علی باباچاهیbabachahi

اگر قرار بر این باشد که در ادبیات معاصرمان، دو غزل‌سرای عمده را نام ببریم، بی‌شک یکی هوشنگ ابتهاج خواهد بود و دیگری سیمین بهبهانی. در بین غزل‌های سیمین و سایه، نقاط مشترکی وجود دارد که در واقع نوعی مفصل‌بندی کلاسیک و بافت نسبتا قدیمی است؛ این مساله تا سال‌ها در غزل این دو شاعر مشهود بود. هر دو شاعر، گرچه تمایل به نوآوری داشتند، ولی هنوز شعر نو جذابیتش را به این‌ها نشان نداده بود و زیر سایه قواعد شعر کلاسیک فارسی قرار می‌گرفتند. البته شعر سایه و سیمین، در همان مقطع هم جذابیت مختص به خودش را داشت و آن هم به علت اعتیاد خوانندگان شعر فارسی به ارکان کلاسیک شعر فارسی بود.

اما سیمین بهبهانی در ادامه مسیر شاعری‌اش، همتی کرد و در غزل ابداعات وزنی و زبانی به وجود آورد. در اشکال شعر کلاسیک، نوعی قدرت به چشم می‌خورد و آن قدرت در ذات هر غزل نهفته است. اما حُسن کار سیمین بهبهانی در غزل، سرپیچی از این قدرت مذکور است. او در حد امکان از کلیشه دوری می‌جوید و راه خویش را هموار می‌سازد و به همین دلیل به‌عنوان بانوی شعر ایران شناخته می‌شود، در صدر می‌نشیند و قَدر می‌بیند. کاری که او کرده، کار هرکسی نیست.

ناگفته نماند که بخشی از محبوبیت افرادی مانند شاملو و سیمین بهبهانی ریشه در رفتار و عملکرد اجتماعی‌شان دارد.

تعامل اجتماعی و مشارکت در حرکت‌های جمعی، ارزش شعرشان را بیش‌ازپیش کرده است. به‌ هرحال این مساله امکانی‌ است تا شعر یک شاعر بیشتر دیده شود.

از سویی دیگر بهبهانی از هوشی سرشار برخوردار بود و تیزبینی خاص خودش را داشت. همیشه با شعر مدرن و پیشرو فارسی ارتباط داشت؛ رفتاری برخلاف رویه غزل‌سرایان محافظه‌کار ادبی روزگار ما.

در انتها اشاره‌ای داشته باشم به شخصیت شاعر بزرگ روزگارِ ما؛ اگر قرار باشد خصیصه‌ای شخصی و رفتار منحصربه ‌فردی از سیمین بهبهانی همیشه در یاد داشته باشم، مهربانی اوست.

آن هم مهربانی جوشیده از وجود انسانی نازنین. ما باید از عرفان فارسی، از متون منثور و منظوم ادبیات کهن فروتنی، از خودگذشتگی و ایثار را بیاموزیم، آموختن بد نیست، وقتی می‌آموزیم تبدیل به اندوخته می‌شود و اندوخته بر غنای فکری‌مان می‌افزاید. اما من امروز، در ستایش سیمین بی‌اعتنا به چنین مسایل می‌گویم: مهربانی‌اش جوشیده از اعماق وجود یک شاعر بود، مهربانی بی‌نظیر و بی‌دریغ. من حق دارم در این زمینه اغراق کنم، اما اغراق در مهربانی سیمین چیزی جز حقیقت نیست.