فاطمه صابری

حتی در عکس‌های سیاه و سفید ۳۶ سال قبل هم در میان انبوه موهای مجعد مشکی برق چشمان آبی‌اش پیداست.  چشمان «شمالی شجاع» همچنان رنگ دریا دارد اما حالا موهای مشکی، کم حجم تر شده و به خاکستری می زند. با غفور جهانی صبح یک روز تعطیل خردادماه در دفتر کارش به مصاحبه نشستیم. به واسطه درگیری‌های چند روزه تشییع و مراسم ترحیم فرزند یکی از دوستانش چندان سرحال نبود و این موضوع به وضوح در چهره‌اش پیدا بود. حتی می‌گفت با اینکه امکان حضور در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل برای او و چند پیشکسوت فراهم شده اما تاکنون نتوانسته تصمیمی برای حضور بگیرد چون احساس می‌کند دوستش در این روزها بیشتر به حضور او نیاز دارد. غفور جهانی تنها بازیکن گیلانی تیم ملی فوتبال ایران تا قبل از جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل در گفت‌وگو با فرهیختگان از تجربه تنها بازیکن شهرستانی آن تیم ملی سخن گفت و از حضور در آرژانتین و دلبستگی شدیدش به انزلی و خانواده. غفور انزلیچی‌ها می‌گوید خوشحال است که بعد از ۳ دوره ۲ بازیکن گیلانی شانس حضور در جام جهانی با تیم ملی را پیدا کرده‌اند.

گفت‌وگو با مردی را بخوانید که در سال ۱۳۴۹ با تیم منتخب گیلان قهرمان ایران شده و بعد از درخشش در ملوان به تیم ملی دعوت شد و با ملوان هم افتخاراتی چون قهرمانی جام حذفی ایران در سال ۱۳۵۵ را به دست آورد. موسس باشگاه استقلال انزلی در سال ۱۳۶۷ هم با تیم منتخب گیلان به مقام نایب قهرمانی لیگ قدس رسید و سابقه مربیگری در تیم جوانان و امید ایران را هم در کارنامه دارد.

 

 

  ۳۶ سال از یازدهمین دوره جام جهانی فوتبال در آرژانتین گذشته است الان که به گذشته نگاه می‌کنید اولین تصویر ذهنی شما از آن جام جهانی و غفور جهانی ۲۷ ساله چیست؟

خوشحالی و احساس غرور بابت رسیدن به یک آرزو در شرایط دشوار. برای هر بازیکن فوتبال نهایت آرزو حضور در تیم ملی و سپس حضور در جام جهانی است. چون جام جهانی نقطه اوج فوتبال دنیاست و تیم‌ها و بازیکنان بزرگ با آمادگی کامل در رقابت‌هایی که هر ۴ سال یک بار توجه تمام دنیا به آن معطوف است، حضور پیدا می‌کنند. من تنها بازیکن شهرستانی بودم که از ملوان برای حضور در جام جهانی فوتبال انتخاب شدم. البته حدود ۵۰ درصد تیم ملی تشکیل شده از بازیکنان شهرستانی بود اما آن‌ها در تیم‌های تهرانی بازی می‌کردند. البته بعد از من هم مرحوم سیروس قایقران از ملوان به تیم ملی دعوت شد اما خب امکان حضور در جام جهانی را پیدا نکرد. یکی از دلایل اهمیت صعود این بود که در آن زمان فقط یک تیم از آسیا و اقیانوسیه به جام جهانی راه پیدا می‌کرد و مانند حالا نبود که ۴ سهمیه از آسیا شانس حضور داشته باشند. ایران در سال ۱۹۷۸ برای حضور در جام جهانی آرژانتین ۵ بازی رفت و ۵ بازی برگشت انجام داد که ۸ بازی را با برد پشت سر گذاشت و در بازی با کره هم به تساوی دست یافت. در نتیجه به عنوان تیم برگزیده آسیا و اقیانوسیه به جام جهانی راه پیدا کرد. شرایط کلی آن روزها با اکنون متفاوت بود. فوتبال یک علم و روز به روز در حال پیشرفت است، از تدارکات گرفته تا کارهای تاکتیکی که به مراتب بهتر از آن روزها شده اما در آن روزها بازیکنان دارای انگیزه و تعصب لازم بودند اما اکنون این انگیزه و تعصب کمتر از گذشته به چشم می‌خورد.

 در ترکیب تیم ملی در جام جهانی به چه صورتی حضور داشتید؟

من در بازی با هلند و اسکاتلند به صورت ثابت بازی کردم اما در بازی با پرو در نیمه دوم با آقای حسین فرکی تعویض شدم.

 در تیم روا‌ن‌شناس حضور داشت؟ یا قبل از بازی‌ها وعده‌های مدیران در میان بود که اگر بازی را با برد پشت سر بگذارید به شما پاداش پرداخت می‌شود؟

در تیم ملی ۳۶ سال پیش مانند امروز نبود که ۳ پزشک، ۵ تدارکات و ۳ روان‌شناس حضور داشته باشد.

البته در تیم ملی بهترین ارتوپد آن روزهای ایران -خدا بیامرز- دکتر زرکش به عنوان پزشک حضور داشت. اما خب محدودیت بود. درباره پاداش هم قبل از بازی با هلند که در شهر مندوزا برگزار شد مدیران وقت، به هر بازیکن ۳ هزار دلار جایزه دادند که با ارزش پول آن روزهای ایران نفری ۲۱ هزار تومان بود. البته قرار بود بعد از بازی‌ها هم مبالغی پرداخت شود که وعده‌ها عملی نشد.

  قبل از حضور در آرژانتین چه مدت در اردوی تدارکاتی بودید؟

آن زمان تیم ملی بیشتر زمان در اردو بود. ما بازی‌های تدارکاتی زیادی با تیم‌های بزرگ انجام داده بودیم و ترس بازیکنان از نام تیم‌های بزرگ ریخته بود. بازی‌های لیگ تخت جمشید همیشه در روزهای جمعه برگزار می‌شد و بازیکنان ملی پوش روز شنبه برای حضور در اردوی کمپ تهران حضور پیدا می‌کردند.

ما از روز شنبه تا سه شنبه در اردوی تیم ملی حضور داشتیم و در روز چهارشنبه برای ما بلیت گرفته می‌شد تا بازیکنان شهرستانی به تیم‌های خودشان ملحق شوند. گاهی مثلا ملوان با نفت بازی داشت برای من بلیت آبادان گرفته می‌شد و من مستقیم از تیم ملی به تیم باشگاهی ملحق می‌شدم. به نظرم سیستم در نظر گرفته شده مناسب بود و ما هم در اختیار باشگاه بودیم و هم تیم ملی. در مجموع در آستانه بازی‌های مهم بازیکنان چهار روز در اختیار تیم ملی بودند و سه روز در اختیار تیم باشگاهی و هیچگاه هم شاهد تداخل تمرینات و بازی‌های باشگاهی و ملی و درگیری‌های معمول این روزهای فوتبال نبودیم. مثلا اگر ۴۵ روز بعد قرار بود تیم ملی با یک تیم بازی کند بازی‌های لیگ سر موقع برگزار می‌شد. یادم است مثلا یک بازی دوستانه با سائوپائولو برزیل در روز سه شنبه برگزار کردیم و روز جمعه هم برای تیم‌های باشگاهی مان به زمین رفتیم.

 ارتباط شما با بازیکنان مشهور آن دوران مثل علی پروین و مرحوم ناصر حجازی چگونه بود. بحث تهرانی و شهرستانی بودن برای این بازیکنان و دیگران مهم بود؟ و مثلا یک نوع خود برتر بینی بینشان وجود داشت؟

یکی از کارهای خوب حشمت مهاجرانی ایجاد روابط حسنه بین بازیکنان بود تا شاهد چنین مسایلی نباشیم. نتیجه آن مثلا هم اتاق شدن من با علی پروین و رفاقت بیشتر بود و الان هم رابطه دوستانه ما حفظ شده است. رابطه من با مرحوم ناصر حجازی هم بسیار خوب بود. ۳-۲ سالی هم که برای مربیگری در رشت حضور پیدا کرد منزل ایشان روبه‌روی خانه ما بود و در این مدت بیشتر ایام با هم در ارتباط شخصی و خانوادگی بودیم. و اصطلاحا رفقای خوبی برای هم بودیم. ارتباط من با خانواده آقای حجازی همچنان ادامه دارد و هرگاه تهران می‌روم تلاش می‌کنم سری هم به خانواده آقا ناصر بزنم. از باور من نگاه درست و اصولی مهاجرانی برای ایجاد ارتباط حسنه بین بازیکنان، در قوام و دوام این دوستی‌ها موثر بود.

 در جام جهانی آرژانتین با کدام بازیکن هم اتاق بودید؟

من با بازیکن دیگر شهرستانی تیم ملی به نام علی شجاعی بازیکن ذوب آهن اصفهان که جزو دعوت‌‌شدگان به جام جهانی بود اما فرصت بازی پیدا نکرد هم اتاق بودم. این ارتباط تا حالا که بیش از ۳۰ سال از آن روزها می‌گذرد همچنان ادامه دارد و ما دوستان خوبی هستیم و رابطه خانوادگی داریم. پیش از این در بازی‌های آسیایی با علی پروین هم اتاق بودم.

 برگردیم به چند ماه قبل از صعود؛ جایی که شما با یک گل به عامل اصلی صعود ایران تبدیل شدید. البته شما نقش زیادی در این صعود با شش گلی که در مرحله مقدماتی جام جهانی زدید داشتید. از واکنش‌های بعد از بازی چه چیزهایی همچنان در خاطرتان مانده است؟بعد از بازگشت از تهران واکنش‌ها در گیلان و انزلی چگونه بود؟

شادی بیش از ۹۰ هزار تماشاگری که با گل دقیقه ۴۴ من به استرالیا به هوا پریدند فراموش نشدنی است. بعد از این گل به جام جهانی رفتیم و در مجموع بازی های خوبی انجام دادیم. الان سال‌های زیادی از آن تاریخ گذشته است اما علاقه و شوری که مردم در زمان بازگشت من به گیلان داشتند و محبتی که به من نشان دادند هرگز از یادم نمی‌رود. در خاطرم هست که تعداد زیادی از مردم انزلی برای استقبال از من تا امام‌زاده هاشم در جاده تهران حضور پیدا کرده بودند و نیروی دریایی انزلی هم برای این استقبال جیپ‌های سرباز در مسیر مستقر کرده بود و گروه‌های مختلف موزیک هم برای مراسم استقبال سنگ تمام گذاشتند و من را شرمنده خودشان کردند. من در آن ایام مجرد بودم و مردم زیادی که برای استقبال در انزلی حضور پیدا کرده بودند من را تا خانه پدر و مادرم بدرقه کردند.

  چند بازی ملی ثبت شده دارید؟

از سال ۵۱تا ۵۷در تیم ملی بازی کردم و در این مدت ۳۶ بازی رسمی با ۱۳گل دارم. چون در آن سال‌ها بعضی از کشورها مانند امارات اصلا وجود نداشت و بازی‌های تدارکاتی هم مانند امروز زیاد برگزار نمی‌شد.

 در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، بعد از دو دوره حضور ایران، دو گیلانی در تیم کی روش هستند. تحلیل شما از حضور همشهری تان سیدجلال حسینی و علیرضا جهانبخش بازیکن سابق داماش در ترکیب تیم ملی چگونه است؟

من بسیار خوشحالم که دو بازیکن گیلانی در این جام جهانی حضور دارند. این حضور باعث می‌شود تا ثابت شود که فوتبال گیلان ریشه‌دار است. آرزوی من نمایش خوب این بچه‌ها و همچنین تیم ملی ایران است. درباره سیدجلال باید بگویم که بازیکن بسیار خوبی است و سیستم دفاعی کی‌روش هم سیستم خوبی است که به نظر می‌آید حضور سیدجلال هم در این سیستم در نظر گرفته شده است. اما درباره جهانبخش باید بگوییم که او بازیکن جوان و آینده داری است. امکان دارد که به عنوان یار فیکس در ترکیب تیم ملی نباشد اما نباید نگران بود چون او تنها ۲۰ سال سن دارد و شاید بتواند در ۳ جام جهانی دیگر هم بازی کند. در حالی که امکان دارد جام جهانی آرژانتین آخرین حضور سیدجلال در این رقابت‌ها باشد. البته کی‌روش در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۷ بازیکن گیلانی را به تیم ملی دعوت کرد و آنها در بعضی از بازی‌های مقدماتی هم حضور داشتند:

در مراحلی محمد غلامی، سوشا مکانی، سیدجلال حسینی، پژمان نوری، مازیار زارع، علیرضا جهانبخش، سیدجلال رافخایی در لیست تیم ملی بودند. هر چند سوشا مکانی در روزهای پایانی از ترکیب تیم ملی خط خورد و تنها دو بازیکن امکان همراهی تیم ملی را پیدا کردند اما به نظر می‌رسد فوتبال گیلان ظرفیت پرورش بازیکنان بزرگ را دارد. البته به نظر من سوشا مکانی و سیدجلال رافخایی قابلیت حضور در مراحل پایانی جام جهانی را هم داشتند. اما نباید فراموش کنیم که در نهایت این مربی تیم ملی است که باید براساس تاکتیک تیمی‌اش بازیکنان را انتخاب کند. اما همین که ما مشاهده می‌کنیم دو بازیکن گیلانی در مرحله پایانی جام جهانی حضور دارند مایه خوشحالی است و نشان‌دهنده آن است که گیلان بازیکنان بزرگی را در دل خود دارد که به فوتبال ایران معرفی کرده است.

 گروه ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ فکر می‌کنید تیم ملی روزنه‌های امید برای کسب نتیجه دارد؟

ما ایرانی هستیم و آرزوی ما کسب نتایج آبرومندانه در این جام است. اما باید بگویم که صعود ایران از گروه خودش بسیار دشوار است. چون آرژانتین و نیجریه و بوسنی تیم‌های بسیار خوبی هستند و نباید تصور کرد که نیجریه و بوسنی تیم‌های ضعیفی هستند. همچنین نباید از یاد برد که در زمینه تدارک این تیم برای حضور در جام جهانی هم ضعیف عمل شد. مثلا هم‌گروه ایران با اسکاتلند بازی تدارکاتی انجام می‌دهد اما ایران با بلاروس بازی دوستانه داشت. بسیاری از فدراسیون‌ها با یک هواپیمای چارتر منقش به پرچم کشورشان تیم ملی‌شان را به برزیل فرستادند اما در ایران قبل از بازی حواشی زیادی برای تیم ملی ایجاد شد. به نظر من فقط یک مربی حرفه ‌یی مانند کی‌روش توانست این تیم را همچنان با روحیه حفظ کند و شاید اگر مربی دیگری بود با جنجال‌های مختلف ایجاد شده وضعیت تیم بدتر می‌شد. مثلا مربی در دو اردوی آفریقای جنوبی و اتریش در بسیاری زمان‌ها مشغول بدنسازی بود. در حالی که به دلیل کمبود زمان و نبود حریف تدارکاتی، کی‌روش می‌پذیرد که ایران در زمان کوتاهی بعد از بدنسازی ها، بازی دوستانه با بلاروس را انجام دهد. که قطعا بدن‌ها آماده نشان نمی‌دهد.

 گفته شده که برنامه کی‌روش در این تمرینات تاکید بر افزایش قدرت بدنی بازیکنان بود. تصور می‌کنید با این قبیل تمهیدات بتوانیم نتایج آبرومندانه‌یی به ویژه مقابل تیم‌هایی مانند آرژانتین کسب کنیم؟

کی‌روش سیستم دفاعی‌ طراحی کرد تا در مقابل این قبیل تیم‌ها ایران گل‌های کمتری دریافت کند. با این حال معتقدم یک سیستم مطلق دفاعی ممکن است در ۶۰ دقیقه به کمک تیم بیاید اما احتمال خطای بازیکنان را در ۹۰ دقیقه افزایش می‌دهد. ایران در زمان حمله کار خاصی انجام نمی‌دهد و میانگین سنی خط هافبک ایران با بازیکنانی مانند آندرانیک و نکونام بالاست و به نظر می‌رسد شجاعی هم از نظر بدنی از آمادگی مناسب دور است.

 آقای جهانی شما از جمله بازیکنان خوب شهرستانی بودید که علی‌رغم فرصت حضور در تیم‌های تهرانی حاضر نشدید ملوان را ترک کنید. فضای کلی و امکانات ورزشی انزلی در آن ایام چگونه بود؟

در انزلی مانند اکنون ساختمان‌ها با این تراکم وجود نداشت. بیشتر فوتبالیست‌ها فوتبال خود را با بازی در زمین بالون صحرای غازیان یا کلویر انزلی شروع کردند که متاسفانه در آن زمین‌ها ساختمان‌سازی شده است. سرگرمی‌ها کم بود و مردم در این محله‌ها جمع می‌شدند و فوتبال بازی می‌کردند. از نظر امکانات ما در شرایط بسیار بدی قرار داشتیم و تیم ملوان هم از نظر مالی واقعا در مضیقه قرار داشت. اما ما واقعا عاشق فوتبال بودیم و می توانم بگویم که من از کلویر انزلی تا بوینس آیرس آرژانتین را عاشقانه دویدم. بعد از آغاز فوتبالم به عنوان کارمند نیروی دریایی هم مشغول کار شده بودم که ماهیانه مبلغ ۹۰۰ تومان حقوق دریافت می‌کردم.یکی از دلایلی که باعث شد نتوانم به تیم دیگری بروم همین موضوع بود، چون نیروی دریایی به سختی امکان خروج نیروهایش را فراهم می‌کرد. در دوران بازیگری موقعیت‌های خوبی برایم بوجود آمد که یا استفاده نکردم یا نتوانستم استفاده کنم. حتی از تیم‌های خارجی هم پیشنهاد بازی داشتم مثل سیدنی استرالیا که مربی‌اش آقای رازیک اهل یوگسلاوی بود. آقای مهاجرانی به من گفت در این شرایط پیشنهادی از این بهتر وجود ندارد. این تیم برای بازی به من حدود ۷۰۰ هزار دلار معادل ۳ میلیون تومان آن زمان پرداخت می‌کرد. اما من حاضر نشدم این پیشنهاد را قبول کنم.

  چرا؟

وابستگی به انزلی و خانواده‌! من برای این که پدر و مادرم را تنها نگذارم به بسیاری از پیشنهادات مثل این جواب رد دادم.

  ۲۸ خرداد  ۶۴ ساله می‌شوید. به پشت سر خود که نگاه می‌کنید از راه آمده خشنودید یا مثلا با خود می گویید کاش تصمیم دیگری می‌گرفتید؟

من ناراضی نیستم و خدا را شکر می‌کنم. اول این که دو فرزند خیلی خوب دارم که به نظر من نعمت بزرگی است. من در کنار فرزندانم پیشنهادات مالی از دست رفته در گذشته را فراموش می‌کنم. زندگی به هر حال می‌گذرد و من خدا را شکر می‌کنم. چون ممکن است از نظر مالی ضرر کرده باشم اما مثلا این‌که کنار پدر و مادرم ماندم از نظر معنوی بهره زیادی بردم. این‌که در انزلی ماندم هم پشیمان نیستم چون دوستان بسیار خوبی دارم که در مواقع مشکلات کنار یکدیگر هستیم. هر چند در حال حاضر برای بسیاری از افراد، مسایل مالی در صدر تمام تصمیم‌گیری‌ها قرار دارد.

  در خاطراتتان از خواهرتان گفته‌اید که برای آن که شما به علاقه‌تان برسید ساک ورزشی شما را به گونه یی از منزل خارج می‌کرد تا پدر که مخالف فوتبالیست شدن شما بود متوجه نشود:

من ۲ خواهر و ۴ برادر دارم. البته فرخ یکی از برادرانم که او هم فوتبالیست بود فوت کرده. خواهر بزرگم این لطف را در حق من می‌کرد و همچنین شست‌وشوی لباس و فراهم کردن شرایط برای حضور در بازی‌ها هم بر دوش او بود. یعنی اگر پدرم برای رفتن من به تمرین مخالفت می‌کرد خواهرم با شرایط خاص ساک ورزشی‌ام را از خانه خارج می‌کرد و من در کوچه یا جای دیگر می‌گرفتم.

همین خواهرم باعث شد تا پدرم هم موافق بازی کردنم شود. یک بار که با پاکستان بازی داشتیم خواهرم بدون آنکه به پدرم بگوید که غفور در تیم است او را به استادیوم برده بود. حین بازی پدرم از خواهرم پرسیده بود این بازیکن غفور نیست؟ که خواهرم گفته بود چرا هست. اتفاقا آن روز من بازی خوبی برابر پاکستان انجام دادم. وقتی شب به خانه رفتم پدر مرحومم گفت غفور دیگر می‌توانی آزادانه فوتبال بازی کنی و دیگر مخالفتی ندارم!

  دلیل مخالفتش صرفا به خاطر تحصیل بود؟

پدرم صیاد بود و دل نگران آینده ما. مادرم هم مخالفتی با فوتبال من نداشت. در آن سال‌ها شرایط به گونه‌یی بود که تحصیل به نوعی ارزش و راهی برای بهتر شدن اوضاع محسوب می‌شد. ما همیشه در مقابل سوال کلیشه‌یی علم بهتر است یا ثروت بدون مکث می‌گفتیم: علم. چون من دانش‌آموز درس خوانی بودم برای همین پدرم بر این باور بود که ورزش آینده یی ندارد و باید با تحصیل آینده خودم را تضمین کنم. مثلا من از کلاس اول ابتدایی کار کرده‌ام. چون خانواده ما از نظر مالی درآمد کمی داشت. برای همین من از ۸-۷ سالگی کارهای مختلفی را تجربه کرده‌ام. یادم است که از محله ما در کلویر انزلی انواع خوراکی مانند نان، پنیر، مربا، گوجه، خیار و … را در سبد می‌گذاشتم و برای فروش به مسافران کنار ساحل و ویلاها می‌بردم. الان هم خوشحالم از وقتی که یادم می‌آید تا اکنون که ۶۳ ساله هستم همیشه مشغول کار بوده‌ام.