فرهیختگان گیلان: حدودا ۴۰ سالی است که ساختمانی در ابتدای خیابان بیستون رشت برای کسانی که در این خیابان قدم گذاشته‌اند خودنمایی می‌کند، هرچند که تفاوتی نمی‌کند متعلق به کدام نسل هستند و به چه منظوری در پیاده رو حرکت می کنند.

از سمت خیابان بیستون(آیت الله طالقانی) چند صد متری مانده به سبزه میدان، سمت راست را که نگاه کنید یک دروازه کوچک و یک دروازه بزرگ با نماد مسیحی می‌بینید که در دل دیوارهایی به رنگ سفید و حفاظ‌هایی بلند، ساختمانی نه چندان بزرگ و باشکوه را در خود جا داده است.

البته قدیمی‌ترها نقل می‌کنند که این ساختمان تا ۴۰ سال قبل یک انبار سیب‌زمینی و پیاز بود و بعدها به کلیسا تبدیل شد. کلیسایی که به دنبال زلزله ۱۳۶۹ گیلان، تخریب و به همت کشیش بنیامین نازنین بازسازی شد. این کلیسا که متعلق به جماعت ربانی فارسی زبان است، توسط پیروان آن اداره و تامین امنیت می‌شود و یکشنبه‌ها نیز در آن مراسم دعا برگزار می‌شود. البته ورود عموم به آن ممنوع است.

برخلاف کلیسا،گورستان‌ها و بناهای دیگر متعلق به مسیحیان کاتولیک و ارتودکس در گیلان نظیر کلیسای مسروپ مقدس در خیابان سعدی رشت،کلیسای مریم مقدس و گورستان لهستانی‌ها در بندرانزلی، نمای بیرونی و داخلی این کلیسا کاملا ساده و بدون هرگونه معماری خاصی است.

این کلیسا که نمادی از تساهل و همزیستی مسالمت آمیز ادیان و مذاهب مختلف در طول دوران مختلف و در جغرافیای گیلان و خدمات متقابل آن‌هاست در تمام این ‌سال‌ها و به‌ویژه در یک دهه گذشته، میزبان حجم گسترده پوسترها و تبلیغات هرساله انتخاباتی و همچنین تبلیغاتی مختلف و گوناگون تجاری و شعارهای سیاسی و اسامی انتخاباتی دوره‌های مختلف روی دیوار یک‌دست و عریض خود بوده است.

در سال‌های اخیر این بنای مذهبی نیز از موج روزافزون دست فروشان خیابانی و بساط آنان در امان نمانده است.kelisa

در واقع با غروب خورشید، کم کم دستفروشان بساط خیابانی خود اعم از کفش، پیراهن، پارچه، مهره مار، قیچی و فندک جادویی را در جلوی دیوار و در این بنا قرار می‌دهند. دست‌فروشانی که گاهی حتی از دیوار این مکان دینی هم نمی‌گذرند.

بماند که حجم انبوه عابران و فروشندگان جلوی این بنا، بی‌شک یادگاری‌ها، کنده‌کاری‌ها، حکاکی‌ها و هنرنمایی‌هایی که پای ثابت تجمع بیش از دو نفر مردم ما در محل‌های عمومی است را هم به دنبال دارد.

در روزهایی نظیر چهارشنبه آخر سال هم این بنا از آتش برافروخته ترقه‌ها و نارنجک‌های دست ساز در امان نیست.

به هر حال شایسته است این کلیسا علی رغم آن‌که به لحاظ تاریخی دارای قدمت چندانی نیست و به لحاظ معماری هم چندان شاخص نیست، اما به لحاظ آن که سمبل احترام مردم گیلان به اقلیت ها، ادیان و مذاهب قانونی در طول تاریخ به حساب می‌آید، اگر مورد حمایت نهادهایی نظیر میراث فرهنگی و … قرار نمی‌گیرد، لااقل بدون در نظر گرفتن سلایق سیاسی و حساسیت‌های امنیتی، از ایراد خسارت های فرسایشی و آرام به آن جلوگیری شود.

همان‌طور که در سال ۱۳۸۶ درخصوص کلیسا و مدرسه ارامنه در خیابان سعدی وعده‌هایی از طرف سازمان میراث فرهنگی داده شده است تا حفظ و نگهداری آن ساختمان‌ها با همکاری این نهاد اجرایی شود.

به هر حال صورت خوشی ندارد گردشگران متعدد خارجی که در خیابان‌های رشت قدم می‌زنند، تماشاگر این صحنه باشند که لباس های رنگارنگ خانگی روی یک طناب ضخیم، تمام عرض دیوار یک مکان مذهبی را پوشانده است.

اگرچه مدیران کلیسا خود اعتراضی به این مساله نمی‌کنند اما مسوولان شهری باید فکری به حال نجات این بنا از تسخیر و محاصره فروشندگان خیابانی کنند، البته نه تنها این بنا که به‌زودی دیگر بناها تاریخی و مهم شهر رشت نیز در موج رو به رشد بساط دست فروشان خیابانی گرفتار خواهند شد.