هادی حق‌شناس، معاون توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر و دریانوردی کشور سال‌ها در سطح اول مدیریتی و اجرایی گیلان حضور داشته است و به خوبی از چالش‌ها و فرصت‌های اقتصادی این استان آگاه است. مدیرکل اسبق سازمان بنادر و دریانوردی گیلان در گفت‌و‌گو با «فرهیختگان گیلان» ریشه‌های بالا بودن نرخ بیکاری در گیلان و همین‌طور راه‌حل‌های خروج از بحران فعلی را معرفی می‌کند. نماینده بندر‌انزلی در دوره هفتم مجلس‌ شورای ‌اسلامی همچنین به تشریح علل ناکامی منطقه آزاد انزلی در رونق وضعیت اقتصادی گیلان می‌پردازد.

 

به نظر شما بالا بودن نرخ بیکاری در گیلان چه دلایلی دارد؟

ابتدا باید به این موضوع توجه کنیم که در کل کشور شاهد نرخ بیکاری دو رقمی هستیم که بعضی از استان‌ها نرخ بالاتر و بعضی نرخ پایین‌تری از بیکاری دارند. البته با پراکندگی نامنظم، یعنی این‌گونه نیست که فقط استان‌های شمالی دو رقمی باشند و همه استان‌های مرکزی تک رقمی. به عبارت دیگر هم در شمال و هم در جنوب کشور با نرخ بیکاری بالایی مواجه هستیم که در این میان بعضی استان‌ها نظیر یزد، اردبیل و آذربایجان شرقی نرخ بیکاری نسبتا پایین دارند ولی بقیه از جمله استان گیلان و سیستان‌و‌بلوچستان در واقع نرخ‌های بیکاری بالایی دارند که متناسب با انتظار نیست. گیلان از لحاظ زمین‌های حاصل‌خیز کشاورزی و همچنین به لحاظ موقعیت استراتژیکی که در کنار دریای خزر و همسایگی با کشور آذربایجان و نیز به دلیل توریستی بودن و ظرفیت‌های خدادادی دیگری که دارد، نوعی انتظار برای بالفعل شدن ظرفیت‌های بالقوه را به همراه دارد که طبیعتا می‌تواند نه تنها درآمد سرانه شهروندان را افزایش دهد، بلکه نرخ بیکاری را نیز کم کند.

در استفاده از ظرفیت توریست‌پذیر بودن هم که ما هیچ‌گونه امکانات رفاهی استاندارد در سراسر استان نداریم. توریست‌ها رده‌های درآمدی مختلفی دارند و این‌گونه نیست که همگی با خودشان چادر مسافرتی یا مواد غذایی هم بیاورند، تعدادی هم هستند که دوست دارند اقامتگاه و امکانات مناسب داشته باشند اما می‌بینیم که در سطح استان حتی به اندازه انگشت‌های یک دست هم هتل‌ها و مجموعه‌های چند ستاره ایجاد نشده است. در نتیجه شاهد تغییر مقصد این طبقه از توریست‌ها به استان‌های دیگر هستیم.

چرا ظرفیت‌های مورد اشاره آن‌طور که باید بالفعل نشد؟

پس از انقلاب و تا حدود ده سال قبل استقرار صنایع در گیلان و دیگر استان‌های شمالی ممنوع بود. این ممنوعیت منجر به ایجاد مانعی برای طی شدن روال طبیعی صنعتی شدن استان‌های مذکور شد. در واقع شاید اگر آن ممنوعیت نبود، امروز گیلان یکی از بهترین استان‌های صنعتی کشور بود.

نکته دوم آن است که محور توسعه گیلان، کشاورزی تعریف شده و در اولویت قرار گرفته است و این مساله نیز باعث کم توجهی به توسعه صنعتی و بخش خدماتی شده است. هرچند به واسطه سنتی بودن و حرکت نکردن به سمت مکانیزه شدن کشاورزی، ظرفیت‌های این بخش هم بدون استفاده مانده است. به عنوان نمونه کارخانه پوشش در رشت زمانی از افتخارات صنعت گیلان بود یا صنایع نساجی استان گیلان که زمانی جزو بهترین این صنعت‌ در کشور بود، یا کارخانه‌های برک، چینی گیلان، رنگ گیلان و مازندران و … که مجموع اینها موجب شده بود حتی زمانی استان گیلان جزو پنج استان برتر صنعتی کشور باشد. اما متاسفانه وقتی این کارخانه‌ها ورشکست یا از دور تولید خارج شدند، جایگزینی برایشان ایجاد نشد و طبیعی است که در این حالت نرخ بیکاری افزایش پیدا می‌کند. فکر می‌کنم بحث صنعت تولید کاشی و همچنین صنعت فولاد که در چند سال گذشته در گیلان شکل گرفته است، اگر توسعه پیدا کند، می‌تواند سهم عمده‌یی در کاهش نرخ بیکاری داشته باشد. بنابراین می‌توان گفت در یک مقطع شاهد انفصال یا توقف صنعت در گیلان بودیم که منجر به حجمی از بیکاری انباشته شده از قبل شد.

فراز و فرود‌هایی که در مدیریت ارشد استان در سنوات گذشته اتفاق افتاد، به خصوص بعضی از مدیران ارشد صفر کیلومتری که برای اولین بار گیلان را تجربه کردند، ضرر‌های جبران‌ناپذیری به استان گیلان وارد کرد و این سو مدیریت‌ها باعث شد که ما در بخش کشاورزی، صنعت و خدمات عقب‌تر از سایر استان‌ها باشیم و طبیعی است که نتیجه‌اش نرخ بالای بیکاری باشد.

حوزه تخصصی شما یعنی سازمان بنادر و دریانوردی چه کمکی می‌تواند به بهبود وضع اشتغال در استان داشته باشد؟

سازمان بنادر و دریانوردی بیشترین سرمایه‌گذاری را در بندر‌انزلی انجام داده است. در حال حاضر بندر‌انزلی از لحاظ تمام شاخص‌ها یکی از مجهزترین و بهترین بنادر دریای خزر در میان بنادر تمام کشورهای حاشیه دریای خزر است. اما تخلیه و بارگیری، ورود کالا، واردات و صادرات کالا مساله‌‌یی است که ربطی به وظایف سازمان ندارد و به سیاست‌ها و شرایط کلی کشور باز ‌می‌گردد.

به عبارت دیگر سازمان بنادر یا دولت وظیفه دارد زیرساخت و زمینه را در بنادر ایجاد کند که در انز‌لی این کار به بهترین شکل انجام شده است، اما اینکه چرا از این ظرفیت بهره‌برداری کامل انجام نمی‌گیرد به متغیرهای کلان اقتصادی مربوط است. به عنوان مثال زمانی که رشد اقتصادی منفی شود، اولین تاثیرش این است که واردات و صادرات کم خواهد ‌شد. رشد اقتصادی سال ۹۱ و ۹۲ منفی بود و لذا حجم تخلیه و بارگیری بندر‌انزلی که در سال ۹۰ حدود پنج میلیون تن بود، سال گذشته به یک‌ سوم رسیده است. در نتیجه همین مساله عاملی برای کاهش فرصت‌های شغلی است. می‌خواهم بگویم زیر‌ساخت‌ها از جانب دولت فراهم شده است و اگر شرایط اقتصادی کشور رونق داشته باشد، بی‌شک بخش خصوصی می‌تواند از ظرفیت‌های موجود استفاده کند.

به نظر می‌رسد منطقه آزاد انزلی برخلاف آن‌چه پیش‌بینی می‌شد، نتوانسته کمک شایانی به رونق کسب‌وکار در گیلان داشته باشد. به نظر شما عامل عدم‌ موفقیت منطقه آزاد در رسیدن به اهداف تعریف شده چه بوده است؟

در رابطه با منطقه آزاد بندر‌انزلی واقعیت این است که قرار بود منابع مالی و پولی که مجلس و دولت برای منطقه آزاد از محل ۱۵ درصد ارزش سیف کالا – مجموع ارزش کالا، بیمه و کرایه حمل- گذاشته بود، صرف زیرساخت منطقه آزاد شود. منظور از زیرساخت این است که منطقه آزاد به اندازه کافی زمین در اختیار بگیرد، امکانات زیرساختی‌ مثل آب، برق، گاز و آسفالت را فراهم و سپس آنها را قطعه‌بندی کند و در نهایت در اختیار بخش خصوصی قرار دهد. در زمان دولت نهم و دهم به نظر می‌رسد که به اندازه کافی منابع موجود بوده ولی این منابع تماما صرف توسعه زیرساخت‌های منطقه آزاد نشد. آشکارا می‌بینیم که منطقه آزاد در تکمیل زیرساخت‌های خود هنوز در قدم‌های اول به سر می‌برد. بنابراین به نظر می‌رسد اگر حداقل یک سازمان یا ارگان در گیلان منابع کافی برای فراهم کردن زیرساخت‌ها داشت، همین منطقه آزاد انزلی بود که متاسفانه به واسطه مدیریت نادرست و حضور کسانی که تجربه مدیریت اقتصادی بزرگ را نداشتند، از این منابع به‌طور شایسته برای اتمام زیرساخت‌ و بستر لازم استفاده نشد و طبیعی است که اگر این پیش‌نیازها فراهم نباشد، نمی‌توان از بخش خصوصی انتظار سرمایه‌گذاری را داشت.

منطقه آزاد انزلی یک نقطه جغرافیایی بی‌نظیر برای ارتباط و ترانزیت کالا از شمال به جنوب کشور است که متاسفانه فاصله‌ زیادی با این هدف داریم. من فکر می‌کنم اگر زیرساخت‌های منطقه آزاد بندر‌انزلی تکمیل شود، با توجه به مجموعه امکانات سازمان بنادر و دریانوردی، فرودگاه بین‌المللی رشت و همچنین با تکمیل راه‌آهن خط قزوین تا آستارا و اتمام آزادر‌اه قزوین-رشت، این پکیج می‌تواند نویدبخش یک موقعیت اقتصادی برای گیلان باشد.

به نظر شما راه‌حل خروج از وضعیت فعلی چه می‌تواند باشد؟

مبنای توسعه، منابع انسانی است. به عبارتی اگر مدیریت درست انجام شود، می‌توان انتظار داشت که به کمک این عامل، روند توسعه سرعت پیدا کند و نیز پایدار باشد. من فکر می‌کنم نسبتا یک اجماعی در بین نخبگان استان گیلان در حال شکل‌گیری است. اگر بعضی‌ استان‌های کشور امروز جلوتر از ما هستند، بی‌شک نخبگان استان بدون توجه به گرایش سیاسی در کنار هم قرار گرفتند و این مساله منجر به این شده است که آن استان‌ها چه از لحاظ شاخص توسعه صنعتی و چه سایر شاخص‌های مربوطه، خیلی سریع‌تر از استان‌هایی مثل گیلان جلو بروند.

هر دولتی بدون توجه به جناح‌بندی‌ها، قطعا برنامه‌هایی برای توسعه متوازن و یکسان همه استان‌ها دارند. این مدیران و نخبگان هر استان هستند که موفقیت‌شان در اجرای برنامه‌ها متفاوت است. برای نمونه آزاد‌راه رشت-‌قزوین که یک بخشی از آن در رود‌بار معطل مانده یا راه‌آهن قزوین-‌رشت-‌انزلی-‌آستارا که بالاخره طرح آن مصوب شده، ردیف بودجه دارد و قسمتی از آن هم اجرایی شده است اما نیمه‌کاره مانده، برمی‌گردد به عملکرد مدیران ارشد استان. یا هتل‌های چندستاره‌یی که باید در استان ایجاد و منابعی به آن اختصاص داده شود به توانمندی‌ها، قدرت و پیگیری‌های مدیران ارشد استان مربوط می‌شود. لذا تصور خود من این است که همه دولت‌ها با گرایش‌های مختلف برنامه‌هایی نه تنها برای گیلان، بلکه برای همه استان‌ها داشته‌اند. میزان توسعه استان‌ها از این طریق بر می‌گردد به این‌که مسوولین محلی و مدیران ارشد استان چقدر توانسته‌اند برنامه‌های دولت را پیاده کنند.

در مجموع معتقدم که قبل از تامین منابع یا به زبان ساده‌تر پول، تدبیر و مدیریت برای توسعه استان نیاز است. اگر تدبیر و مدیریت مناسب در همه دستگاه‌های اجرایی به‌ویژه در مدیران ارشد استان باشد، قطعا می‌توان گام‌های بلندی جهت توسعه استان گیلان برداشت.