فرهیختگان گیلان: همه چیز از یک گفتوگوی کوچک شروع شد. گفتوگوی خبرنگار روزنامه شهروند با دکتر محمدعلی کیخا، معاون سازمان محیطزیست ایران. وقتی که معاون بالاترین مقام زیست محیطی ایران به انزلی آمد تا در روز جهانی تالابها از خطر خشکیدگی تالاب انزلی بگوید، در پاسخ به سوال خبرنگار، گریزی هم زد به سد شفارود و قاطعانه اعلام کرد که ساختن این سد غیرقانونی است و جلویش را خواهد گرفت. او مدافعان ساخت سد شفارود را متهم به دشمنی با محیط زیست کرد و از مسوولان دولت یازدهم خواست که همانند رییسجمهور برای مسایل زیستمحیطی اهمیت قایل شوند. این سخنان سریعا با واکنش محمدعلی نجفی، استاندار گیلان روبهرو شد که از ادامه ساخت سد شفارود دفاع کرد و بعد از اعلام خبر جذب فاینانس شش میلیاردی چینی برای ساخت سد، با بیان اینکه دیدگاه محیط زیست درباره سد شفارود سنجیده و قابل حمایت نیست، گفت: بعد از دریافت مجوزها و تامین منابع ارزی و دریافت قرارداد خارجی محیطزیست جلوی احداث این سد را میگیرد. استاندار پاسخی هم برای کیخا داشت آنجا که اشاره کرد: «من خودم بیش از هرکسی دلسوز محیط زیست هستم» اما سخنان استاندار بار دیگر واکنش کیخا را در پی داشت و خطاب به نجفی اظهار داشت: «هرکس که پیشرفت غیرقانونی پروژه را بخواهد دلسوز محیط زیست نیست» این مقام ارشد سازمان محیط زیست سپس تاکید کرد: «توقف پروژه و پرداخت جریمه بهتر از ضررهای هنگفت در آینده است».

در این بین، برخی از حامیان ساخت سد شفارود خبرنگاران را متهم به بزرگنمایی و تسویه حساب با نمایندگان دولت در استان کردند. از آن طرف هم بودند کسانیکه قضاوت خود درباره سد شفارود را فارغ از مسایل سیاسی میدانستند و توسعه بدون ارزیابی محیط زیستی را تخریب عنوان میکردند. حتی پای معاون وزیر کار هم به ماجرا باز شد و احمد میدری گفت: «سد سازی جز نابودی کشاورزی و افزایش آمار بیکاری نتیجهای نداشت». موضوع سد شفارود دو طرفه شده بود. موافقان ساخت سد و مخالفان ساخت سد. اما در بحث رسانهای در طرف موافقین، فقط استاندار گیلان بود که یک تنه ظاهرا میبایست جور همه را میکشید و به انتقادات ساخت سد واکنش نشان میداد. اما در طرف مخالفان ساخت سد از سازمان محیط زیست گرفته تا معاونت وزارت کار و بعضی از روزنامهنگاران گیلان قرار داشتند. بماند که بعضی از سایتهای اصولگرای مخالف دولت، از این قضیه استفاده کرده و بدون اینکه پاسخ دهند که چرا وقتی دولت اصولگرای قبلی از ساخت این سد حمایت کرد هیچ واکنشی نشان ندادند؟ اینک یکسره از استاندار دولت روحانی انتقاد میکنند. اما بودند کسانی که فارغ از مسایل سیاسی به این مساله پرداختند. بابک مهدیزاده یکی از روزنامهنگاران گیلانی در یادداشتی در سایت خبری و تحلیلی «شمال ما» خطاب به استاندار گیلان، فعالان محیط زیست و روزنامه نگاران محلی خواست که با نگاهی توسعه محور به قضیه سد شفارود وارد شوند و بیتفاوتی، نفع شخصی و مسایل سیاسی را برای توسعه استان مضر خواند اما در آن طرف قضیه بعضی از پایگاههای خبری و خبرنگارانی بودند که فکر میکردند پرداختن به سد شفارود فقط توطئهای علیه استاندار گیلان است. در این فضای ردوبدل پاسخها بود که مسوول روابطعمومی آب منطقهای گیلان، در سایت خود یادداشتی در نفع سدسازی نوشت و از خوبیهای سدشفارود گفت که مناسب حال کشاورزان و انباشت و تامین آب است. این مطلب همان دقایق در خروجی خبرگزاری ایسنا قرار گرفت اما بعد از گذشت چند ساعت از این سایت برداشته شد. اما چند روز بعد اظهارات و هشدارهای یک کارشناس برجسته محیط زیست، کفه ترازو را به سمت مخالفان سد شفارود بازهم سنگین تر کرد. دکتر حسین آخانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران که دکترای گیاهشناسی را از دانشگاه مونیخ آلمان اخذ کرده، با اشاره به پدیده ریزگردها در اهواز و زاگرس به اهالی استانهای گیلان و مازندران هشدار داد که در سالهای آینده این پدیده به سراغ آنها هم خواهد آمد. دلیل این هشدار هم ساخت بیرویه سد در دو استان شمالی ایران است. آخانی با مقایسه ساختن سدهایی مانند سد شفارود با سدهایی که در منطقه زاگرس زده شد گفت: «ساختن بیرویه سد در منطقه زاگرس باعث شد که شریانهای حیاتی طبیعت قطع شود و گیاهان رشد نکنند و درختان خشک شوند و جنگل تبدیل به بیابان شود و خاک بیابان به صورت ریزگرد به شهرها هجوم آورد تا طبیعت انتقامش را از انسانها بگیرد. حال این اتفاق در سالهای آینده برای شهرهای واقع در منطقه البرز هم خواهد افتاد، چون سدهایی مانند شفارود باعث بیابانی شدن جنگلهای سرسبز شمال ایران خواهند شد».

درحالیکه به نظر میرسید اظهارات یک کارشناس معروف و برجسته کشور در ایامی که پدیده ریزگردها نگرانی اول کشور است آب پاکی را روی دستان موافقان ساخت سد شفارود ریخته باشد، بازهم بیانیهای از سوی روابط عمومی آب منطقهای گیلان خبرساز شد. روابط عمومی این اداره که تاکنون ورود جدی به قضیه نکرده بود و حتی به یاری استاندار در دفاع از سد شفارود هم نیامده بود، در بیانیه خود به جای اینکه بیشتر دفاع علمی از ساخت سد داشته باشد، از پایگاههای خبری بدون مجوز انتقاد کرد که احداث سدهای بزرگ در گیلان را زیر سوال بردهاند. این روابط عمومی ادعا کرد که سد شفارود ارزیابی زیست محیطی دارد و از وجود تفاهم نامهای مابین وزارت نیرو و سازمان محیط زیست خبر داد که شرایط ادامه ساخت سد را در آن ذکر شده بود. ورود روابط عمومی اداره آب، انتقادات را از استاندار گیلان کاهش داد. سایت شمال ما نیز که خود منتقد اصلی ساخت سد بود در یاداشتی با عنوان «استاندار پاسخگو و مدیران نقد گریز» نوشت: «احساس مسوولیت و پاسخگو بودن دکتر نجفی ستودنی ست اما زیبنده استانی مثل گیلان نیست که مدیران کل و مسوولین رده متوسط و پایین، خود را فراتر از رسانهها و افکار عمومی بدانند». سایت گیل خبر هم با نوشتن یادداشتی دفاع جانانهای از استاندار گیلان کرد: «مباحث زیستمحیطی، هجمههای ناصواب سیاسی و جناحی عدهای امتحان پس داده در سالهای اخیر و پاسخگوی عملکرد غیر منطقی برخی مدیران بعضا ضعیف و ناکارآمد استانی باشد. برخی از دوستان مدیر در حوزههای مختلف استان اعم از کشاورزی، صنعت، گردشگری محیط زیست سیاسی و  باید بپذیرند که مانند آن روزهایی که شب و روز به دنبال ماندن و یا تکیه زدن بر کرسیهای مدیریت به هر دری میزدند و خود را شیفته خدمت به مردم نشان میدادند، در جغرافیایی کاری و حفظ موقعیت مدیریتی خود، حتی حاضر به پاسخگویی در حداقلترین حالتها نیستند. به نظر می رسد آنان در تلاشند تا دکتر محمدعلی نجفی، استاندار گیلان را به هر قیمتی هزینه کارکردهای ناصواب، ضعیف و عافیت طلبانه و بعضا جناحی خود کنند».

shafarood

بعد از نوشتن این مطالب بود که استاندار گیلان درجلسه شورای حفاظت از منابع آب گیلان در سخنانی درباره سد شفارود که تعدیل شدهتر نسبت به واکنش های قبلی او بود، گفت: باید مشکلات سد شفارود با همکاری وزارت نیرو و محیطزیست حل شود. تا اینجای کار ظاهرا این جمله آبی بود بر آتش شعله ور شده موافقان و مخالفان سد شفارود. اما حقیقت آن است که موافقان و مخالفان سدسازی در کل ایران، در مقابل هم صف کشیدهاند. موافقان میگویند که به خاطر حمایت دولت قبلی از سدشفارود بخشی از این سد ساخته شده و هزینه زیادی صرفش شده و در صورت توقفش باید خسارت زیادی به شرکت پیمانکار پرداخته شود و مخالفان هم با اعتقاد به این که «جلوی ضرر را هرجا که بگیری منفعت است»  اذعان دارند که پرداخت جریمه سنگین بهتر از تقبل ضررهای بیشتر و غیرقابل جبران، مشابه خشک شدن دریاچه ارومیه در آینده نزدیک است.  موافقان، سد را نماد توسعه میدانند و مخالفان برعکس آن را ضدتوسعه و مغایر با موازین توسعه پایدار و محیط زیست میخوانند. موافقان راهکار را در کاشت درختان جدید به جای درختان قدیمی معرفی میکنند و مخالفان میگویند که قطع درختان باستانی هیرکانی که آخرین بازماندههای اینگونه در جهان هستند و کاشت درختان جدید، موجب برهم خوردن اکوسیستم منطقه میشود و همچنین نسبت به فروش بالای درختان قطع شده نیز هشدار میدهند. موافقان معتقدند که سدشفارود درجهت تامین آب کشاورزی است و مخالفان اعتقاد دارند که سدسازی موجب از بین بردن سفرههای زیر زمینی و خشکسالی بیشتر میشود. موافقان اصرار دارند که ساختن سد موجب افزایش اشتغال در منطقه میشود و مخالفان تاکید دارند که سدسازی موجب از بین رفتن منطقه، خشک شدن تالابها و رودخانهها و کوچ ناگزیر جوامع محلی وابسته به آب میشود. به نظر میرسد موافقان سدسازی تاکیدشان بر باور قدیمی «سد نماد توسعه» است؛ اما مخالفان تاکیداتشان بیشتر بر مستندات علمی و یافتههای جدید علم توسعه، مبتنی بر محیط زیست است. اما اگرچه کفه علمی مخالفان سنگینتر است اما نفوذ و قدرت موافقان سدسازی ظاهرا کفه ترازو را برابر کرده است. حال باید دید زور کدام طیف بر آن یکی میچربد. آنها که میخواهند روال سالیان گذشته در ایران را ادامه دهند و سد بسازند و آن را جزو آمار پروژههای توسعهای قلمداد کنند یا آنها که براساس مستندات علمی و تجربه کشورهای پیشرفته و تجربه تلخ دریاچه ارومیه و تالاب بختگان و دریاچه هامون و کمبود آب در شهرهای بزرگ ناشی از تبخیر آبهای جمع شده پشت سدها، مخالف سدسازیهای بیشتر هستند. باید دید این بار در ایران کدامیک برنده است: عمل یا علم؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*
نشانی وبسایت