مجید تفرشی

تاریخ نگار و پژوهشگر 

من در موضوعات مختلف تخصصی و حتی تفننی‌ام که عمدتا در زمینه تاریخ معاصر، روابط بین‌المللی و مسایل فرهنگی است، مرتب با پیشنهاد مصاحبه و یا درخواست نوشتن یادداشت از سوی خبرنگاران مواجه هستم. اخیرا که به مناسبتی، در این مصاحبه‌ها و نوشته‌ها مرور می‌کردم، دریافتم که بخش قابل توجه و نسبتا زیادی از بهترین موارد این یادداشت‌ها و مصاحبه‌های منتشر شده من در داخل یا خارج از کشور، توسط یا به خواسته دوستان خبرنگار و نویسنده‌های جوان گیلانی یا مقیم گیلان انجام شده است. چند نمونه از این موارد را به اختصار ذکر می‌کنم:

علی انجم‌روز «در موضوع موقعیت بین‌المللی جدید ایران و ائتلاف جبهه تندرویان داخل و خارج علیه دولت روحانی» برای سایت خبری اعتدال، هومان دوراندیش «در موضوع حادثه حمله ظاهرا خودجوش عده‌یی ظاهرا خودسر به سفارت بریتانیا در تهران و اشغال آن در تهران، در آذر ۱۳۹۰» برای سایت خبری عصر ایران ، مریم قربانی‌فر «در موضوع تاریخ و اسناد تاریخ معاصر ایران» برای روزنامه قانون، فرشاد قربانپور «در موضوع اسناد تازه‌یاب انقلاب ایران در آرشیو ملی بریتانیا»، بابک مهدی‌زاده «در موضوع واکاوی ریشه‌های تاریخی و تبعات حادثه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲»، فرشاد نوروزپور «در موضوع ضرورت بازنگری دیپلماسی عمومی در نگاه جهانی توسط دولت ایران» برای روزنامه اعتماد و مجید یوسفی «در موضوع زندگی، زمانه وکارنامه فواد روحانی» برای روزنامه شرق.

دقیقا مطلع نیستم که این دوستان روزنامه‌نگار با هم آشنا هستند، دوستی با هم دارند و یا روابطشان با هم حسنه است یا نه. ولی تجربه همکاری با همه آنان و دیگر دوستان گیلانی که مجال ذکر نامشان در این مختصر نیست برای من بسیار مفید و مغتنم بوده و هست.

ابتدا تصور می‌کردم که آشنایی با این تعداد زیاد روزنامه‌نگاران با کیفیت گیلانی، امری اتفاقی بوده، ولی به مرور دریافتم که همان عوامل اجتماعی و تاریخی که در گذر زمان، گیلان و مرکز آن رشت را به یکی از مراکز مهم فرهنگی و کانون تجمعان فرهیختگان ایران تبدیل کرده، به تولید و پرورش نویسندگان و فعالان رسانه‌یی در این منطقه از ایران نیز کمک کرده است. دست‌کم از آغاز قرن بیستم میلادی، گیلان به یکی از کانون‌های اصلی برخورد و تلاقی فرهنگ بومی با فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در دیگر نقاط کشور و همچنین تبادل فرهنگی و فکری با روسیه – و بعد شوروی و سپس جمهوری‌های تازه مستقل شده- تبدیل شده است. نتیجه و محصول این مساله را سوای پرورش نسل‌های فرهیخته و قلم به دست در ادوار مختلف، می‌توان در زمینه‌های دیگری چون هنر، فرهنگ و علوم محض، فعالیت‌های دانشگاهی و حتی عرصه های تجاری نیز دید.

در ۳۳ سالی که به پژوهش‌های تاریخ معاصر مستند به اسناد منتشر نشده و تازه‌یاب در مراکز اسنادی داخلی و خارجی مشغولم، کمتر زمانی بوده که به اسناد فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در گیلان یا توسط گیلانیان برنخورده باشم. اسنادی که به ندرت مورد توجه محققان واقع شده و اغلب همچنان منتشر نشده باقی مانده‌اند.

برای نمونه، همین الان که انتشارات و صنعت نشر در ایران با مشکلات و خطرات جدی مواجه است، حجم قابل توجهی از تحقیقات ادبی، تاریخی و فرهنگی مستقل و غیردولتی خارج از تهران، توسط ناشران گیلانی صورت گرفته که نمونه بارز آن، کارنامه درخشان انتشارات وزین، پربار و با کیفیت «فرهنگ ایلیا» است که هم اکنون خود و صنعت نشر در گیلان را بی سر و صدا و بدون تبلیغات و حمایت ویژه، به یکی از کانون‌های اصلی مطالعات تالیفی و پژوهشی علوم انسانی در ایران تبدیل کرده است.

نقش و جایگاه  فرهیختگان گیلان در تاریخ ایران بسیار تاثیرگذار، مهم و غیرقابل انکار است. صمیمانه امیدوارم ضمیمه روزنامه فرهیختگان در گیلان بتواند، همانند نام خود، به شایستگی در خدمت فرهیختگان این خطه با آبرومندی به اطلاع‌رسانی و انتشار اخبار و مقالات مفید و جذاب باشد و با تداوم و پیوستگی به راه و کار خود ادامه دهد.

صاحب این قلم نیز امیدوار است، به تدریج و هر ازگاهی، در موضوعاتی که به طور پراکنده و مختصر در این یادداشت به آنها اشاره شد، در این راه کمک کنم.