گلاب آدینه نامی معتبر برای اهالی تئاتر و چهره‌ای آشنا برای مخاطبان سینما و تلویزیون است. با خانم آدینه که در خرداد ماه سال جاری برای اجرای تئاتر«سه‌گانه اورنگ» در  مجتمع فرهنگی خاتم‌النبیاء به رشت آمده بود به بهانه حضور دوباره او در گیلان با نمایش «بیوه‌های غمگین سالار ‌جنگ» به گفت‌وگو نشستیم. نمایشی که از ۲۲ تا ۲۶ شهریور در سالن شهید انصاری شهر رشت به روی صحنه می رود و در صورت استقبال حداکثری مخاطبان، می تواند رکورد پرتماشاگرترین نمایش تئاتر را بشکند.

 golabadineh

به‌عنوان سوال اول توضیح دهید که برای نزدیک کردن متن، به ذهنیتی که به‌عنوان گلاب آدینه از کار داشتید چه تغییراتی در کار ایجاد کردید؟

متن پیشنهادی با ذهنیت من منافاتی نداشت که اگر داشت، اصلا بازی در این کار را نمی‌پذیرفتم. البته ابهاماتی که برایم وجود داشت را با کمک نویسنده و کارگردان طی جلسات زیادی برطرف کردیم.

 آقای یاراحمدی اشار‌ه‌هایی به این جلسات داشتند که حاصلش کاری متفاوت با اجرای ۱۰ سال پیش است. پروسه این تغییرات چگونه بود؟

در واقع من اسمش را تغییر نمی‌گذارم بلکه معتقدم کار کامل شد. همان‌طور که گفتم مقداری ابهام و کاستی وجود داشت که با کمک هم برطرف کردیم. با آقای یاراحمدی که صحبت می‌کردم معتقد بودند متن خام است و باید به پختگی لازم برسد که این اتفاق با یک همکاری جمعی به وقوع پیوست.

 وقتی این کار به شما پیشنهاد شد از جوانی کارگردان کار نترسیدید؟ از این جهت که گلاب آدینه با این سابقه در کاری بازی می‌کند که کارگردان جوانی دارد و ممکن بود کار خوبی درنیاید؟

نه اصلا، معتقدم تئاتر یک کار جمعی است و از طرفی احساس می‌کردم متن هم قابلیت این را دارد که به پختگی لازم برسد. هرچقدر جلوتر رفتیم متوجه شدم آقای حسین‌پور هم انعطاف لازم برای پیشرفت کار را دارند و هم به خرد جمعی برای رسیدن به یک کار درجه یک معتقد هستند. همان‌طور که می‌دانید بعضی از کارگردان‌ها معتقدند که بقیه عوامل تنها باید اجرا کننده ذهنیت‌های آنها باشند و از نظرات دیگران استفاده نمی‌کنند که من به شخصه هرگز حاضر به همکاری با چنین کارگردان‌هایی نیستم. یعنی اصلا نمی‌توانم با چنین افرادی کار کنم چون معتقدم تئاتر یک کار گروهی است. بنابراین وقتی با خلقیات آقای حسین‌پور آشنا شدم خیالم از هر بابت راحت بود.

 شما به فاصله چند ماه پس از اجرای «سه‌گانه اورنگ» بار دیگر به شهر رشت می‌آیید، چقدر نسبت به تئاتر استان گیلان شناخت دارید و فکر می‌کنید حضور گروه‌های تئاتر تهران در شهرستان‌ها چه تاثیری بر وضع تئاتر در این مناطق می‌گذارد؟

متاسفانه من اجراهایی که در رشت شده را ندیده‌ام اما می‌دانم که مردم رشت مردمی بافرهنگ هستند و همین برای ما کافی است تا با امید بیشتری به رشت سفر کنیم. همان‌طور که می‌دانید استقبال از سه‌گانه اورنگ خیلی خوب بود و کار می‌توانست برای چند شب دیگر ادامه پیدا کند اما به خاطر خالی نبودن سالن در روزهای بعد، این امر میسر نشد. اجرای تئاتر گروه‌های پایتخت‌نشین در استان‌های دیگر یک تبادل فرهنگی مناسب است و چه خوب که گروه‌های تئاتر استانی هم به تهران بیایند. من تئاترهای خیلی خوبی از گروه‌های شهرستانی در تهران دیده‌ام و معتقدم این تبادل فرهنگی نتایج خیلی خوبی برای هر دو طرف خواهد داشت.

  اما عده‌ای از اهالی تئاتر گیلان، نگاه خوبی به حضور گروه‌های تئاتر تهران در استان ندارند…

من این حرف را باور نمی‌کنم و مطمئنم افراد باتجربه تئاتر، حتما از این حرکت‌ها استقبال می‌کنند. حالا ممکن است عده‌ای از جوانان به خاطر خام بودنشان اعتراضی داشته باشند. چراکه حضور گروه‌های خارج از استان در استان‌ها سراسر فایده است، از این جهت که نه هزینه مالی برای تئاتر استان دارد و نه جای کسی را تنگ می‌کند.

 زبانی که آقای یاراحمدی برای این کار ساخته است کمی عجیب ‌است. سخت نبود برقراری ارتباط با این زبان؟

چرا، مطمئنا کار سختی بود. مخصوصا که این زبان ضرب‌آهنگ و فرازوفرودهایی مخصوص به خود داشت و حفظ این ضرب‌آهنگ نیاز به تمرینات بسیار زیادی داشت که خوشبختانه از پس آن برآمدیم.