افشین مشعوری

خبر بسیار متاثر کننده بود. دو نفر از کارکنان یک آسایشگاه سالمندان در گرگان، به‌جای تیمار سالمند، آنچنان او را مورد ضرب و شتم قرار دادند که پس از ساعاتی درگذشت. ماجرا از این قرار بود که پیرمرد در نیمه‌های شب احساس ناآرامی می‌کند و از پرستاران آسایشگاه کمک می‌خواهد، دو پرستار بالای سر او حاضر می‌شوند، آنها قصد داشتند او را ساکت کنند، به همین خاطر مرد سالمند را کتک می‌زنند تا این‌که او دیگر نفس نمی‌کشد.

آسایشگاه سالمندان در ایران مقوله‌ای چالش برانگیز است که دیدگاه‌های متفاوتی را در برابر خود می بیند. دسته‌ای به‌کلی مخالف وجود چنین مکان‌هایی هستند و با شاهد گرفتن از جایگاه والدین در عرف و شریعت، می‌گویند فرزندان می‌باید در هرحال از آنها نگهداری کنند؛ اما این نظریه مخالفانی هم دارد. زندگی ماشینی امروز و مشکلات آپارتمان‌نشینی؛ سپردن سالمندان را به آسایشگاه‌های سالمندان به امری اجتناب‌ناپذیر بدل کرده است. این دسته معتقدند: این‌که وضعیت خانه‌های سالمندان در ایران اغلب از کیفیت لازم برخوردار نبوده و نیست؛ موضوعی است که باید چاره‌ای برای آن اندیشید و بپذیریم که انسان – زن یا مرد- وقتی به کهنسالی می‌رسد و از نظر جسمی و – گاهی- روحی، نیازمند یاری دیگران است، چه بهتر در جایی زندگی کند که از لحاظ خدمات پزشکی و رفاهی آسوده باشد، مشروط بر این‌‌که فرزندان – والدین- را از یاد نبرند و شرط فرزندی را به‌جا آورند. بنابراین این موضوع نباید باعث شرمساری باشد.

یک شهروند می‌گوید: «وقتی خانواده‌ای همگی از صبح تا شب مشغول کارند و سالمندی که نیاز به مراقبت دارد در خانه تنهاست و خطر تهدیدش می‌کند، آیا راه دیگری جز سپردن او به آسایشگاه باقی می‌ماند؟».

اگرچه بسیاری از منتقدان سپردن سالمندان به آسایشگاه، این حرف‌ها را غیرواقعی می‌دانند؛ اما نگاهی به آسایشگاه‌ها می‌گوید بسیاری از آنها که در این مکان‌ها زندگی می‌کنند خانواده‌هایشان – دختر یا پسر- می‌توانند در خانه‌ها نگهداری‌شان کنند؛ اما آن نیز مشکلات خاص خود را دارد. خانمی که مدتی از پدرش در خانه نگهداری کرده، می‌گوید: «به خانه‌داری‌ام نمی‌رسیدم. ازیک‌طرف بچه‌ها و از طرف دیگر دارو و درمان پدر. به این‌ها اضافه کنید غرولند همسرم را، این شد که علی‌رغم میل باطنی‌ام او را به آسایشگاه سپردم». مواردی از این دست بسیارند، حتی هستند کسانی که با وجود داشتن فرزند، خانه مستقل و مجزا به دلیل نداشتن مونس و همدم به خانه سالمندان رفته‌اند. همان‌طور که گفته شد چنانچه آسایشگاه‌ها مشکلی دارند باید آنها را رفع کرد. نگهداری از سالمند مانند دیگر رشته‌ها تخصصی است و امروزه در بعضی کشورها برای نگهداری از سالمندان دوره‌های ویژه‌ای برگزار می‌شود.

«فاطمه. الف» که بانویی ایرانی است و سال‌هاست در یکی از کشورهای اروپایی به سالمندان خدمت می‌کند، می‌گوید: «از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ بدون این‌که دوره‌ای دیده باشم، این کار را انجام می‌دادم؛ اما طی همین سال‌ها آموزش دیدم و در سال ۲۰۰۷ دوره را به اتمام رساندم». او که البته در سال ۲۰۰۰ استخدام شده بود، به دلیل مشکل «زبان» در بخش‌های دیگر مشغول شد و مدتی طول کشید تا بتواند دوره‌های این کار را بگذراند. فاطمه می‌افزاید: «وقتی می‌خواستم شروع به تحصیل کنم، می‌پرسیدند که چرا می‌خواهی درسش را بخوانی؟ و من جواب دادم؛ از کشوری می‌آیم که به سالمندان خیلی احترام می‌گذرایم و پیرها برای‌مان مقدس‌اند».

بااین‌حال «فاطمه» را بارها از نظر روحی و روانی، مورد آزمایش قرار داده‌اند تا صحت روحی و روانی او را بیازمایند. چیزی که به نظر می‌رسد در ایران کمتر در مورد کسانی که می‌خواهند در خانه‌های سالمندان استخدام شوند، لحاظ می‌شود. با این‌که هم اکنون این ایرانی شاغل در اروپا کمتر کار می‌کند؛ اما می‌گوید: «شاید باور نکنید! آدم‌هایی که آلزایمر دارند و بچه ندارند، یا دارند و بعضی‌ها حتی بچه‌هایشان را نمی‌شناسند و نامشان را به یاد نمی‌آورند؛ اما نام من را فراموش نمی‌کنند. من اکثرا کشیک شب بودم و هستم، اگرچه الان مانند گذشته زیاد کار نمی‌کنم؛ اما هنوز دوستشان دارم». او می‌گوید: «نمی‌دانید چه حسی داشته و دارم وقتی به سالمندی خدمت می‌کنم. ضمن این‌که از شغلم لذت می‌برم، درآمد هم کسب می‌کنم».

سالمندی مانند دوره‌های دیگر، بخشی از زندگی انسان‌هاست. اگر در دوره کودکی، نوجوانی، جوانی و میان‌سالی نیاز به امکانات مختلف داریم، در دوره سالمندی نیز مراقبت‌های ویژه جزوی از خواسته‌های سالمندی است. این‌که چقدر می‌توان این امکانات را در منازل تهیه و عملی کرد، این‌که سالمند ما چقدر نیاز به این مراقبت‌ها دارد، این‌که چقدر زمینه فرهنگی برای حضور پدرها و مادرهای سالمندمان در خانه مهیاست و بسیاری موارد دیگر که قطعا باید آماده باشد تا سالمندانمان بتوانند زندگی با نشاطی داشته باشند، بسیار مهم است و شرایط خاصی را می‌طلبد؛ اما کاش تلاش کنیم به‌جای تکرار بعضی از حرف‌ها -که نشانه پاک کردن صورت مساله است- خانه‌های سالمندانی داشته باشیم درخور زندگی، جاهایی که سالمندان با رغبت و آرامش در آنها زندگی کنند و کوشش کنیم تا کسانی که در این «خانه» ها کار می‌کنند، علاوه بر دارا بودن تخصص، کارشان را هم دوست داشته باشند و با عشق به پدران و مادرانمان خدمت و از آنها نگهداری کنند!

بی‌شک بسیار ایده ‌‌‌آل خواهد بود، اگر روزی فرا برسد که سالمندان آن‌چنان در خانه‌هایی که برایشان در نظر گرفته می‌شود راحت و آسوده باشند که دیگر هیچ گله و شکایتی نداشته باشند و هرگز فجایعی را نظیر آن‌چه در ابتدا آمد، شاهد نباشیم. این خواسته بسیار آرمانی؛ اما شدنی است. دیگران آزموده‌اند و پاسخ گرفته‌اند، ما نیز بیازماییم.