رئوف عاشوری

«حقیقت این است که شما در همان وقتی که روزه می‌گیرید، به فکر منافع خود می‌باشید و به کارگران خود ستم می‌کنید.

روزه‌ شما، شما را پرخاشگر ساخته و همیشه در جنگ و جدال هستید. آیا فکر می‌کنید، این نوع روزه باعث می‌شود من به دعای شما گوش کنم؟ وقتی شما روزه می‌گیرید، بدن خود را رنجور و سرهای خود را مثل پره‌های علف صحرا در برابر باد خم می‌کنید، و بستر خود را بر پلاس و خاکستر می‌گسترانید.

آیا این است آنچه را که شما روزه می‌نامید؟ آیا فکر می‌کنید من از این نوع روزه خشنودم؟ روزه‌یی که من می‌پسندم این است: زنجیرهای ستمکاری و یوغ‌های بی‌عدالتی را بگسلید، و بگذارید ستمدیدگان آزاد شوند. گرسنگان را در غذای خود سهیم کنید، و درِ خانه‌های خود را به روی فقیران و بی‌خانمانان باز کنید.

به کسانی که چیزی برای پوشیدن ندارند، لباس بدهید و از کمک کردن به اقوام خود دریغ نکنید.» (عهد عتیق، کتاب اشعیا ۳: ۵۸-۷)

«روزه بر شما مقرر شده است همان‌گونه که بر کسانی که پیش از شما [بودند] مقرر شده بود.» (قرآن کریم، بقره، ۱۸۳)

اساس روزه به معنای عام‌، «پرهیز» است. حالا در هر فرهنگ و دینی که می‌خواهد باشد. پرهیزی که به فراخور موقعیت‌ و آداب، شکل‌‌های متفاوتی به خود گرفته و علت‌های گوناگونی را هم در توجیه خود برشمرده است؛ تقرب، پالایش روح و تن، عزاداری، درخواست عفو، رفع بلا و … از این دست‌اند. همه این رویکردها اما، با تفاوت‌های کناری و ماهوی‌شان، در قصدی که پی می‌گیرند مشترک هستند؛ تمایل انسان برای رسیدن به یک وضعیت متعالی «فیزیکی-روانی» در ارتباط با حضوری برتر. همان وضعیتی که بتواند از سویی به نیازهای معنوی او قوت بدهد و از دیگر سوی نیز کاهش خواسته‌های مادی‌اش را در پی داشته باشد.

شاید هم بشود در روایتی دقیق‌تر این دو گزاره ضمنی را به یکدیگر وابسته کرد و گفت که این تقویت سعی می‌کند خودش را در سایه ضعف دیگری پیدا کند. به هرحال، پیشینه پرهیز در امر نخوردن و نیاشامیدن، قبل از آن‌که وجه مذهبی‌اش شکل بگیرد، در پس‌زمینه فرهنگ‌های قبیله‌یی و قومی نیز قابل پیگیری است.

از سرخپوستان و  پوئبلوهای جنوب غرب آمریکا گرفته تا کاهنان مذهبی سیبری که بیشتر دریافت‌های شهودی خود را در اوج بیماری بدست می‌آوردند و همین اتفاق بود که آنها را برای ریاضت و رنجِ بیشتر به عمل روزه گرفتن ترغیب می‌کرد. یا مثلا راهبه‌های چین باستان که چند هفته از زمستان را مشغول روزه‌داری بودند، با این باور که  یانگ دوره‌اش را در این زمان آغاز خواهد کرد.

البته جنبه سیاسی روزه گرفتن نیز با تعبیر اعتصاب وجه دیگری است از این عمل که در هنگام اعتراض و شکایت رخ می‌دهد.

شاید برجسته‌ترین نمونه این اتفاق، حرکت «مهاتما گاندی» رهبر فقید هند باشد که در زندان برای اعتراض به رفتار خشونت‌آمیز طرفدارانش در برابر دولت انگلیس روزه گرفت.

اما شکل دینی و در واقع قدسی روزه، طوری‌که پا را از مرز تمرین و تذهیب و تزکیه فراتر بگذارد و خود را در حدود یک عبادت، یک امر واجب و فریضه دینی تعریف کند، در دین یهود، مسیحیت و اسلام اتفاق ‌افتاده است که به اهل کتاب مشهورند. مثلا پیروان یهود در روز مشخصی از سال که به آن «روز کیپور» می‌گویند روزه ۲۴ساعته می‌گیرند و در طول این مدت چهار بار برای خواندن دعای صبر و نماز به کنیسه‌ مراجعه می‌کنند.

دین مسیح هم اگرچه نه به قوت آیین یهود، اما روزه و آداب روزه‌داری را در انجیل مطرح کرده است.

در مسیحیت، شخص روزه‌دار مختار است هر طورکه می‌خواهد از چند ساعت تا یک روز کامل را روزه بگیرد.

حتی روزه‌یی هم هست که روزه وصل نام دارد و در این مورد دو روزه را بهم الصاق کرده ولی از آن طرف چند وعده را حذف یا از خوردن بعضی غذاها خودداری می‌کنند.

دامنه تفاوت روزه‌داری در مسیحیت و یهودیت البته فقط به آداب آنها منحصر نمانده است. قوم یهود برای کلمه روزه در کلام عبری، لغت «تعنیت» به معنای رنجور شدن جان را به کار می‌برد که از سویی به فلسفه و جایگاه آن نیز اشاره دارد.

به گواه عهد عتیق روزه در یهودیت محلی است برای رهایی از بلا. جایی که می‌شود برای گناهان کرده و نکرده طلب آمرزش کرد و از عذاب و مصیبت کناره جست و این‌که روزه به خودی خود قصد و هدف نیست بلکه وسیله‌یی است برای ندامت و اظهار  پشیمانی.

اما مسیحیان باور دارند که همه رنج‌ها و عذاب‌ها را مسیح روی صلیب کشیده است و این عمل محض فروتنی و سرکوب نفس است که صورت می‌گیرد. درواقع عملی است برای رضایت و اطمینان روح.

در سایر ادیان توحیدی هم روزه وجود دارد. صائبیان (پیروان نوح یا یحیی) در روزهایی از سال خوردن گوشت و غذاهای اصلی را بر خود حرام کرده‌اند.

البته در آیین زرتشت از آن‌جایی که نخوردن و نیاشامیدن باعث سستی و عدم کارایی کافی بدن می‌شود، نکوهیده شده و انسان را از بیکاری و تن‌پروری نهی کرده است؛ در وندیداد فرگرد سوم فقره ۳۳ نوشته شده است: «…آن‌کس که سیر غذا می‌خورد، توانایی می‌یابد که نیایش بکند، کشاورزی کند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می‌ماند و از نخوردن می‌میرد».

اگرچه این مردمان نیز برای زیاده‌روی نکردن در خوردن گوشت حیوانات، روزهای ۲۱،۱۴،۱۲،۲ هر ماه از خوردن گوشت پرهیز می‌کنند.‌‎‏‎در دین اسلام نیز همواره روزه به عنوان وسیله‌یی برای تهذیب نفس و ایستادگی و روی‌گردانی از هوس‌ها و تمایلات دنیوی تعبیر شده و تاکید شده که روزه نباید مانعی برای ضعف و ماندن از انجام امور روزانه باشد، بلکه فرد روزه دار در کنار زندگی روزمره باید یک ماه در سال را به صورت نمادین از کامجویی‌های بی حد و حصر خودداری کند.