت، گوی سبقت را از بقیه ربود و به عنوان تنها نماینده گروه هنری ایران در بین سفیران صلح جهانی حضور پیدا کرد و به ارایه موسیقی فولکلور گیلان پرداخت. آخرین فعالیت هنری او نیز اجرای فاز اول اُپرای فولکلور گیلان بود که کنسرت تئاتر یا موسیقی نمایش نامیده شد. از دیگر اتفاقات منحصربه فرد اپرای فولکلور گیلان، پخش سه ترانه خاطره انگیز و ملی گیلان زمین، یعنی رعنا، آها بوگو و درازِ تومانِی و همچنین اجرای رقص اصیل و فولکلور گیلانی برای اولین بار آنهم بهصورت زنده در تلویزیون بود. به علاوه اینکه میتوان گفت نوعی سبک جدید و بدعتی مقبول در ارایه موسیقی و نمایش توسط گروه هنری سنت در حال شکل گیری است که خیلی بیشتر از پیشبینی ها و انتظارات موجود، رضایت مخاطبان را حاصل نمود. برای اولین بار در گیلان به علت انبوه جمعیت و کمبود فضای سالن، نمایش با ویدیو پروژکشن در بیرون سالن پخش شد. بیژن لرد میگوید: برایم جای شگفتی بود که یکی از مسوولین حاضر، صندلی خود را به مخاطبی داد که از نبود جا معترض بود و میگفت که نه می رود و نه بلیطش را پس می دهد!lord
لرد در مورد استفاده از کلمه اُپرا تمام انتقادها را میپذیرد و در این باره میگوید: اسیر واژه ها شده ایم. درست است این کار یک اپرا نیست، در واقع نوعی خَلق جدید است و بدعتی مقبول در دیدن موسیقی به جای شنیدن موسیقی. چرا باید خواننده و نوازنده را در میکروفن و صندلی محصور کرد. ما و گروه ما تصمیم به پویا کردن موسیقی و تئاتر گرفتیم. به خواننده حرکت و به موسیقی زندگی دادیم. کمبود زمان در انتخاب کلمه مناسب و از طرفی دیگر نو و بدیع بودن این کار هم مزید برعلت بود و از بین چند نام نهایتا ناگزیر به برگزیدن نام اپرا شدیم. امیدوارم که اهالی هنر این توجیه ما را بپذیرند.
وی در مورد ایده و فکر اولیه اجرای این برنامه گفت: حدود دو سال پیش با دو نفر از دوستانم به نام های ابراهیم حسن زاده و حامد پیراسته در مورد اتفاق این چنینی صحبت می کردم و در واقع این دو دوست محرک های اصلی من در این زمینه بودند. تصمیم داشتیم یک چیزی شبیه کنسرت و توامان نمایش و تئاتر را روی صحنه ببریم. چند قطعه ترانه فولکلور که در شعرشان دارای قصه ای موازی بودند را انتخاب کردیم. راوی یا همان خواننده نقطه اشتراک این قصه ها بود. البته ناگفته نماند که ترانه رعنا هم در ابتدا در موسیقی نمایش ما وجود داشت ولی در ادامه کار بنا به صلاحدید دوستان، به واسطه وسیع و بسیط بودن داستان رعنا، این ترانه از کار حذف شد. ما شروع کردیم به یک ابتکار عمل دیگر و آن اینکه یک قصه برای کارمان نوشتیم. تمام دغدغه ما این بود که مرز موسیقی و نمایش مشخص نباشد و هدف اصلی ما هم وفاداری به نمایش و هم وفاداری به موسیقی بود که هیچکدام زیر بار آن یکی نرود. تصمیم گرفتیم برش های بین هر اجرا که در کنسرت های معمولی وجود دارد را با قصه پردازی پُر کنیم. ما یک زندگی گیلانی را ارایه دادیم که آمیزه ای از موسیقی، نمایش، طنز، پند، اعتقاد و باور بود.از خلاقیت و نوآوری در هنر گفت: من عاشق ریسک و خلاقیت هستم. چون حاصل برد و باخت در ریسک کردن عین موفقیت است. باخت به هنرمند می آموزد که درست برعکس کار مورد نظر را انجام دهد و موفقیت در ریسک هم به هنرمند می آموزد که همان کار را باید تقویت کند.
لرد در مورد انتقاد از هنر خود توسط برخی از بزرگان و هنرمندان فولکلور گیلان هم گفت: این باعث افتخار من است که زیر ذره بین بزرگان قرار گرفتم و این یعنی اینکه به من توجه میشود و در مرحله اول همین برای من کافیست. از دکور بی سابقه کارش گفت: ما در واقع نمای بیرونی یک خانه روستایی را ساختیم. این دکور نزدیک به پنج میلیون تومان هزینه برداشت که همه را سازمان میراث فرهنگی و گردشگری متقبل شد. بر خود وظیفه می دانم از آقایان علیزاده مدیرکل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، آذرپور معاونت گردشگری، ثقتی ریاست اداره فرهنگ و ارشاد رشت، یوسف پور مشاور مدیرکل فرهنگ و ارشاد، فخر موسوی معاونت هنری اداره کل ارشاد، ایمان طلب کارشناس موسیقی و آقایان مشیری و لیاقت ورز و همه عزیزانی که به نوعی به ما کمک کردند و ممکن است که نام آنها را فراموش کرده باشم قدردانی کنم. من دست دکتر فاضلی مدیرکل محترم ارشاد استان را می بوسم، از جناب رنجکش ، از سرکار خانم بابایی. از استاد رحیم پور سیاهکلی هم صمیمانه سپاسگزارم. از همکارانم در گروه هنری سنت هم که خیلی در این مدت زحمت کشیدند، بی نهایت سپاسگزارم. لرد در مورد حامیان موسیقی نمایش افزود: سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت تمام تبلیغات را به عهده گرفت، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی که سالن خاتم الانبیا را در اختیار ما قرار داد و مجری پیش تولید و حراست بود و اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری که دکور را طراحی و ساختند. لرد در مورد لباس سبزش گفت که یک عکس قدیمی از یک عروسی سنتی گیلانی را دیده که نوازندگان سُرنا و نقاره در این عکس عین همین لباس را به تن داشتند و او هم عکس را به طراح لباس میدهد تا عینا همان لباس را برایش بدوزد.در ادامه گفت سعی کردیم لباس های سنتی تمام مناطق گیلان را در موسیقی نمایش داشته باشیم. لباس رودباری، لباس قاسم آبادی، لباس تالشی. در واقع رسالت ما در موسیقی نمایش این بود که نباید فقط به یک نقطه خاص از گیلان بیشتر بها بدهیم، چون در واقع نوعی بی احترامی بود به سایر قومیت ها.
پایان صحبت های بیژن لرد یک خاطره بود از مادرش. لرد گفت: در این مدتی که سابقه اجرا داشتم، مادرم را در صحنه اجرای خودم سه یا چهار بار دیده ام. مادری که هم برایم مادر بود و هم پدر. مادری که با افتخار در همین اجرای آخرم پاهایش را بوسیدم.

4 thoughts on “بیژن رحمتی لرد: اُپرای فولکلور گیلان، دیدن موسیقی به جای شنیدن

  1. تشکر فراوان از اقای سخایی عزیز بابت مصاحبه های بینظیرشون. واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. مصاحبه بسیار جالبی بود. خسته نباشید میگم خدمتتون اقای سخایی. و برای اقای بیژن لرد ارزوی بهترین هارو دارم

  2. از گره های بی شمار زندگی گله نمی کنم
    آن بافنده ی آفریننده می داند حاصل صبر بر این گره ها
    فرشی گران بها خواهد شد …
    سلام و درود بر جناب آقای لرد و آقای سخایی عزیز ….
    احسنت مصاحبه بسیار عالی بود لذت بردم …..
    درود بر آن مادر بزرگوار ….
    .
    “میم” مهربانی و “الف”های امید
    “دال” دوستی و “ر” کز رحم رسید
    مادری که رحمت ایزد در اوست
    شادی و مهر و عشق در بر اوست .
    با آرزوی بهترین ها برای آقای لرد و جناب سخایی عزیز ….

    • آقای حسین زاده عزیز
      ممنون و سپاس از پیام زیبای شما ..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*
نشانی وبسایت