فائزه هاشمی  رفسنجانی

دانشگاه آزاد اسلامی در شرایطی شروع به کار کرد که کشور می‌توانست با موجی از مهاجرت به خارج از کشور به‌ویژه با هدف ادامه تحصیلات دانشگاهی روبرو باشد. مهاجرتی که علاوه بر مسایل روحی، هویتی و عاطفی برای خانواده‌ها با هزینه‌های مادی و معنوی برای کشور همراه بود. جمعیت جوان آن روزها نیاز به فضایی برای ادامه تحصیل و رشد بیشتر داشت که متاسفانه تعداد واحدهای دانشگاهی در سراسر کشور پاسخگوی این نیاز نبود.

در چنین وضعیتی  دانشگاه آزاد در تهران تاسیس و سپس واحدهای شهرهای بزرگ و در مرحله بعد شهرستان‌ها نیز تاسیس شد. خیلی زود این نهاد توانست با جذب متقاضیان تحصیلات دانشگاهی، حوزه فعالیتی خود را گسترش دهد و تبدیل به یک قطب علمی و فرهنگی در کشور شود. در طول ۳۲ سال عمر دانشگاه، شاهد تاثیر این نهاد بر توسعه چند‌جانبه و رشد سطح آگاهی و دانش عمومی جامعه بوده‌‌ایم. علاوه بر تهران و شهرهای بزرگ که بستر فرهنگی کمی توسعه‌یافته‌تر نسبت به شهرهای کوچک است، تاثیر ورود دانشگاه آزاد به شهرهای کوچک در زمینه‌های مختلف نظیر افزایش سطح سواد، بالابردن دانش و آگاهی‌های عمومی، تغییر و ‌به‌روز شدن چهره شهرها، ورود اندیشه‌ها و افکار نو به آن جامعه، رونق و رشد اقتصاد و کسب‌و‌کار و حتی تغییرات سیاسی و مواردی از این دست ارمغان حضور دانشگاه آزاد در سراسر ایران بوده است. صرف حضور جوانان در محیط دانشگاه موجب ایجاد علاقه و انگیزه بیشتر برای آنان برای مشارکت در تصمیمات و تحولات اجتماعی می‌شود و این یعنی اهمیت دانشگاه آزاد با بیش از ۴۰۰ واحد دانشگاهی که شاید با وزارت‌خانه‌هایی نظیر آموزش و پرورش، وزارت ورزش و جوانان و وزارت علوم قابل مقایسه باشد .

متاسفانه در زمان دولت قبل که به نظر  کارکردش تخریب کشور بود، دانشگاه آزاد هم بی‌نصیب نماند و دولتی‌ها با ورود و دخالت در امور دانشگاه آزاد، ضربات بزرگی به روند رشد این مجموعه زدند. خوشبختانه بار دیگر مدیریت این مجموعه به افراد شایسته رسید تا این نهاد به روند رو‌ به رشد خود ادامه دهد.

هرچند جبران ضربات آن چند سال یکی از موانع و مشکلات جدی مدیریت فعلی است اما چشم‌انداز روشن و خوبی پیش‌روی دانشگاه آزاد است.

در ابتدای دهه چهارم فعالیت دانشگاه آزاد اسلامی، یکی از مهم‌ترین کاستی‌ها و ضرورت‌هایی که باید برای حل آن تلاش بیشتری شود مساله مشارکت و استفاده از زنان در عرصه مدیریت دانشگاه است. با‌وجود درصد بالای دانشجویان و اساتید زن در تمام واحد‌های دانشگاه آزاد، متاسفانه زنان در مدیریت ملی و به‌ویژه منطقه‌یی و محلی جایگاهی شایسته ندارند. البته به نظر می‌رسد مدیران دانشگاه نیز این کمبود را به خوبی حس کرده و تلاش‌هایی برای رفع آن انجام داده اند. مثل انتصاب روسای زن برای واحد‌های تهران غرب و پردیس اما باید فرصت‌ها و موقعیت‌های بیشتری در اختیار زنان قرار داد زیرا آنان با توجه به توانمندی‌ها و پیشرفت‌های علمی و مدیریتی‌شان حق دارند تا در فرصت برابر سهم بیشتری از مدیریت دانشگاه آزاد ببرند. به‌ویژه که چارچوب قانونی و سازمانی این مساله نیز فراهم است و تنها مانع آن برخی تنگ‌نظری‌ها و باورهای سنتی و غلط بوده است که امیدوار به حل آن هستیم.