سید فرزام حسینی

farzamhosseini۱- اسم نمایشگاه کتاب که می‌آید، نگاه همگان به‌سوی مصلی بزرگ شهر تهران کشانده می‌شود. محلی که حالا چند سالی است در اردیبهشت‌ماه نمایشگاه کتاب در آنجا برگزار می‌شود و همین مساله نیز مورد انتقادات بسیاری قرار گرفته است که محل مصلی مناسب برای برگزاری نمایشگاه کتاب نیست و… . اما همه ماجرا این نیست، نمایشگاه کتاب فقط در تهران و مصلی نیست. در چند سال گذشته، هرساله در ماه‌های مختلف سال، نمایشگاهی در دیگر استان‌های دیگر کشور برگزار می‌شود. ازجمله نمایشگاه کتاب گیلان که هرسال اواسط پاییز در سالن «فرش گیلان»، ابتدای جاده تهران برگزار می‌شود. لازم است که در این مورد هم بگوییم محل این نمایشگاه نیز مناسب کتاب نیست؟ گویی امری واضح و مبرهن به نظر می‌آید و حرفِ ما اضافه است!
۲- اما نمایشگاه کتاب گیلان، به‌عنوان یک اتفاق گسترده (!) در سطح استان چه دستاوردی برای ما دارد؟ چه نفعی به مردم و فرهنگ گیلان می‌رساند؟ می‌توان بدین مساله از چند منظر نگریست. اما ابتدا به گمانم ضروری به نظر می‌رسد که نظری به چندوچون برگزاری نمایشگاه داشته باشیم؛ نمایشگاه کتاب گیلان چندان بزرگ و گسترده نیست، هرچند خیلی هم کوچک به نظر نمی‌آید. از سویی دیگر ناشرانی که به این نمایشگاه می‌آیند و کتاب‌هایشان را عرضه می‌دارند، قطعا و حتما و به‌صورت تمام و کمال معیار نشر فرهنگ در کشور نیستند -دست‌کم تا سال گذشته چنین بود- در واقع ناشران معتبر و جاسنگین در حوزه فرهنگی، کمتر پا به نمایشگاه گیلان می‌گذارند و یا آنهایی هم که می‌آیند -بازهم دست‌کم تا سال گذشته- همه عناوین نشرشان را نمی‌آورند و اگر در غرفه‌شان سَرک بکشید، قطعا و حتما نمی‌توانید کتاب‌های مهم‌شان را پیدا کنید. علت این مساله چیست؟ به گمانم یکی عدم استقبال مخاطبان و دیگری عدم سرمایه‌گذاری خود ناشران و عدم تقبل ریسک حضورشان است. هر دو عامل در این مساله دخیل هستند؛ استقبالِ کم مخاطبین که می‌تواند ناشی از مسایلی چند، ازجمله عدم سرمایه‌گذاری کافی و نیز تبلیغات مناسب باشد و عدم اطمینان ناشران هم شاید به کم توجهی‌شان به پتانسیل فرهنگی شهرستان‌ها و نیز ناشی از رکودی باشد که حوزه نشر را در برگرفته است.
۳- مساله دیگری هم هست؛ نمایشگاه کتاب گیلان از جهتی شباهت‌هایی با نمایشگاه کتاب تهران دارد. شباهتی که البته مثبت نیست و آن هم این است که غرفه‌های نمایشگاه، یا به تعبیری بخش عمده‌ای از غرفه‌هایش، در اختیار ناشرانی ست که درباره اکثریت‌قریب‌به‌اتفاقشان می‌توان گفت کتاب‌های مهمی ندارند و یا مدت‌هاست که کتاب خاصی را به چاپ نرسانده‌اند. این ناشران تا امسال هرساله در نمایشگاه حضورداشته‌اند و گویی سند غرفه‌ها را در دست دارند! از طرفی می‌توان با ساعتی گردش مختصر دریافت که مخاطب هم حتی توقفی برای نظاره کردن، در برابر غرفه‌های این ناشران نمی‌کند. حال این پرسش مطرح می‌شود که پس چرا هرساله باید غرفه‌هایی با مساحت عظیم در اختیار این ناشران قرار بگیرد؟
۴- بااین‌همه و روی‌هم‌رفته، نمایشگاه کتاب گیلان یک فرصت است. هم برای مردم و هم برای مسوولین. فرصتی که برای استفاده از آن نیاز به تامل و دقت داریم، فرصتی که به‌طور استثنا این بار به تهدید بدل نخواهد شد اما اگر با بی‌توجهی یا کم توجهی به آن بپردازیم، قطعا و حتما فرصتی هدر رفته خواهد بود، چنان‌که تا به امروز رفته است. باید این فرصت را غنیمت شمرد و از آن به نفع تعالی فرهنگی استان استفاده کرد، ازهرجهت که بشود، باشد که چنین باشد، اما…