حسن کربلایی

دبیر حزب مئتلفه اسلامی در گیلان

اگر اعتدال یک نگرش سیاسی باشد با آن مشکل دارم. اگر اعتدال حد وسط حرکت کردن است در واقع این به معنی فرصت‌طلبی، مغازه دونبش داشتن، با هم خوب بودن، موضع نگرفتن و شفاف نبودن است. این سیاست، سیاست اسلامی نیست. اگر اعتدال موردنظر آقایان اسلام است و این‌که اسلام خود اعتدال است، حرفی نداریم. در واقع معنای آن اصولگرایی می‌شود. چون اصولگرایی هم به معنای راه رفتن روی اصول، با میزان اصول، بر اساس اصول و ارزش‌های دینی است. به نظر می‌رسد اعتدال مورد نظر دولت، یک اسم و نام‌گذاری روی یک جناح سیاسی است. این‌که این شیوه، مختص جناح روحانی یا نوبخت است یا هر کسی دیگری که در این حزب و جریان سیاسی فعال است، فرقی نمی‌کند. این حزب اعتدال دارای شعارها و عملکردهایی بوده و هست. در شعارها، خصوصا قبل از رای‌گیری، با سر و صدای زیادی به میدان آمده و آرا را به خود اختصاص داده ولی در عمل از اعتدال خبری نیست. چون معنای اعتدال تندروی نیست. تندروتر از این دولت در ایران نداشته‌ایم.

در انتخاب مدیران، انتخاب استانداران، برخورد با دولت گذشته، برخورد با مخالفان و منتقدان، حذف نیروهای اصیل و وفادار به امام (ره) و رهبری که نمونه‌های فراوان در همه استان‌ها و استان ما هم وجود دارد، هیچ‌گونه اعتدالی دیده نمی‌شود. اعتدال‌گرایی را به معنای استفاده از نیروهای غیرتندروی هر دو جناح هم نمی‌توان تفسیر کرد چون تندروهای جریان اصلاح‌طلب و بلکه فتنه‌گر در این دولت جذب شدند. ولی افراد غیرتندروی اصولگرا از ادارات دولتی و مدیریت‌های استانی و شهرستانی و کشوری حذف شدند. از نظر ما بسیاری از مدیران دولت احمدی‌نژاد در استان و شهرستان‌ها، از نیروهای جریان اصلاحات بودند که اکنون هم ابقا شدند و بسیاری از نیروهای ارزشی نه در دولت احمدی‌نژاد و نه در دولت روحانی به کار گرفته نشده‌اند.

از نظر من اعتدال‌گرایی در سیاست مردود است. اعتدال‌گرایی در سخن رای‌آور است و در مدیریت نادرست. من این سیاست را سیاست تزویر می‌دانم و هرگز این اعتدال‌گرایی را موافق با تفکر ارزشی و اصولگرایی نمی‌بینم. اگر این دولت با تعطیل کردن کارها -که عملا هم کارها در سازمان‌ها قفل شده- به همین سبک ادامه دهد، به سرعت محبوبیت خود را از دست خواهد داد و در انتخابات مورد نفرت مردم قرار خواهد گرفت.