محمد مساعد

mosaedدر ماهی که گذشت و ما نبودیم کلی حرف جالب از دهان کلی آدم جالب‌تر بیرون آمد که می‌شد درباره‌شان حرف زد. مثلا یکی از مسوولین که نمی‌خواست نامش فاش شود اما اسمش در شبکه باران زیرنویس شد، درباره نصب یک دکل خیلی خیلی زیبا مخابرات دقیقا پشت ساختمان زشت شهرداری رشت به خبرنگار تلویزیون گفت: «اصلا نمای ساختمان خراب بشود، مگر چه می‌شود؟ این ساختمان را خارجی‌ها ساخته‌اند. کجای این ساختمان هویت و اصالت دارد؟». ما هم نشستیم دو دو تا چهارتا کردیم دیدیم بنده خدا حق دارد. این ساختمان با معماری نوکلاسیک اروپایی‌اش به اشتباه به یکی از نمادهای رشت تبدیل شده و حتی به کارت‌پستال‌ها، تصویرسازی‌ها و کتاب‌های گیلان‌شناسی راه پیدا کرده. اصلا چه معنی دارد این نمای ساخته خارجی‌ها نماد ما باشد؟ پس دست‌به‌کار شدیم و چند مورد مشابه دیگر هم پیدا کردیم که باید هرچه زودتر فکری برایشان کرد:
برج ساعت: این بنای بلند آجری که طبق آخرین رصدهای ما در بازار سپه انزلی قرار دارد دویست سال است که خیلی محکم وسط شهر انزلی ایستاده و تکان بخور هم نیست. حتی عده‌ای ذکر می‌کنند این برج به درد دریانوردان می‌خورد برای این‌که راه را پیدا کنند. اصلا چه معنی دارد همچین بنای عظیمی دویست سال محکم و استوار یکجا ایستاده باشد و نه کج بشود، نه ریزش کند و نه خراب شود. آیا جز این است که این بنای ساخته دست آلمان‌ها هدف اصلی‌اش کاهش اعتمادبه‌نفس مهندسین عمران ما و تبلیغ مهندسین عمران آلمانی است؟ پیشنهاد ما این است که هر چه زودتر یک دکل خیلی خیلی بلندتر کنار این برج نصب شود تا ضمن از بین بردن نمای آن، نشانه‌ای هم از همکاری موفق مهندسین ما و مهندسین چینی باشد.
قلعه رودخان: یکی دیگر از اماکن به اصطلاح دیدنی گیلان است که متاسفانه هرساله موردتوجه و بازدید بسیاری از گردشگران خارجی و داخلی قرار می‌گیرد. این مجموعه به‌ظاهر زیبا مجموعه‌ای از برجک‌ها و دیوارهایی است که توسط سلجوقیان که در زمان‌های دور از خارج وارد ایران شدند ساخته شده و قسمت مهمی از طبیعت زیبای شهرستان فومن را اشغال کرده است. با نگاه کوتاهی به این قلعه می‌توان رد پاهای بسیار زیادی را در آن دید. پیشنهاد ما این است که هرچه زودتر برچیدن این قلعه، مقدمات ساخت تعداد زیادی سفره‌خانه و قلیان‌سرا در این مکان فراهم شود تا نه شرمنده گردشگران باشیم، نه مجبور به تحمل این ساخته دست خارجی‌ها.
اسکله انزلی: این اسکله را انصافا هنوز خودمان نمی‌دانیم کی ساخته ولی از آنجا که خیلی وقت است می‌بینیم همان‌جا کنار دریا هست، مطمئنا ساخته دست خودمان نیست. پس این اسکله هم می‌رود در لیست بناهایی که باید فکری به حالشان کرد. با نگاهی مختصر به این اسکله، متوجه می‌شویم که اصولا هیچ‌چیزش شبیه اسکله نیست. اصلا چه معنی دارد آدم برای جایی که قرار است کشتی لنگر بگیرد این همه نیمکت و صندلی بگذارد و هی باد بخورد توی صورت آدم و موها را افشان و دل‌ها را پریشان کند؟ این نیمکت‌ها از ظاهرشان مشخص است که برای گفت‌وگو کردن ساخته شده‌اند. از آنجا که گفت‌وگو اصلا چیز خوبی نیست باید فکری به حال این بنا کرد. پیشنهاد ما این است که در مرحله اول این نیمکت‌ها جمع شوند و در مرحله بعد موج‌شکن هم برداشته شود تا شاید موجی چیزی آمد و زد این ساخته دست خارجی‌ها را نابود کرد.
پل غازیان: این پل هم یکی از مهم‌ترین متهمان لیست ماست. چراکه اولا توسط آلمانی‌ها و سوئدی‌ها ساخته شده و دوم این‌که پل است، پل! پل وسیله ارتباطی است و وسایل ارتباطی هم کلا خوب نیستند. از همین وایبر و واتس‌آپ بگیر تا ماهواره و پُل. اصلا به قول شاعر که می‌فرماید «ما برای فصل کردن آمدیم، کی برای وصل کردن آمدیم؟» باید توجه جدی به این جداسازی‌ها داشته باشیم. پیشنهاد ما در این زمینه تکرار پروژه موفق پل دریاچه ارومیه است، یعنی باید شن‌ریزی کنیم وسط رودخانه و جاده بکشیم که طبق محاسبه ما خرجش چهارتا کامیون شن است و مقدار اندکی قیر جهت آسفالت. این لیست بسیار کوتاه است و اماکن دیگری هم هستند که متاسفانه به‌عنوان نمادهای استان ما معرفی شده‌اند درحالی‌که از بیخ و بن مشکلات اساسی دارند و باید به وضعیتشان رسیدگی کرد. فعلا همین‌ها را داشته باشید تا ما تحقیقاتمان را درباره دریاچه خزر کامل کنیم. شنیده‌ایم که آن طرفش کشورهای خارجی هستند.