علیرضا کنعان رو

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در فصل ششم با عنوان «قوه مقننه»، در مبحث دوم تحت عنوان «اختیارات و صلاحیت مجلس شورای اسلامی» و در اصل هشتاد و نهم، مساله استیضاح هیات وزیران یا یک وزیر را به شرح زیر مورد پذیرش قرار داده است. «نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌توانند در مواردی که لازم می‌دانند هیات وزیران یا هر یک از وزرا را استیضاح کنند، استیضاح وقتی قابل طرح در مجلس است که با امضای حداقل ۱۰ نفر از نمایندگان به مجلس تقدیم شود». اما استیضاح چیست و چه جایگاهی در نظام‌های گوناگون سیاسی دارد؟ استیضاح یکی از ساز وکارهای سیاسی مورد استفاده در سیاست داخلی کشورها و به طور مشخص عرصه مناسبات دو قوه مقننه و مجریه است.

استیضاح لغتی برگرفته از واژگان غربی است که از نظر واژه، به معنای درخواست توضیح است؛ اما در اصطلاح سیاسی به معنای پرسش رسمی نمایندگان مجلس از رییس‌جمهور، هیات وزیران و یا یک وزیر است که پس از ارایه توضیحات، باید برای ادامه کارشان از مجلس مجددا رای اعتماد بگیرند. البته طرح استیضاح به خودی خود به مفهوم عزل مقام مورد استیضاح نمی‌باشد، بلکه اولین گام در این مسیر تلقی می‌شود و چنانچه در رای‌گیری پس از توضیحات وی، به او رای عدم‌اعتماد داده شود، آن مقام برکنار می‌شود. استیضاح در حقوق اساسی یکی از ابزارهای نظارتی تلقی شده و استفاده از رای عدم‌اعتماد یکی از مهمترین وسایل، برای کنترل نمودن کارکردهای وزیران بوده و در نتیجه، اعمال نظارت مستمری است که پارلمان‌ها در امور اجرایی دارند. نخست‌وزیر و وزیران از بیم سقوط کابینه و از دست دادن مقام فرمانروایی، باید در جهتی گام بردارند که رضایت خاطر اکثریت نمایندگان مردم را فراهم آورند و خودشان را کارگزار اجرای تصمیمات و قوانین پارلمانی بدانند. در برابر چنین سلاحی که در دست نمایندگان پارلمان است، در بسیاری از کشورها حق انحلال پارلمان به عنوان بزرگترین وسیله کنترل عملکرد آن، مطرح است و در واقع از این طریق تعادل قوا در رژیم پارلمانی برقرار می‌گردد. با این حال به حسب تجارب موجود در این کشورها، استفاده از شیوه انحلال پارلمان به اندازه کافی می‌تواند به جای ایجاد تعادل بین قوا و به لحاظ تفوق قوه مجریه در انحلال مجلس، تعادل قوا را برهم بزند.

در هر حال استیضاح، به مثابه ابزار نظارتی پارلمان، ناشی از مسوولیت پاسخ‌گویی وزرا در مقابل این نهاد به عنوان یک مسوولیت سیاسی و نه از باب ارتکاب جرم جزایی و تقصیر مدنی است که اساس تشخیص آن به عهده پارلمان قرار دارد. بنابراین استیضاح یکی از مظاهر تجلی مسوولیت سیاسی وزرا در مقابل پارلمان می‌باشد. در نظام‌های ریاستی به طور معمول رییس‌جمهور و پارلمان هر یک جداگانه برای مدت معینی انتخاب می‌شوند و پارلمان نمی‌تواند رییس‌جمهور را برکنار سازد هر چند به ندرت امکان استیضاح وی به وسیله پارلمان وجود دارد. از سوی دیگر رییس‌جمهور نیز نمی‌تواند پارلمان را منحل سازد. بر عکس در نظام پارلمانی رییس دولت ممکن است به موجب رای عدم‌اعتماد پارلمان از کار برکنار شود. نخست وزیر هم می تواند پارلمان را منحل کرده و انتخابات جدید برگزار کند. البته در نظام نیمه ریاستی مثل فرانسه، روسیه و فنلاند منطق دو نظام پارلمانی و ریاستی را با هم ترکیب کرده‌اند. به عنوان مثال در فرانسه، رییس‌جمهور توسط مردم و نخست‌وزیر توسط پارلمان برگزیده می‌شود. در نظام نیمه ریاستی معمول، مجلس می‌تواند نخست‌وزیر را برکنار کرده اما نمی‌تواند رییس‌جمهور را جز در موارد خاص، استیضاح کند.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز ساز و کارهایی که در نظام سیاسی پارلمانی برای کنترل قوه مجریه توسط مجلس معرفی شده، مدنظر قرار گرفته است اما در آن سو حق انحلال پارلمان که در نظام سیاسی پارلمانی به قوه مجریه داده شده در نظام سیاسی جمهوری اسلامی مورد پذیرش واقع نگردیده است. هیات وزیران یا وزیر مورد استیضاح باید ظرف مدت ۱۰ روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گوید و از مجلس رای اعتماد بخواهد. در صورت عدم‌حضور هیات‌وزیران یا وزیر برای پاسخ، نمایندگان مزبور درباره استیضاح خود توضیحات لازم را می‌دهند و در صورتی که مجلس مقتضی بداند، اعلام رای عدم‌اعتماد خواهد کرد و اگر مجلس رای اعتماد نداد، هیات وزیران یا وزیر مورد استیضاح نمی‌تواند در هیات وزیرانی که بلافاصله بعد از آن تشکیل می‌شود، عضویت پیدا کند.