فرشاد نوروزپور

۱ اگر یک رسانه کشوری و در گام بعدی رسانه‌های جهانی را به عنوان دریای اخبار تصور کنیم، رسانه‌های محلی و منطقه‌یی را باید سرچشمه و شریان رودخانه اصلی این دریا بدانیم. همان‌طور که اساتید روزنامه‌نگاری و ارتباطات تایید می‌کنند، امروزه رسانه‌های محلی به لطف افزایش روزافزون استفاده از اینترنت و تکنولوژی‌هایی نظیر تلفن‌های همراه هوشمند در هر شهر حاشیه‌یی و حتی روستاهای دورافتاده‌ترین نقاط کشور هم فعالیت می‌کنند. در واقع شبکه وسیعی از رسانه‌های محلی که هرکدام از ‌آنها ممکن است دایره مخاطب محدودی داشته باشند، وقتی به عنوان حلقه‌یی از زنجیره خبررسانی قرار می‌گیرند، فرصت رصد و دیده شدن توسط رسانه‌های دست بالاتر را پیدا می‌کنند و بدین ترتیب است که هر لحظه ممکن است یک رسانه محلی تبدیل به منبع تیتر اول روزنامه‌های صبح کشور یا حتی خبرگزاری‌های جهانی شود. کم نیست نمونه‌هایی که یک سایت خبری محلی، صفحه شخصی یک خبرنگار شهرستانی و یا وبلاگ یک معلم در روستایی دورافتاده اتفاقی مهم و جریان‌ساز را به گوش دیگران رسانده است. بنابراین در شرایطی که روزانه ده‌ها سوژه مهم خبری در حوزه‌های مختلف در اطراف مردم یک منطقه جریان دارد، لازم است رسانه‌‌های منطقه‌یی به جای باز‌نشر و بازگو کردن اخبار ملی -که مخاطب فرصت بهتر و بیشتر دیدن آن از طریق رسانه‌های با کیفیت ملی را دارد- پی آن سوژه‌های محلی که با زندگی مخاطب ارتباط مستقیم و ملموس دارد را بگیرند و با تحلیل و سنجش کارشناسی، ذهن مشتاق مخاطب را اقناع کنند.

۲ واقعیت این است که رسانه‌های محلی هم در قالب آن مَثل معروف چاقوی جراحی قرار می‌گیرد. یعنی در کنار نقش حیاتی‌ که این رسانه‌ها دارند، به واسطه نزدیک‌تر بودن، سهل‌الوصول بودن و کمتر رعایت شدن اصول حرفه‌یی – نباید این‌طور باشد اما هست!- و تاثیر‌پذیری بیشتر از گروه‌های سیاسی یا اقتصادی نسبت به رسانه‌های ملی، بیشتر در معرض انحراف از رسالت‌های رسانه‌یی و روزنامه‌نگاری هستند. در واقع دغدغه‌های مالی و البته در بعضی مواقع حرص و ولع تحصیل مال، بده و بستان‌های سیاسی و یا انگیزه‌های شخصی موجب می‌شود، خطوط محترم و مهم نشریات محلی به زر ناسره فروخته شود. دسته‌گل فرستادن‌های روزانه برای مدیران، وارونه نمایاندن واقعیت، بایکوت و یا شانتاژ خبری نسبت به یک اتفاق، همه و همه از نمود‌ها و عوارض این بیماری است که تالی‌فاسد اصلی آن، بیگانه و غریبه شدن مردم یک منطقه جغرافیایی نسبت به رسانه‌های محلی‌شان است.

۳ در چنین فضایی سرپرستی روزنامه فرهیختگان در استان گیلان کار خود را آغاز می‌کند. در واقع ما وارث دو عنوان بزرگ و مهم هستیم. اول روزنامه‌یی که در گذشته نه‌چندان دور و قبل از ورود و سیطره مدیران برآمده از دولت سابق در دانشگاه آزاد، محلی برای فعالیت روزنامه‌نگاران بزرگ و طراز اول بود و خوشبختانه امروز و پس از تغییر مدیریت دانشگاه و روزنامه به تدریج در حال بازگشت به روزهای خوب  ابتدایی است.

دوم هم فعالیت در استان گیلان، استانی که در دوره‌های مختلف، روزنامه‌نگاران قوی و خوبی داشته که سابقه فعالیت و ایفای نقش‌ پررنگ در رسانه‌های ملی و حتی جهانی داشته‌اند. با رسانه‌ها و نشریاتی در گذشته و حال که به درستی نقش فوق‌الذکر را به عنوان یک رسانه محلی ایفا می‌کردند.

وراثت از این دو، عنوان ما را در چارچوبی قرار می‌دهد که اجازه خطا، انحراف و قدم نهادن در سبیل ناصواب را نداشته باشیم. مجموعه روزنامه فرهیختگان کوشش می‌کند بر خلاف دیگر هم‌صنفان استانی خود در چارچوب یک سازمان مشخص، منظم و با برنامه‌ریزی قدم بردارد. در واقع علاوه بر حضور روزنامه‌نگاران برجسته گیلانی که سابقه سال‌ها فعالیت در سطح اول مطبوعات ملی را دارند، تعریف یک سیستم درست و اصولی برای اداره این مجموعه، دغدغه اصلی ما بوده است. چیزی که در نشریاتی با عمر بیش از یک دهه در گیلان هم دیده نمی‌شود.

شاید ضمیمه هفتگی روزنامه فرهیختگان در گیلان با توجه به حوزه گسترده توزیع و مخاطب، بتواند شروعی برای آشتی فرهیختگانِ گیلانی با نشریات باشد. باید حق را به آن‌ها داد، همه آن‌چه باعث روی‌گردانی آن‌ها از نشریات محلی شده است ‌محدودیت و مضیقه‌های تحمیلی نیست، همان‌طور که مسایل مالی و سرانه پایین مطالعه هم نیست، شاید روزنامه‌نگاری را بلد نبوده‌ایم!