فرهیختگان گیلان: سراسر دامنه جنوبی البرز در امتداد دشت گیلان از پوشش جنگلی انبوه برخوردار است. جنگل‌های شمال با مساحت ۱۸۵ هزار کیلومترمربع در برخی نقاط، از دشت‌ها و حتی کناره‌های دریای کاسپین نیز به چشم می‌خورد و برحسب ارتفاع از سطح دریا دارای مشخصات متفاوتی است. این جنگل‌ها از آستارا در شمال غربی استان گیلان تا گُلی‌داغ در شرق استان گلستان، به طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر و عرض ۲۰ تا ۷۰ کیلومتر امتداد دارد که قدمت جنگل‌ها به بیش از یک‌میلیون سال قبل برمی‌گردد. استان گیلان دارای ۲۴۴ هزار و ۹۸۶ هکتار عرصه مرتعی است و جنگل‌های شمال به دلیل تراکم بالای درختان و قابلیت تولید چوبِ بالا، تنها عرصه جنگلی کشور است که می‌توان با رعایت موازین علمی و بدون تخریب جنگل، از آن چوب برداشت کرد. اما شاید همین مساله و وسعت دشت‌های مجاور جنگل‌ها باعث شده است که سکونت خانوارهای جنگل‌نشین در جنگل‌های گیلان به‌تنهایی عامل ۴۵ درصد تخریب جنگل‌ها باشد. بر اساس آمارهای رسمی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان در ۵۶۵ هزار هکتار از جنگل‌های گیلان، ۲۲ هزار و ۴۶۷ خانوار جنگل نشین به همراه یک‌میلیون و ۱۷۰ هزار واحد دامی زندگی می‌کنند که در ۹ ماه فصل چرا به جنگل‌های گیلان خسارت وارد می‌کنند. سالانه حداقل یک‌میلیون و ۶۸۵ هزار مترمکعب چوب از جنگل‌ها توسط این خانوارها برداشت می‌شود.

در سال‌های گذشته آتش‌سوزی، تغییر کاربری زمین‌، جاده‌سازی و برداشت‌های بی‌رویه چوب از مهم‌ترین علت‌های از بین رفتن جنگل‌ها و مراتع بوده است. در چنین شرایطی، طرح‌های بررسی شده در مجلس شورای اسلامی در سال‌های اخیر، بعضا موجب دامن زدن به این روند شده است. از جمله لایحه جامع منابع طبیعی که به گفته علی سلاجقه، رییس پردیس منابع طبیعی دانشگاه تهران، در واقع طرح ننگین واگذاری عرصه‌های ملی بوده است. پروژه‌های عمرانی نظیر سدسازی و راه‌سازی دولت قبل به قیمت نابودی جنگل‌ها، موجب افزایش استرس فعالین محیط‌زیست شده است. در حال حاضر جنگل‌ها تنها ۷ درصد حجم کل کشور را به خود اختصاص داده‌اند و این در حالی است که ایران یک کشور خشک و نیمه‌خشک و اکنون نیز وارد دوره سی‌ساله خشکی شده است. در شرایطی که فلات مرکزی از نظر بحران آب از خطوط قرمز عبور کرده و جنگل‌های شمال تنها عامل کاهش دهنده دمای هوای کشور هستند، با تعریف پروژه‌های عمرانی غیرضروری و بدون توجیه علمی و فنی، شاهد نابودی آنها بودیم. سدهای کسیلیان در مازندران، سد شفارود و پل‌رود در استان گیلان جزو پروژه‌هایی هستند که با تخریب بالای جنگل‌ها همراه شده‌اند. هرکدام از این سدها که چیزی بیش از ۳۰۰ هکتار جنگل را از بین خواهند برد، چه با توجیه تامین آب کشاورزی و چه با توجیه تامین آب شرب، توسط بدنه کارشناسی کشور جزو پروژه‌های مردود هستند. به گفته دکتر یوسف فیلی‌زاده مدیر پروژه پایلوت تطبیقی تالاب انزلی، با نابودی این جنگل‌ها و کاهش حجم آب ورودی به سفره‌های آب زیرزمینی، آب‌های شور از لایه‌های زیرزمینی پیشروی کرده و منجر به شور شدن زمین‌های کشاورزی خواهند شد. علاوه بر آن شروع حذف درختان بر دبی آب چشمه‌های بالادست تاثیر خواهد گذاشت و خودبه‌خود حجم آب ورودی به دریاچه این سدها کاهش خواهد یافت. مساله قابل بررسی دیگر این است که پس از آبگیری، با بازگشت نور توسط آب به سمت آسمان، ابرهای باران‌زا پراکنده خواهند شد و میزان بارش باران در سال‌های آتی نیز کاهش می‌یابد. دلایل فنی و کارشناسی زیادی موجب مردود بودن تفکر سدسازی‌های غیرضروری در استان‌های شمالی می‌شوند. اما این‌که چرا نمایندگان این استان‌ها همچنان اسرار بر ادامه این سد‌سازی‌ها دارند قابل تامل است. این سدها احتمالا منافع کسانی را تامین خواهد کرد که وعده و شعار ساخت سد بدون عوارض و نتایج دراز مدت آن داده‌اند.

علی‌رغم پایان یافتن مناقشه چهارساله برای احداث بلندترین سد کشور در پر حاشیه‌ترین جلسه کمیته ارزیابی اثرات زیست‌محیطی در سازمان محیط‌زیست و نهایتا مخالفت با این پروژه، شاهد آن هستیم که سازمان محیط‌زیست نقش توصیه‌گرانه به خود گرفته است و با سکوت مدیرکل محیط‌زیست استان گیلان عملیات اجرایی این سد همچنان ادامه دارد. اعلام نتیجه کمیته ارزیابی توسط دکتر متصدی، معاون محیط انسانی سازمان محیط‌زیست و دفاع نماینده محیط‌زیست طبیعی برای عدم احداث سد، داستان سیلی نماینده حوزه انتخابیه تالش،‌ ماسال و رضوانشهر بر گوش طبیعت ایران تکرار شد. البته با این تفاوت که این‌بار، اقدام محمود شکری برای کوباندن سیلی بر صورت متصدی موفقیت‌آمیز نبود. نماینده مردم تالش پیش‌تر هم برای دریافت مجوز قطع درختان سیلی محکمی بر صورت مدیرکل منابع طبیعی استان نواخته بود. هادی کیادلیری، رییس انجمن علمی جنگلبانی ایران در گفت‌و‌گو با «فرهیختگان گیلان» تفکر توجیه‌پذیر شدن پروژه‌هایی که مشمول زمان شده‌اند را بسیار خطرناک قلمداد و تاکید می‌کند هر پروژه‌ای که تاییدیه فنی ندارد، نمی‌تواند با این توجیه که مشمول زمان و هزینه شده است اجرا شود. وی همچنین خواستار اعلام نظر صریح و رسمی سازمان محیط‌زیست در مورد این پروژه شد. او همچنین با توصیف شرایط کنونی دریاچه ارومیه بیان نمود که اگر این پروژه موفق به دریافت تایید ارزیابی شده است، باید رسما اعلام شود که با چه شاخص‌هایی مورد ارزیابی قرار گرفته است.

جاده جدید پونل به خلخال که با مجوز سازمان جنگل‌ها در حال اجراست منجر به از بین رفتن حجم زیادی از جنگل‌های طبیعی و دست کاشت منطقه خواهد شد. حال آن‌که با وجود یک جاده عبوری از قبل، احداث این جاده جدید نیز توجیه منطقی ندارد، مگر اهدافی نظیر تولید چوب و… .

jungle

نکته جالب توجه در این میان، آن است که نمایندگان فعلی مجلس در استان‌های شمالی، جزو اصلی‌ترین عوامل پیگیر این پروژه‌ها به حساب می‌آیند. طرح ادغام دو سازمان محیط‌زیست و جنگل‌ها جزو طرح‌های کاملا غیرحرفه‌ای و سوال برانگیز بررسی شده در این دوره مجلس محسوب می‌شود. چرا که با ادغام دو سازمان نظارتی و اجرایی، دریافت مجوز بسیاری از این پروژه‌ها سهل‌تر خواهد بود. بحث تفحص از سازمان جنگل‌ها نیز، توسط نماینده‌ای مطرح شد که خود پیگیر حذف درختان منطقه شفارود برای تامین منابع مورد نیاز کارخانه چوکا است. دکتر علی سلاجقه در مورد این پروژه‌ها به «فرهیختگان گیلان» می‌گوید: اگر ما برنامه مدیریت جامع مناطق آبخیز را به‌درستی تنظیم و اجرا کنیم، برای تمام سازمان‌ها برنامه‌ای درازمدت تعریف خواهد شد که خارج از این برنامه‌ها هیچ طرحی امکان اجرایی شدن نخواهد داشت. وی همچنین مساله بحران آب در کشور را فراتر از هشدار دانست و تاکید می‌کند: در برنامه‌های وزارت نیرو آب باید به‌عنوان یک کالای اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. او سدسازی را یکی از شاخصه‌‌های توسعه کشورها می‌داند اما با اشاره به تغییر نگاه جوامع توسعه‌یافته، می‌گوید که نگاه دنیا نسبت به این مساله تغییر کرده و معتقد است سدسازی شیوه‌ای برای فلج کردن یک اکوسیستم است. سلاجقه همچنین توسعه‌ای که تنها با سلیقه افراد خاص صورت بگیرد را منجر به نابودی یک سرزمین و غیرقابل جبران می‌داند. از نظر او منابع طبیعی یک موضوع فرابخشی است و نمی‌تواند به‌عنوان زیرمجموعه یک وزارت‌خانه‌ای که خود کاربر منابع طبیعی است دیده شود. وی همچنین تاکید می‌کند سدسازی در استان‌های شمالی باعث فلج شدن پیکره حوزه آبخیز خواهد شد.دکتر مجید مخدوم پدر علم ارزیابی نیز در این مورد به «فرهیختگان گیلان» می‌گوید: سدسازی تنها یک نان‌دانی با نام و پوشش توسعه است که از کنار آن عده‌ای خاص پولدارتر و قدرتمند‌تر و مردمان بومی ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر خواهند شد. از نظر بسیاری از مدیران اجرایی و نمایندگان مجلس، منابع طبیعی حکم جیبی را دارد که هر لحظه اراده کنند از آن هزینه خواهد کرد اما از بین رفتن جنگل‌ها و تشدید خشکی‌ها، دو مساله‌ توامان هستند که با مدیریت ناکارآمد و تشدید بحران‌ها در استان‌های شمالی کشور در حال تبدیل شدن به یک فاجعه غیرقابل جبران هستند.