آرزو فاطمی

کارشناس ارشد جامعه شناسی

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، به شکل‌گیری هویتی جدید و ارزشمند از زنان در نقش‌های اجتماعی و سیاسی دست یافتیم. امام خمینی (ره) به عنوان رهبری اصلی جریان انقلاب اسلامی، معتقد بودند که «زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند». ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی خطاب به زنان فرمودند؛ «همان‌طور که در نهضت‌ها نقش داشته‌اید، اکنون هم باید در این پیروزی سهیم باشید» و این‌گونه بانوان را دعوت به مشارکت جدی در تحقق آرمان‌های مقدس نهضت اسلامی نمودند.

اما امروز پس از گذشت سی سال از زمانی که امام(ره) چنین سخنی را در جامعه طرح نمودند، زنان ما چه شرایطی برای حضور در عرصه‌های مدیریتی کشور دارند؟ بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، بهترین حالت از ابتدای انقلاب تاکنون، در دوره پنجم بوده که ما ۱۴ نفر نماینده زن داشتیم و این یعنی معادل ۵ درصد از کل مجلس. درباره فرمانداران، استانداران، وزرا، معاونت‌های مختلف، مدیران ارشد کارخانه‌ها و سازمان‌های دولتی، وضع به ‌مراتب بدتر است.

در دوران هشت ساله اصلاحات قدم‌هایی برای جبران کاستی‌هایی که مانع حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی کشور بود، برداشته شد. در سال ۷۶ نرخ اشتغال زنان ۱٫۹ درصد بود در حالی‌که در سال ۸۳ طبق آمار بانک جهانی به ۱۴٫۶ درصد و براساس برآورد مرکز آمار ایران به ۱۲٫۶ درصد رسید . نرخ رشد مدیریت زنان نیز در سال ۸۱ به ۶۳ درصد افزایش پیدا کرد.

در تدوین برنامه چهارم توسعه نیز نگرش جنسیتی پررنگ‌‌تر و قوی‌تر مطرح شد و بیش از ۲۰ ماده از مواد اصلی این برنامه در بخش‌‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، امنیت اجتماعی، تولید و اشتغال به موضوع زنان اختصاص پیدا کرد.

رییس مرکز امور مشارکت زنان در دولت اصلاحات، در این‌باره گفته بود ما با جریان‌سازی و عمده‌سازی مسائل جنسیتی، سعی کردیم در برنامه چهارم توسعه، مسائل زنان را از حالت متمرکز در یک حوزه خاص خارج کرده و در کل برنامه‌ریزی بگنجانیم. از جمله ماده ۱۱۴ قانون برنامه چهارم توسعه که بر اساس آن دولت موظف شد در سال اول برنامه، سند جامع برنامه مشارکت زنان را تدوین کند و از جمله اشتغال زنان و تنظیم بازار نیروی کار، اصلاح نگرش‌های فرهنگی و اصلاح قوانین و مقررات مربوط به حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی زنان در آن لحاظ شود.

ولی با یک نگاه منصفانه و با استناد به وقایع و آمارهای موجود می‌توان سیرعکس این موضوع، یعنی تلاش برای خانه‌نشین شدن هرچه بیشتر زنان را در دولت اصولگرایان مشاهده کرد؛ اما واقعا مشکل کجاست؟

به نظر می‌رسد مشکلات موجود در این عرصه برای زنان، در دو بخش نرم‌افزاری و سخت‌افزاری باشد.

بخش نرم‌افزاری این مشکلات عبارتند از؛ هنجارها و ارزش‌های جامعه که خود را در شکل کلیشه‌های جنسیتی نشان می‌دهند، این‌که با قرائت خاصی از دین یا سنت بر نقش‌های خانگی زن تاکید و او را از بروز و ظهور اجتماعی، آن‌هم در سطح مدیریت‌های کلان بازداریم، این‌که تصور نکنیم تا زمانی که مردان هستند زنی می‌تواند فرماندار یک شهر یا استاندار و نماینده یک استان باشد و مواردی از این دست. همچنین مشکلات مربوط به کاستی‌هایی در باب قانون و اجرای آن که بخش سخت‌افزاری این مشکلات است؛ یعنی همان عدم وجود امکانات لازم برای حضور و فعالیت زنان و همچنین پشتوانه قانونی محکم.

بنابراین به نظر می‌رسد باید هم در بخش منابع و هم در بخش قواعد که مرتبط با همان دو بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری که مطرح کردیم، به دنبال اجرای برنامه‌های بنیادی و اساسی باشیم تا بتوانیم حضور زنان را در بخش‌های مدیریتی خرد، میانی و کلان، آن‌چنان که خواست بنیان‌گذار انقلاب، تعالیم دینی‌مان و همچنین مطابق با خواست و توانمندی زنان امروز جامعه‌مان است، تقویت کنیم.