فرشاد نوروزپور

noroozpor

مدیرعامل محترم خانه مطبوعات استان گیلان در یک ماه گذشته و در جلسات و دیدار‌های متعدد، سخن از آمار بالای نشریات در گیلان و در مقابل، فعال بودن کمتر از نصف آنها که بارها و بارها از تریبون‌های مختلف شنیده شده است را مطرح کرده‌اند. ایشان همچنین با بیان این‌که نگرش مردم نسبت به مطبوعات از جمله دغدغه‌های مطبوعات محلی است و باوجود شبکه‌‌های مختلف صداوسیما، ماهواره‌ و سایت‌‌های اینترنتی، مردم گرایشی به رسانه‌های مکتوب ندارند. اما به‌عنوان مدیرعامل خانه اهالی مطبوعات گیلان، هیچ پاسخی به چرایی وضعیت موجود نداده‌اند مگر این‌که انتشار ویژه‌نامه استانی توسط روزنامه‌‌های کثیرالانتشار کشور را از دغدغه‌های نشریات محلی عنوان کرده و گفته‌اند این نشریه‌ها رایگان در استان‌ها منتشر می‌شود که معضلات فراوانی را برای نشریات محلی به دنبال دارد.

پاسخ به چرایی ضعف فنی و محتوایی نشریات محلی گیلان و نیز روی‌گردانی مردم از آنها بارها از زبان کارشناسان، اساتید و پیشکسوتان این حرفه گوشزد شده است و در شماره‌های ابتدایی «فرهیختگان گیلان» نیز به سهم خود به این وضعیت پرداختیم.

اما این‌که «نماینده» اهالی مطبوعات که طبق اساسنامه این نهاد غیردولتی باید حامی حقوق روزنامه‌نگاران مطبوعات محلی، منطقه‌ای، سراسری و سرپرستی‌های خبرگزاری‌ها و نشریات سراسری باشد، مشکل را به کوتاه‌ترین دیوار ممکن حواله کرده‌‌اند.

در خصوص سرپرستی‌های نشریات و خبرگزاری‌های سراسری در استان‌ها ذکر چند نکته ضروری است؛ ازجمله این‌که تعداد سرپرستی‌های گیلان به رقمی است که تقریبا هر نشریه دارای مجوز در کشور یک نمایندگی در گیلان دارد. نمایندگی‌هایی که عمدتا ناشی از روابط سیاسی و صنفی یا در اختیار بنگاه‌های تبلیغاتی است. در این میان شاید به تعداد کمتر از انگشتان یک دست ویژه‌نامه‌های مستمر استانی که هدف اصلی راه‌اندازی سرپرستی‌هاست در گیلان منتشر می‌شود که با سنجش رعایت اصول فنی روزنامه‌نگاری در آنها، نمرات متفاوتی کسب خواهند کرد. نکته دوم این است که عمده فعالیت سرپرستی‌‌ها در استان، به تلاش برای جذب آگهی‌های ادارات دولتی و نهادهای عمومی و نیز تهیه رپرتاژ‌ آگهی است که استفاده از لوگوی یک نشریه سراسری امتیاز بزرگی برای بالا رفتن تعرفه خدمات سرپرستی‌ها نسبت به مطبوعات محلی است و این مساله دقیقا ریشه مشکل مدیران مسوول نشریات محلی با سرپرستی‌های استانی است که ظهور آن در سخنان مدیر خانه مطبوعات بود که بی‌شک  با توجه به فقدان سابقه مطبوعاتی ایشان و تاثیرپذیری بالا از برخی اعضای چند ده‌ساله هیات مدیره خانه مطبوعات، برآمده از مطالبات و خواسته‌های ایشان است. مدیر محترم خانه مطبوعات که سوابق سیاسی ازجمله رییس دفتری استاندار اسبق گیلان و عضویت در شورای مرکزی ستاد آقای قالیباف را بر عهده داشته و با رایزنی و تلاش مدیرعامل ده‌ساله خانه مطبوعات کارت عضویت دریافت کرد و وارد این نهاد صنفی شد، متاسفانه اطلاع ندارند که ویژه‌نامه‌های استانی اگر بخواهند طبق اصول تعریف شده و اولیه راه‌اندازی‌شان عمل کنند، در شرایطی که با تلاش‌های مکرر مدیرمسوولان نشریات محلی از هرگونه آگهی دولتی، یارانه و درآمد تک‌فروشی محروم‌اند، اتفاقا باید هزینه‌های استفاده از لوگو، چاپ و … را خود بپردازند که در یک حساب سرانگشتی میزان سود و ضررشان بسیار بیشتر از نشریات محلی خواهد بود. پس «دایورت کردن» علت وضعیت موجود از خودی‌ها به غیرخودی‌ها، مشکلی را حل نمی‌کند.

مشکل مطبوعات گیلان دست بالا داشتن تبلیغات‌چی‌ها و «روزی‌نامه‌ نگار» ها در مطبوعات است. مشکل آن‌جاست که خانه مطبوعات از روزنامه‌نگاران ریشه‌دار و کار بلد خالی است تا صاحب قدرتان خانه مطبوعات با اعمال نفوذ برای باجناق، عروس، برادر، فرزند، قصاب محل، منشی دفتر، مدیر چاپخانه‌‌شان کارت خبرنگاری صادر کنند و انتخابات پرماجرای اسفند ۹۲ را خلق کنند که تعداد آرای ماخوذه برای انتخاب هیات مدیره و بازرسان خانه از تعداد حاضران و وکلای اعضای خانه مطبوعات در انتخابات، بیشتر بود.

بنابراین بهتر است افرادی که باانگیزه کسب منافع سیاسی، اقتصادی، اداری و کسب اعتبار در نشریات، به‌منظور  استفاده از فضای آنان در بزنگاه‌های سیاسی وارد نهادهایی صنفی نظیر خانه مطبوعات شده‌اند و نیز کسانی که بیش از یک دهه بر ستون‌های این خانه خیمه منافع شخصی زده‌اند،  همان‌هایی که در اوج تضعیف و  خفیف شدن روزنامه‌‌نگاران و خبرنگاران از جانب دولت مهرورز، وعده بن تخفیف خرید مرغ و بلیط رایگان شهربازی به خبرنگار گیلانی می‌دادند، راه را برای حضور پیشکسوتان دلسوز، جوانان فرهیخته و روزنامه‌‌نگاران و خبرنگاران اهل‌فن باز کنند تا مطبوعات گیلان، جان تازه‌ای بگیرد.