بهمن آرمان

اقتصاددان

 

در ابتدا باید وضعیت کشاورزی را از چند دیدگاه مورد بررسی قرار داد و در نهایت نتیجه‌گیری کرد که آیا آن‌چه در بخش کشاورزی می‌گذرد، راه درستی طی می‌کند یا خیر. بر پایه اطلاعاتی که وزارت نیرو منتشر می‌کند ۹۲ درصد از آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بخش خانگی و صنعتی مصرف کننده تنها ۸ درصد از آب‌ها هستند. ولی اگر به آمار گمرک در مورد واردات نگاهی بیاندازیم، می‌بینیم کالاهای کشاورزی نظیر روغن خام نباتی، گندم، جو، ذرت، برنج، کنجاله، شکر و… ده قلم اصلی واردات کشور را تشکیل می‌دهند و ارقام واردات این‌گونه کالاها و اقلام اختصاص داده شده برای واردات این کالاهای کشاورزی، بیش از میلیاردها دلار است. به عبارتی دلارهای نفتی به جای این‌که در بخش تولید سرمایه‌گذاری شوند و اقتصاد کشور را از وابستگی به نفت رها کنند، صرف واردات کالاهای کشاورزی می‌شوند. به عبارتی ما که در منطقه نیمه بیابانی جهان قرار داریم و ۹۲ درصد از منابع آبی محدود خود را در بخش کشاورزی مورد استفاده قرار می‌دهیم، متاسفانه خروجی بسیار ناچیزی از این آب مصرفی به‌دست می‌آوریم. طبق اطلاعاتی که در یکی از همایش‌های مربوط به کشاورزی ارایه شد، در روند تجهیز زمین‌های کشاورزی برای آبیاری تحت فشار و قطره‌یی،  یک میلیون و دویست هزار هکتار نسبت به برنامه تعیین شده عقب هستیم و اگر منابع مالی در سال جاری طبق مصوبه مجلس برای تجهیز کشت‌زارهای ما به سیستم‌های آبیاری مدرن محقق شود، تنها می‌توانیم صدهزار هکتار افزایش سطح زیر کشت را به آبیاری تحت فشار و قطره‌یی تبدیل کنیم.

در استان گیلان بر پایه مطالعاتی که توسط مشاورین سوییسی در پیش از انقلاب برای تامین آب مورد نیاز استان انجام گرفته بود، ساخت هفت سد جدید بر روی رودخانه قزل‌اوزن برنامه‌ریزی شد که فقط سد اَستور -آن هم با حجم ذخیره کمتر از آن چیزی که در نظر گرفته شده بود- در حال انجام بود که به دلیل کمبود منابع مالی نیمه کاره رها شد. به همین دلیل است که شاهد هدر رفتن آب در استان گیلان و عدم زیرکشت بردن زمین‌های مسیر این هفت سد هستیم. لذا متوقف شدن طرح های بزرگ سدهای مخزنی و برق‌آبی خسارت‌های زیادی را متوجه کشاورزی کشور کرده است.

از طرف دیگر باید توجه کرد که استان گیلان به علت سر‌سبزی و بالا‌بودن میزان بارندگی یکی از استان‌های مستعد اشتغال است و همچنین در دو بخش کشاورزی و گردشگری نیز پتانسیل توسعه دارد.

متاسفانه در بخش گردشگری در طول ۳۶ سال گذشته شاهد سرمایه‌گذاری‌های قابل توجه در گیلان نبودیم و به همین خاطر میزان جذب گردشگر و اشتغال در بخش گردشگری بسیار نازل است. در حالی‌که بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بارها به ایران پیشنهاد دادند که با سرمایه خودشان و با رعایت موازین شرعی در استان‌های شمالی مانند گیلان، در بخش گردشگری سرمایه‌گذاری کنند.

در بخش کشاورزی متاسفانه هنوز محصولات کلیدی این استان نظیر برنج، بدون استفاده از کشت مکانیزه و با شیوه‌های هزاران سال پیش و با قیمت‌ تمام‌ شده بسیار بالا تولید می‌شود. این در حالی است که بر پایه پژوهش‌های صورت گرفته، مکانیزه کردن زمین‌های برنج‌کاری یا مرکبات در استان گیلان حداکثر به ۵۰۰ میلیون دلار نیاز دارد. در صورتی‌که به دلیل عدم‌مکانیزه بودن توان رقابت با محصول کشورهای تولید کننده عمده برنج نظیر پاکستان، هند و تایلند را ندارد.

از طرفی دیگر، تحرک آن‌چنانی در بخش گردشگری که نقطه کلیدی ما برای کاهش بیکاری و افزایش درآمد برای مردم استان گیلان است، نداشتیم و حتی برای قشرهای با درآمد پایین هم نتوانستیم حداقل کمپینگ‌های مناسب یا امکانات اقامتی ارزان قیمتی را به وجود بیاوریم. اگر چنین کارهایی انجام بگیرد بدون شک استان گیلان با توجه به پتانسیل‌های بالایی که دارد، نباید رتبه بالا را در نرخ بیکاری داشته باشد. بند سومی که می‌تواند در راستای توسعه استان گیلان به کار گرفته شود، مساله صنایع تبدیلی است. در استان گیلان ما از ضایعات همین برنج تولیدی می‌توانیم کاغذ و ام‌دی‌اف تولید کنیم و با سرمایه‌گذاری‌های نه چندان بالا این ضایعات را تبدیل کنیم به مواد اولیه‌یی که می‌توانند ارزش‌افزوده‌ بالایی در استان و کشور به وجود بیاورند. بنابراین تنها راه خروج استان گیلان از وضع فعلی بیکاری، در ابتدا تکمیل سدهای زنجیره‌یی بر روی رودخانه قزل‌اوزن و سایر رودخانه‌های اصلی در رشته کوه‌های البرز برای ذخیره آب، دوم مکانیزه کردن و بالفعل کردن پتانسیل‌های منحصربه‌فرد کشاورزی و سوم گسترش صنایع تبدیلی است.