فرهیختگان گیلان: علیرضا پنجه‌ای، شاعر و روزنامه‌نگاری که دیگر حدود نیم‌قرن از عمرش گذشته است، از سال‌های آخر دهه پنجاه شمسی نوشته و سروده است، حاصل سروده‌هایش تا به امروز، ده جلد مجموعه شعر است و انبوهی یادداشت و گفت‌و‌گو در مطبوعات استانی و کشوری. از پنجه‌ای به‌تازگی دو مجموعه شعر «کوچه چهرزاد» و «عشق همان اویم است» منتشر شده و به همین مناسبت هفته گذشته در خانه فرهنگ گیلان برای آن جلسه نقد و بررسی‌ برپا شد. اجرای جلسه را عباس گلستانی -شاعر- بر عهده داشت که با خواندن دو شعر از دو مجموعه یاد شده و نیز بیوگرافی مختصری از شاعر، آغاز شد.

در ادامه علیرضا پنجه‌ای شنیدن نقد را برای کسی که می‌خواهد رشد کند، ضروری دانست و برای حضار چند شعری از کتابش را خواند.

سپس گلستانی یادداشتی از «علی باباچاهی» خواند.

علیرضا نیکویی استادیار دانشگاه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان به‌عنوان اولین منتقد جلسه، سخنانش را این‌طور آغاز کرد: «ناقدان بسیاری کوشیده‌اند تا فرم را معنا کنند، اما من در این جلسه قصد دارم شعرهای پنجه‌ای را از دریچه «عباس عارف» نگاه کنم؛ ایشان فرم را طرز حضور می‌داند و معتقد است هر شاعری برحسب طرز حضور خود است که فرم شعرش را می‌سازد. هر شاعر در هر موقعیتی که قرار می‌گیرد به حضورش فرم می‌دهد. در فرم تعبیر افقی و عمودی داریم. در محور افقی وقتی فرمی ایجاد کردم نمی‌تواند بدون عقبه باشد».

این استادیار دانشگاه زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: می‌توان این سوال را مطرح کرد که چه چیزی شعر است و چه چیزی ناشعر؟ آیا جملات پرویز شاپور را باید شعر بدانیم؟ آیا هرچه که از عالم عظیم معنا متبادر می‌شود، شعر است؟ من اعتقادی به چنین چیزی ندارم. به نظرم در کتاب «عشق همان اویم است» اگر چه کارهای زیبایی وجود دارد، اما برخی از آنها را باید کاریکلماتور دانست. مثلا «به صحرا شدم عشق باریده بود» یک جمله قصار ادبی است، شعر نیست. حال سوال این است اگر نمی‌توانیم بگوییم شعر چیست، آیا می‌توانیم بگوییم ناشعر چیست؟ من معتقدم در «عشق همان اویم است» اگرچه شعرهای خوبی وجود دارد، اما بعضی از آنها وجوه شاعرانه ندارند.

panjeyibook

سپس مجری برنامه یادداشت «سیدعلی صالحی» را درباره پنجه‌ای خواند. «علیرضا از جمله جان ‌هایی است که واژه‌هایش برای من خرسندی بسیار به بار می‌آورد. چندین دهه است که میان شاعران اهل گیلان عده‌ای را دوست می‌داشتم و دوست ‌می‌دارم که پنجه‌ای نیز یکی از آنهاست. این سعادت را داشته‌ام که طی زندگی خود، با شاعران خوب شهرستانی ملاقات‌هایی داشته باشم. آن‌چه از علیرضا پنجه‌ای در ذهن من باقی مانده چهره یک شاعر بسیار جدی است و من همچنان امیدوارم که چنین شاعرانی در سراسر کشور با امید و تکاپو ادامه دهند».

در ادامه جلسه، منتقد دوم سینا جهاندیده شاعر، منتقد و مدرس دانشگاه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان، صحبت‌هایش را این‌گونه آغاز کرد: «من معتقدم اساسا شاعری که نُه مجموعه شعر دارد اصلاح کردنش مقدور نیست، قصد من این است که بخش ابتدایی صحبت‌هایم را با این پرسش آغاز کنم: چرا زبان شعرهای پنجه‌ای چندوجهی است؟ و بعد می‌رسم به این‌که شعرهای ایشان درگیر زبان عاشقانه بوده و نوستالژیک و تاریخ‌مند است. این موضوع برمی‌گردد به شعر «تغزل» در مجموعه «کوچه چهرزاد»، شعری که ویرایش شاعر از شعر احمد شاملو است. آیا سرقت ادبی صورت گرفته است؟ سرقت از شعر شاملو به مانند سرقت ماشین پلیس است! می‌خواهم بگویم چرا پنجه‌ای این‌گونه فکر می‌کند، آیا او به زبان عاشقانه فکر می‌کند؟ او سال‌های ابتدایی شعری‌اش درگیر زبان شاملو بوده است. ایشان شاعری مدرن است. آیا وسوسه‌های پست‌مدرن در ایشان نیست؟ یک نفر دارد به چند زبان فکر می‌کند، چند گفتمان که در موازات هم هستند».

جهاندیده در ادامه افزود: «در نوستالژی شعر پنجه‌ای سیاست خاصی نهفته است. پنجه‌ای تلاش می‌کند ایدیولوژی‌ای که در شعر شاملو بوده در شعرش به کار نگیرد. به نظر من این‌ها وسوسه پنجه‌ای است. پنجه‌ای در مجموعه‌های دیگرش نیز همین تکنیک‌ها را ادامه خواهد داد. گفتمان مدرن را ادامه خواهد داد. وسوسه‌هایی اتوماتیک‌وار شعر او را شکل می‌دهند. مثلا «شعر کیو کیوی عطر دهان تو» یکی از این وسوسه‌هاست، موسیقی شعر مختل شده است».

در انتهای جلسه هادی میرزانژاد – مدیر نشر فرهنگ ایلیا- صحبت کوتاهی درباره شعرهای پنجه‌ای داشت و نیز کوروش جوانروح – شاعر- نقد مکتوبی را عرضه کرد.