سید فرزام حسینی

منصور بنی‌مجیدی تولد اردیبهشت ۱۳۳۴، وفات تیر ۱۳۸۷- از آن دست شاعران قدر نادیده و کم‌تر دیده‌شده‌‌یی است که در بلبشوی شعر معاصر نامش گم شد و شعرش آن‌طور که باید و شاید خوانده نشد و در معرض نقد قرار نگرفت. از آن دست شاعرانی که به دور از هیاهو، جایی دور از پایتخت -بندر آستارا- مشغول شعر و کار ادبی خویش بود و گدایی توجه نمی‌کرد. اما این رسمش نبود و نیست.

بنی‌مجیدی را نه هم‌ نسلانش آن‌طور که شایسته بود، دیدند و نه ما که نسل‌های بعد از او بودیم و هستیم.

رسمش نبود که شاعری چون بنی‌مجیدی را که به شهادت آشنایان ادبی‌اش، همواره پیگیر معرفی و ارایه شعر جوان و هم ‌نسل خودش در آستارا بود نبینیم و از اسم و شعر او به‌سادگی عبور کنیم.

حالا شش سال از مرگ زود هنگام بنی‌مجیدی می‌گذرد و هنوز هم داغ مرگش بر شانه‌های ادبیات گیلان سنگینی می‌کند و جای خالی شعرش در شعر امروز گیلان و ایران محسوس است.

نوع شعر بنی‌مجیدی خاص و منحصر به خودش بود، با همه تاثیری که از برخی شاعران بزرگ معاصر می‌توان در شعرش جست‌وجو کرد، اما درنهایت آن‌چه محصول نهایی بود، شعر به روایت بنی‌مجیدی محسوب می‌شد، شعری فُرمال که در عین ‌حال بی‌توجه به محتوا هم نبود. فرم و محتوا را همچون دیگر شاعران کاربلد باهم پیش می‌برد.

بنی‌مجیدی را نمی‌توان در هیچ دسته خاصی از شعر معاصر گروه کرد، شعر بنی‌مجیدی شعر خودش بود، شعر یک گلادیاتور تنها.

آن‌چه در شعر بنی‌مجیدی بیش از هر مساله‌یی به چشم می‌خورد، هوش اجتماعی اوست.

شعر او، شعر معاصر اکنون است و روایتش بر پایه حال و اتفاق زمانه پیش می‌رود.

او در شعر چشم‌های تیزبینی داشت و از کنار وقایع معاصرش بی‌اعتنا نمی‌گذشت، بی‌آن‌که به ورطه شعار بلغزد. و همین شاید مهم‌ترین نقطه اهمیت شعرهای شاعری به نام منصور بنی‌مجیدی باشد.

با این‌همه، جای حرف و نوشتن درباره شعر بنی‌مجیدی هنوز هم هست.

شعر او قدر ندید و این روا نیست که بی‌اعتنا از کنارش گذر کنیم، شعر او هنوز هم تکه‌یی از شعر معاصر است و دارد نفس می‌کشد، گرچه جسم او از نفس افتاده باشد.

***

در آب های مرصع معصوم

شعر را با آخرین هجای مکلف

از رگه های روشن مرجان ها،

صدا کردم تا شاید: در خلوت مخفی اعماق

روشن ترین مروارید را بسرایم

اما دریغ، دریغ!

در پیچه پیچه امواج

هیچ آسمانی در امان سبز ذهن نمی بارد…

از مجموعه شعر «بهاری از خاکستر پاییز»  انتشارات دهسرا، رشت ۱۳۸۱