علیرضا کنعان رو

حزب، مهم‌ترین سازمان سیاسی و در واقع خانه مدرن سیاست‌مداران و دولت‌مردان است. در دنیای جدید سیاست ورزی بدون تحزب با آسیب‌های بسیاری همراه است. دکتر حسین بشیریه در کتاب «درس‌های دموکراسی برای همه» در رابطه با نهاد حزب معتقد است: به نظر بسیاری از صاحب‌نظران، دموکراسی در نهایت چیزی جز رقابت حزبی نیست. انتخابات بدون رقابت احزاب معنی ندارد. مفهوم حزب به معنای گروه و دسته سیاسی، مفهومی اساسا مدرن است که در غرب پیدا شد. نخستین احزاب سیاسی به معنی درست کلمه در اوایل قرن نوزدهم در ایالات متحده امریکا ظهور یافتند. پس از آن‌که نهادهای قانون‌گذاری استقرار کامل پیدا کردند و بخش‌های عمده‌ای از مردم حق رای یافتند، فعالیت احزاب اجتناب‌ناپذیر شد.

در انگلستان، اصلاحات انتخاباتی سال‌های ۱۸۳۳ و ۱۸۶۷ به ظهور آشکار احزاب سیاسی در صحنه سیاست آن کشور انجامید. عوامل درون پارلمانی و برون پارلمانی تاثیرات شگرفی بر شکل‌گیری احزاب داشته‌اند و حتی در یک رابطه دیالکتیکی ظهور احزاب سوسیالیست که از گسترش حق رای عمومی دفاع کرده‌اند، بر گسترش کارکرد و اهمیت وجود احزاب افزوده است. به نظر دکتر بشیریه احزاب سیاسی را می‌توان به‌طور کلی در چهار گروه دسته‌بندی کرد. احزاب سیاسی راست دموکراتیک؛ مثل احزاب لیبرال و محافظه‌کار و دموکرات مسیحی، احزاب سیاسی چپ دموکراتیک؛ مثل احزاب سوسیال‌دموکرات و کارگری، احزاب راست اقتدارطلب؛ مثل احزاب فاشیست و ناسیونالیست و احزاب چپ اقتدارطلب؛ مثل احزاب کمونیست.

در یک تقسیم‌بندی دیگر در مورد احزاب سیاسی، می‌توان از احزاب «کادر» و «توده‌ای» نام برد. احزابی که مرکب از نمایندگان پارلمان و برخی افراد سرشناس بوده و سازمان و عضویتی در خارج از پارلمان -قدرت حکومتی- نداشته‌اند، احزاب کادر خوانده شده و احزابی که اعضا و سازمان گسترده‌ای در خارج از پارلمان -قدرت حکومتی- دارند، احزاب توده‌ای نامیده می‌شوند. احزاب توده‌ای معمولا می‌کوشند از طریق تاسیس مراکز و کانون‌های مختلف فرهنگی، مذهبی، آموزشی و غیره به حیات اجتماعی اعضای خود نیز سامان ببخشند.اهمیت وجود احزاب در سیاست ورزی مدرن تا حدی است که امروزه نظام‌های سیاسی بر اساس کارکرد حزبی‌شان و جایگاهی که برای نهاد حزب قائل هستند تقسیم می‌شوند. در همین رابطه می‌توان به نظام بدون حزب -مستقل از حزب-، نظام تک‌ حزبی، نظام دو حزبی و نظام چند حزبی اشاره نمود. در نظام غیر حزبی، هیچ حزب رسمی سیاسی وجود ندارد و برخی مواقع حتی محدودیت‌های قانونی بر سر راه ایجاد و فعالیت احزاب سیاسی گذاشته می‌شود. در مجالس قانون‌گذاری غیر حزبی هیچ اتحادی از اعضای رسمی یک حزب در مجلس وجود ندارد. در نظام‌های تک‌ حزبی، یک حزب سیاسی قانونا مجاز است تا تمام قدرت اجرایی و موثر را در دست داشته باشد. در این نظام‌ها ممکن است چنین حزبی فقط کسب مناصب دولتی را در نظر نداشته باشد؛ چراکه در بعضی مواقع موقعیت‌ها و مناصبی که در داخل خود حزب هستند اهمیت بسیار بیشتری از مناصب دولتی دارند. کره شمالی و چین مثال‌هایی از این دست هستند. نظام‌های دو حزبی در کشورهایی نظیر جامائیکا و غنا وجود دارند که در این کشورها تنها دو حزب سیاسی بر کل کشور مسلط‌اند و یکی از آن دو برنده تمام انتخابات هستند. یک جناح راست که با ائتلاف، یک حزب را تشکیل می‌دهند و یک جناح چپ که با ائتلاف یک حزب دیگر را تشکیل می‌دهند. معمولا مساله‌ای رایج در این نوع نظام‌های دو حزبی این است که به سرکوب دیگر احزاب احتمالی دست می‌زنند و سعی در از بین بردن یا جذب احزاب احتمالی غیر از خود دارند.ایالات متحده نیز اساسا به یک نظام دو حزبی تبدیل شده است. از آغاز تولد این جمهوری، معمولا یک حزب محافظه‌کار- مثل حزب جمهوری‌خواه- و یک حزب لیبرال – مانند حزب دموکرات- گویای وضع موجود در سیاست امریکا بوده‌اند. نظام‌های چند حزبی نظام‌هایی هستند که در آنها بیش از دو حزب وجود دارد و احزاب متعددی برای به دست گرفتن پست‌های دولتی در رقابت هستند. استرالیا، کانادا، هند، بریتانیا و نروژ مثال‌هایی از کشورهایی هستند که دارای دو حزب قدرتمند، به‌علاوه دیگر احزاب کوچک‌تر هستند که هر یک سهمی در اداره دولت دارند. احزاب کوچک‌تر یا احزاب ثالث باعث متعادل نگاه داشتن قدرت در نظام پارلمانی هستند و بنابراین همیشه ممکن است برای تشکیل دولت ائتلافی دعوت شوند تا به همراه حزب بزرگ‌تر در ساختن دولت سهیم باشند، یا ممکن است مستقل از احزاب بزرگ‌تر دست به فعالیت و رقابت بزنند.