فرشاد نوروزپور

اگر نگاهتان به رسانه‌های محلی و منطقه‌یی گیلان بیافتد، بی‌شک بارزترین و اولین چیزی که به عنوان وجه مشترک میان همه آنها به چشم می‌خورد، اخبار و یادداشت‌هایی است که در نقد و در شکلی دیگر یعنی تخریب و یا در مواقعی به صورت مدح و تعریف از مدیران محلی دیده می‌شود. بگذارید همین اول روشن کنم که برای من روزنامه‌نگار اصلا روا و قابل هضم نیست که بخواهم حکم به سکوت و زبان در کام کشیدن و پایین گذاشتن قلم‌های نظارت‌گر در رسانه‌ها صادر کنم. چرا که اساسا کارکرد و یا کار ویژه رسانه به‌خصوص در بُعد منطقه‌یی، نظارت بر عملکرد و برنامه‌های مدیران و مسوولین محلی است. پس آن‌چه موجب طرح این دغدغه شده است، همانا دعوت به نقد منصفانه و درست است تا موجب تیره‌ و ‌تار شدن فضا نشویم و بیابانی نیافرینیم که در آن جنبده‌یی از ترس اهل رسانه به گرگ‌های نااهل پناه ببرد.  آن‌چه در این میان بر اهالی رسانه واجب و فرض است، رعایت «اخلاق رسانه»‌یی است. یعنی مجموعه هنجارها و اصولی که یک رسانه در کنار نکات فنی و حرفه‌یی، باید در تمامی فعالیت‌های خود رعایت کند. از مصادیق نقض این اصل اولیه مطبوعات در سراسر دنیا، برای نمونه هجمه رسانه‌‌هایی است که علیه مدیران دولتی و یا حتی در مواقعی مدیران ارگان‌های عمومی غیردولتی، ایجاد می‌شود و تندبادی از نوشته‌ها، عکس‌ها و مطالب عمدتا غیرحرفه‌یی آغاز و همزمان در چندین سایت هم بازنشر می‌شود. البته باید یادآور شد که این نوع عملکرد محدود به رسانه‌های نزدیک به یک طیف سیاسی خاص نیست و همین‌طور محدود به استان گیلان نیست و حتی بعضا در رسانه‌های سراسری نیز مشابه آن دیده می‌شود که البته به واسطه نظارت درونی و صنفی رسانه‌های دیگر، خیلی زود رسانه خاطی ناچار به اصلاح رویه خود می‌شود مگر آن‌که از امدا‌دها و حمایت‌های غیبی برخوردار باشد. آن‌چه در واقع آزاردهنده است متاسفانه عدم‌رعایت انصاف و فقدان حسن‌نیت در طرح مساله و دلسوزانه نبودن نقدهای مطروحه است. حقیقتا برای من به عنوان کوچک‌ترین عضو خانواده مطبوعات، تلخ است که بگویم حجم گسترده نقدها و مطالبی که له یا علیه مدیران به‌ویژه محلی در رسانه‌های منطقه‌یی دیده می‌شود، نقد خیرخواهانه، مفید و موثر نیست که گره از کار کسی بگشاید یا کمکی به روند توسعه و تامین منافع ملی یا استانی کند. چرا که با انگیزه‌هایی برخواسته از دسته‌بندی‌های سیاسی، منافع و تمایلات شخصی، دغدغه‌های اقتصادی و انگیزه‌های این ‌چنینی مطرح می‌شود و بعضا با حل شدن این مسائل شخصی، آتش حملات هم پایین کشیده می‌شود و خبری هم از در نظر گرفتن اصول و لوازم نقد عملکرد مقامات اجرایی نظیر امکانات، برنامه، کارکرد و نتیجه حاصله جایی در مطالب نیست.

شاید حالت منفعت‌ طلبانه‌اش این بود که چنین نقدی از جانب کسی که آمده تا در استان فعالیت مطبوعاتی کند مطرح نمی‌شد تا ناراحتی و جبهه‌گیری احتمالی از سوی کسی ایجاد شود اما آن‌چه باعث زدن این سوزن به خودمان شده است، نگرانی از آینده بود؛ آینده‌یی که ممکن است به خاطر عملکرد چند نفر، با بی‌اعتمادی و دلزدگی مخاطبان همراه شود.  اتفاقی که با توجه به انبوه رسانه های مکتوب و مجازی فعال در جغرافیای استان گیلان و حجم بالای مخاطبین بالقوه آن‌ها دور از انتظار نیست.