بهرنگ تاج‌بخش

سلمان محمدی نوازنده و آهنگساز گیلانی چند سالی است در کارگاه خود در یکی از محله‌های رشت، ساز می‌سازد. ساز ابداعی او که «سه‌تار الکتریک» نام گرفته و شکل نوینی از ساز سنتی سه‌تار به دنیای موسیقی معرفی کرده است، با تغییراتی در جنس سیم‌ها و دسته ساز، مرزهای پررنگی  حتی با جنس موسیقی اصیل ایرانی دارد.

«سال ۱۳۷۶ به فکر ساختن سه‌تار الکتریک افتادم، یک سه‌تار ارزان خریدم و افتادم به جانش، اما موفق نشدم و آن ساز را خراب کردم».سلمان محمدی با شور و حال عجیبی از ابتدای مسیری حرف می‌زند که به انتشار اولین آلبوم رسمی موسیقی ایرانی که با سه‌تار الکتریک نواخته شده «پنجره‌ای رو به جهان» می‌رسد؛ مسیری که آن‌قدرها هم هموار نبوده و دردسرهای زیادی برای سازنده آن ایجاد کرده است. از نقدهای کوبنده و لحن‌های توهین‌آمیز گرفته تا بی‌پولی و بدهکاری به بانک‌های مختلف.او که امید زیادی به کارآیی ساز ابداعی‌اش دارد، در مصاحبه با «فرهیختگان گیلان» از سه‌تار الکتریک و نقش آن در آینده موسیقی ایران می‌گوید:

 

 چرا سه‌تار الکتریک؟ اصلا لازم بود این ساز ساخته شود؟

قبل از توضیحاتی درباره ساخت سه‌تار الکتریک، لازم می‌دانم به نکاتی اشاره کنم. با نگاهی به تاریخ پی می‌بریم که ظهور برخی پدیده‌ها اجتناب‌ناپذیر است. با شروع ساخت نخستین سازهای الکتریک از قرن نوزدهم تا حالا، سیر تکاملی این ساز‌ها بسیار سریع و همچنین استقبال از آنها بسیار زیاد بوده است. توجه داشته باشید که تعصب و مخالفت نسبت به هر پدیده جدیدی وجود دارد. به عقیده من این گذر زمان است که نشان می‌دهد این پدیده‌ها ماندگارند یا خیر. به‌هرحال فکر می‌کنم بسیار غیرمنطقی و سخت است که بتوانیم در حال حاضر در مورد درست یا اشتباه بودن آنها حرف بزنیم. هر پدیده جدیدی موافقان و مخالفان خودش را دارد. نخستین بار که پیانو را به موتزارت نشان دادند، اصلا از این ساز خوشش نیامد. امروز اما پیانو جایگاه غیرقابل انکاری در موسیقی جهان دارد و آثار موتزارت را هم با پیانو اجرا می‌کنند.

  چه زمانی جرقه ساختن این ساز زده شد؟

ابتدایش به سال‌ها قبل برمی‌گردد. آن زمان که با رفقا – البته این قسمتش کمی بدآموزی دارد- از مدرسه فرار می‌کردیم و سینما می‌رفتیم. روزی از روز‌ها، وقتی از سینما بیرون آمدم صدای موسیقی یکی از نوار فروشی‌ها آن‌چنان مجذوبم کرد که از جلوی مغازه تکان نخوردم. پس از چند دقیقه خیرگی، داخل رفتم و آن کاست را خریدم. موسیقی ترکی بود و نمی‌دانستم با چه سازی نواخته می‌شود. هر چه بود، آن صدا را دوست داشتم. بعد از سال‌ها فهمیدم آن صدا، باقلامای الکتریک بود.

 یعنی از‌‌ همان دوران به فکر افتادید صدایی شبیه به باقلامای الکتریک از سه‌تار بگیرید؟

زمانی که بچه بودم با چوب‌ها و سیم‌ها برای خودم ساز می‌ساختم و مشغول می‌شدم. البته این کار در آن دوران برایم یک نوع تفریح بود. نوجوانی من در تهران سپری شد و ساعات زیادی را در آب‌انبار خانه می‌گذراندم و مشغول کار با چوب‌ها بودم. این قضیه دیگر جدی شده بود و این را همه خانواده متوجه شده بودند.

مخالفتی با این موضوع نداشتند؟

نه تنها مخالفت نمی‌کردند، بسیار هم تشویق می‌شدم. هرچند که شرایط زمانی آن موقع اصلا جای حرف زدن در مورد موسیقی نبود و آدم را به چشم یک خاطی و مطرب نگاه می‌کردند.

از آن شیفتگی دوران نوجوانی تا این سه‌تار الکتریک زمان زیادی می‌گذرد. اولین‌بار چه‌طور از سازتان رونمایی کردید و طنین آن را به گوش مردم رساندید؟ ساز جدید را به اهل فن هم معرفی کردید؟

سه‌تار الکتریک در سال ۸۲ و در قسمتی از کنسرت آنالیز دستگاه سه‌گاه، برای نخستین‌بار به نمایش عموم گذاشته شد و با آن نواختم.‌‌ همان سال در محضر استاد فرهاد فخرالدینی آهنگسازی مشق می‌کردم و ایشان پس از بررسی، گفتند که از سه‌تار الکتریک می‌توان در آهنگسازی سود جست. پس از آن، ساز را به کیوان ساکت نشان دادم و‌‌ همان سال مدل B را هم ساختم که نواقصش از مدل قبلی کمتر بود.

در فستیوال‌های موسیقی داخلی شرکت کردید؟ صدای ساز شما تا چه اندازه شنیده شد؟

اردیبهشت ۸۳، در سومین نمایشگاه دانشجویی فرهنگ استان‌ها با سه‌تار الکتریک حاضر شدم و اجرایم بسیار مورد توجه قرار گرفت. پس از آن در چندین کنسرت با گروه مهرگان به سرپرستی حسن میرزاخانی شرکت کردم و در آلبومی با یاسر محمودی همکاری داشتم که البته به دلیل صادر نشدن مجوز، هرگز به بازار نیامد. در آلبوم دیگری هم به نام خال هندو که با تنظیم حسن میرزاخانی به بازار آمد، نوازنده سه‌تار الکتریک بودم.

 پروسه رسمی شدن و ثبت اختراع برای سه‌تار الکتریک چگونه سپری شد؟

سال ۸۵ برای ادامه تحصیل از ایران رفتم و سه سال بعد برگشتم. بعد از آن مدل «A -100» را ساختم و به‌عنوان یک اختراع ثبتش کردم.‌‌ همان سال در نخستین نمایشگاه سازهای ابداعی ایران که به پیشنهاد استاد شجریان برگزار شد شرکت کردم و این ساز را به نمایش عموم گذاشتم. پس از آن در نخستین نمایشگاه سازه‌های چوبی، سه‌تار الکتریک شرکت داده شد و من به‌عنوان هنرمند بر‌تر سال انتخاب شدم.‌‌ همان سال هم به پارک علم‌ و فناوری گیلان دعوت شدم و شرکت علمی و تحقیقاتی گستره هنر چهارم نخستین شرکت تولید کننده ساز الکتریک ایرانی شکل گرفت.

شما از دانشگاه آمریکایی «هیل» مدرک آهنگسازی گرفته‌اید و تخصص اولتان موسیقی کلاسیک غیر ایرانی است؛ با این حال تار می‌نوازید و از موسیقی ایرانی الهام می‌گیرید. این‌ها چه تاثیری روی کارتان می‌گذارد؟

شاید بهتر است بگوییم چه تاثیری روی نگرش من گذاشته است. تماشای دنیا و شنیدن موسیقی‌های مختلف و رصد فرهنگ‌های گوناگون، دید گسترده‌تری را در انسان به وجود می‌آورد و همین‌هاست که در اثر یک هنرمند نمود پیدا می‌کند. البته این تاثیرات نمی‌تواند صرفا در زمینه موسیقی باشد، حتی تصورات یک هنرمند هم در کارش اثرگذار است. شاید بتوان گفت تفاوت میان جهان سوم و مدرن، در بسته بودن دید جهان سومی‌هاست. من سعی کردم این پیله را بشکافم و نگاه بهتری به دنیای اطرافم داشته باشم.

 و نتیجه‌اش به ساخت سه‌تار الکتریک ختم شد؟ سازی که در ذات خود ایرانی است و صدای موسیقی غیر ایرانی هم از آن به گوش می‌رسد؟

سه‌تار الکتریک اولین ساز الکتریک ایرانی است که علاوه بر صداهای متنوعی که به وجود می‌آورد، دارای بیشترین وسعت صدا در بین سازهای ایرانی است. آزمایش‌ها و تکمیل این ساز حدود ۱۱ سال طول کشید.

برای آن طرف قضیه چه کردید؟ یعنی شناساندن موسیقی و فرهنگ ایرانی به مخاطبان:

پایان‌نامه‌ام در زمینه موسیقی ایرانی است که تحت کتابی به نام تئوری و شناخت کوک‌های متداول موسیقی ایرانی به بازار آمد. برای شناساندن بیشتر موسیقی ایرانی هم مقاله‌ای به زبان انگلیسی تحت عنوان ساختار موسیقی ایرانی و تغییرات آن در یک‌صد سال گذشته نوشته‌ام که در حال ویرایش آن هستم و برای چاپ به آمریکا ارسال خواهم کرد. در حال حاضر هم به سفارش سازمان میراث فرهنگی گیلان در حال نگارش موسیقی شرق گیلان هستم. سوای از این‌ها، افتخار نگارش و ویرایش رایانه‌ای کتاب‌های با ارزشی چون هماهنگی علمی و عملی -هارمونی مدرن- اثر هنری سارلی، ترجمه و تحلیل استاد مصطفی کمال‌پور تراب، سه جلد کتاب فلوت چهار زبانه پروفسور مهدی جامعی استاد فلوت دانشگاه کلن، کتاب پنجم شیوه نوین تار و سه‌تار کیوان ساکت، جلد یکم شیوه نوین نی نوازی مظفر موید و … را داشته‌ام.

 شما خودتان را نوازنده می‌دانید یا آهنگساز؟

فکر می‌کنم باید در استفاده از کلمات بیشتر دقت کنیم. متاسفانه در فرهنگ عامه، مفاهیم و مصادیق بعضی چیز‌ها اشتباه جا افتاده‌اند. آهنگسازی، گذشته از قریحه یک علم است! این‌که هر کسی با سوت زدن ملودی می‌سازد و نام خودش را آهنگساز می‌گذارد کاملا اشتباه است. یک آهنگساز علاوه بر هوش بالا و دید گسترده، لزوما باید تسلط کاملی به هارمونی، ارکستراسیون، کنترپوان، فوگ، تاریخ موسیقی، فرم و سبک‌های مختلف داشته باشد. من برای آهنگسازی زور نمی‌زنم؛ هر وقت آهنگی تراوش کند آن ‌را می‌نویسم. هر چند که فضایی هم برای کار وجود ندارد.

  به عقیده شما موسیقی ایرانی نسبت به سال‌های گذشته تا چه اندازه پیشرفت کرده است؟

از دید علم جامعه‌شناسی، یکی از شاخصه‌های شناخت هر جامعه، هنر آن جامعه است و رشد یافتگی هنر، خبر از متمدن بودن مردم آن جامعه می‌دهد. هنر جزو نیازهای ثانویه انسان است و تعالی و پیشرفت آن زمانی اتفاق می‌افتد که نیازهای فیزیولوژیک یا اولیه انسان برطرف شده باشد. موسیقی رابطه مستقیمی با اقتصاد دارد، اگر وضع اقتصادی جامعه خوب باشد موسیقی پیشرفت می‌کند و بالعکس.

اما پیشرفت موسیقی یک‌شبه امکان‌پذیر نیست و نیاز به زیرساخت دارد که بسیار زمان‌بر است که در حال حاضر هم شرایطش فراهم نیست. صحبت کردن در این مورد شبیه شوخی است، پس ترجیح می‌دهم چیزی نگویم. راستش، حرف‌های پوپولیستی بلد نیستم.