اولدوز مجیدیان

majidian

کافی است یک‌بار از رشت به فومن گذر کنیم تا مسیر ورودی فومن را به خاطر سپرده و محو زیبایی آن شویم. سایه خنک این درختان در تابستان و زیبایی کم‌نظیر آنها با شاخه‌هایی که از دو سو آسمان جاده را سبز کرده، بسیار چشم‌نواز است. این جاده از جاذبه‌های گردشگری شهر و به‌نوعی سمبل فومن محسوب می‌شود. چهره این مسیر را در زمستان تصور کنیم و این تصویر را با چهره آن در بهار و تابستان مقایسه کنیم. مسلما زیبایی این جاده هنگامی که درختان سرسبز هستند صدچندان می‌شود و حتما دو فصل انتظار، به زیبایی آنها پس از برگ دادن می‌ارزد. اما اگر درختان ما به یک خواب زمستانی ابدی روند چه؟ آیا ممکن است روزی شاهد چنین صحنه‌ای باشیم؟! متاسفانه خیلی دور نیست. کافی است چند لحظه زیر این درختان توقف کنیم تا مهمانان ناخوانده‌ای ما را بیازارند. مهمانان ناخوانده؟ بله، آفتی به نام «پروانه سفید آمریکایی» که اولین بار در سال ٨١ در گیلان گزارش شد و از آن زمان تاکنون به نابودی درختان گیلان کمربسته است. علاوه بر این‌که درختان دو سوی جاده ورودی فومن، یکی پس از دیگری خشک می‌شوند، این آفت وبال جان جنگل‌های شمال هم شده است. «پروانه سفید آمریکایی» آن‌قدر از گیاه میزبان تغذیه می‌کند تا گیاه در نهایت خشک می‌شود. عمق فاجعه زمانی مشخص می‌شود که پی می‌بریم بیش از ۶٣۶ گونه گیاهی، میزبان این آفت هستند. این موضوع برای ما جدی‌تر می‌شود وقتی بدانیم که برنج هم از میزبانان این آفت بوده و چه بسا به زودی شاهد حمله آن به برنج‌های گیلان نیز باشیم. لحظه‌ای بیاندیشیم: برنج؟! خسارت سنگینی به سفره برنج‌کاران ما وارد می‌شود در حالی‌که هنوز مسوولین راهکاری برای مقابله با این آفت و کنترل آن ارایه نداده‌اند. ناگفته نماند که «پروانه سفید آمریکایی» خسارت قابل توجه و شدیدی به نوغانداری هم وارد می‌کند. اگر همین‌طور دست روی دست گذاریم، در آینده‌ای نه‌چندان دور گیلان زیبای آهنگ‌های مسعودی و پوررضا دیگر زیبا نخواهد بود. انتخاب با خود ماست. می‌خواهیم هنگامی‌که به «می‌ گیلان» پوررضا گوش می‌دهیم، خاطره‌ای دور در ذهنمان زنده شود و افسوس را ارزانی ما دارد یا می‌خواهیم خود و فرزندانمان با شوق و حسرت همراه مسعودی زمزمه کنیم: «گیلان تره قوربان‌، تی کوه و تی گوماران تی چای و بج و ماهی و نوغان  بنازم …»

مدت‌هاست که گیلان ما دیگر باغ چای ندارد و به لطف این آفت و عدم توجه ما و مسوولین، گیلان شاید روزی درخت هم نداشته باشد، برنج و نوغان، هوای پاک و جنگل تمیز هم. انتخاب ما چیست؟ این روزها گیلان به سختی نفس می‌کشد و این مادرِ همواره پرسخاوت زیر فشار بی‌توجهی ما کمر خم کرده است. آیا برمی‌گزینیم که شاهد مرگ تدریجی گیلان زیبایمان باشیم یا دست در دست یکدیگر به داد او می‌رسیم؟