فرهیختگان گیلان:  فرهاد منتصر کوهساری مدیرکل سابق بنادر و دریانوردی استان گیلان، این هفته با مدیریت یازده‌ساله این سازمان وداع گفت.

مدیری که کم‌وبیش همه توان خود را مصروف مدرن‌سازی و توسعه بندرانزلی نمود و قصد خدمتگزاری داشت. همین توصیف را می‌شد در بازتاب و واکنش هیجان‌انگیز کارمندان این بندر در روز تودیع به عینه مشاهده کرد.

او نیز همانند دیگر مدیران دولتی، از افتخارات خود گفت و جماعتی را متاثر از کلام بغض آمیز خود نمود.

جنس سخنانش به‌ نحوی بود که گمان می‌رفت، حالا بندرانزلی مانند زمینی است بسیار حاصلخیز که اگر شخم بخورد بوستانی از آن خواهد رویید.

koohsari

پیش از این، در طول سال‌های پس از انقلاب، چند باری چنین تجربه‌هایی در استان دیده و شنیده شد. اگر از سوی ناظران بی‌طرف نیز این عملکرد مورد ارزیابی قرار گیرد، با ارفاق می‌توان نمره قبول هم به ایشان داد.

چه آن‌که، ناظران مردمی، آن‌چه را که می‌بینند تهی و به دور از جزییات و پشت‌صحنه‌هایی است که منجر به توسعه و بهبود عملکرد این بندر شد. داوران راستین، بنگاه‌هایی هستند که در مصاف با معضلات و مشکلات کمرشکن اقتصادی، پابه‌پای مدیران دولتی جنگیده‌اند اما به درستی و انصاف نامی از آنان برده نمی‌شود.

از همین حیث، مراسم تودیع مدیرکل بنادر و دریانوردی گیلان یکی از نمونه‌های مثال‌زدنی و عبرت‌آموز در عملکرد مدیریت دولتی استان است. وقتی نهادهای دولتی، نقش حاکمیتی پیدا می‌کنند، باید از برگزاری این نوع مراسم‌های هیجانی و شوق‌آفرین پرهیز کنند.

آن‌چه را که معیار صحیح ارزیابی عملکرد مدیران حاکمیتی است نه بیلانی که خود می‌دهند بلکه وضعیت کنونی بنگاه‌هایی است که دوشادوش مدیران دولتی در توسعه و بهبود بنادر به‌طور شبانه‌روزی سهم داشته‌اند؛ و الا آن‌چه که در پایان سخن فرهاد منتصر کوهساری به اذهان کارشناسان و متخصصان بندری متبادر می‌شود آن است که اگر این‌همه خدمت و این‌همه افتخار از قبِلِ مدیریت ایشان، نصیب این استان شده پس چرا مهم‌ترین بندر شمالی کشور، دچار خون‌مردگی شده است. لابد این بار هم پای تحریم را به میان می‌آوریم. یاد بگیریم که از واژه تحریم بیش از کوپنمان استفاده نکنیم.

در سال‌های اخیر، عبارت «تحریم بنادر ایران»، یکی از کلیدی‌ترین واژه‌های فرار مدیران دولتی از واقعیت است.

بخش عمده‌ای از عملکرد بنادر و اساسا اقتصاد کشور، به نوع تعامل حقیقی دولت‌ها و نمایندگان آن، با بنگاه‌های خصوصی است که نمایندگی ملی دارند و به منافع اقتصادی خود که برآیندی از توسعه ملی است، می‌اندیشند.

آقای کوهساری! ردیف کردن این‌گونه افتخارات شاید مایه کدورت مدیران سابق این بندر نیز باشد که بی‌ادعا و با بزرگ‌منشی، کاری بزرگ را آغاز کردند و میانه راه، پرچم آن را به دست شما داده‌اند. انصاف و صداقت در این است که ثمره و دسترنج زحمات دیگران را در «حذف انحصار و ایجاد رقابت اپراتورها»، «احداث بنادر جدید»، «توسعه بهینه بندرانزلی» و «افزایش قابل‌توجه تولید ثروت ملی» تنها به نام خود پلاک نکنید.

تجلیل از خدمات شما، آمیخته‌ای از تلاش شبانه‌روزی مدیران سابق این بندر، بنگاه‌های خصوصی این استان و همکاری مجدانه دیگر دوایر دولتی نیز بود که همه به نام خودتان مورد تجلیل قرار گرفت.

به نظر، این نوع مناسبت‌ها زمانی معنای واقعی و حقیقی پیدا می‌کنند که در کنار کف مرتب کارمندان دولتی، تجلیل مدیران دولتی از هم و شیرجه رفتن روی موج افتخارات دیگران، دیگر بخش‌های ذی‌ربط هم دیده شود تا به‌درستی سره از ناسره تمایز داده شوند.