در چند ماه اخیر کارهاى زیادى روى صحنه رفت و تئاتر گیلان روزهاى خوبى را تجربه کرد. با توجه به استقبال خوب تماشاگران از اجراهاى بومى، چه نیازى بود تئاتر از پایتخت بیاوریم؟

در ماه‌هاى اخیر، ما جشنواره استانی داشتیم و جداى از آن، ترافیک اجراها واقعا زیاد بود و تماشاگر کارهای بسیاری تماشا کرد ولى باید پذیرفت که بضاعت استان ما در حدى نیست که بتواند ذائقه مخاطب گیلانی را سیراب کند.

 به عقیده شما بضاعت تئاتر استان با این رفت‌وآمدها بالا مى‌رود؟

خب اولین نیازش تبادل فرهنگى بین شهرهاى مختلف است.  یعنی اگر لازم شد، از این‌جا هم کار بفرستیم تا آنها ببینند. در بستر حرفه‌ای تئاتر، اصلا بحث تهران و شهرستان مطرح نیست!  وقتی یک تئاتر در بستر حرفه‌ای روى صحنه برود، خوب است که تئاتری‌های رشت یا هر استان و شهرستان دیگرى بیایند و در این بستر حرفه‌ای یک سری مسایل را یاد بگیرند. در ضمن سلیقه مخاطب هم بالا مى‌رود. طبیعتا وقتی کاری در این سطح که در جشنواره فجر هم حسابى مطرح شده به شهرستان بیاید، توقع مخاطب بالا می‌رود. خب برای رقابت با این مدل کارها، گروه‌های استانی هم باید سطحشان را بالا ببرند. این اتفاقى است که مى‌افتد. در آخر اضافه کنم که من خیلى‌ها را می‌شناسم که ماهی یک‌بار هزینه مى‌کنند تا براى تماشاى تئاتر به پایتخت بروند؛ حالا ما تئاتر را از پایتخت به این‌جا آوردیم!

entezami

 چرا «بیوه‌هاى غمگین سالار جنگ» را انتخاب کردید؟

در وهله اول کارگردان و خانم آدینه خیلی تمایل داشتند.دلیل دیگر این بود که جزو کارهایی بود که در چند سال اخیر سر و صداى زیادى به پا کرد. چه در جشنواره‌ها و چه در کشاندن مخاطب به سالن.

 براى انجام این کار چقدر به شما کمک شد؟

از جانب چه کسی؟

 برای نمونه از جانب اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی:

خب استارتش با اداره ارشاد و انجمن نمایش بود. نمی‌توانم بگویم ارشاد کمک کرد یا نکرد ولی به شدت حمایت کرد و خوبى‌اش این بود که کل کار را سپردند به بچه‌های خارج از اداره.

 صحبت پایانى شما را مى شنویم:

لازم مى‌دانم از آقای دکتر میرزایی مدیرعامل صنایع غذایی کامپوره، آقای کمالی مدیر فروشگاه شهر کتاب، آقای پاک‌دامن مدیرعامل صنایع غذایی ستاره نادی و آقای ثابت‌قدم مدیر مجموعه تی‌شین تشکر کنم. بدون همکارى این عزیزان انجام چنین کارى میسر نبود.