علی رضا پنجه یی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار

۱٫ نمایندگی روزنامه‌های پایتخت در مرکز استان مرا یاد ویژه‌هایی می‌اندازد که زنده یاد «محمد تقی صالح پور» برای روزنامه ی «کیهان» از رشت می‌بست در دهه ی ۵۰ و یاد ویژه نامه‌ گیلان و زنجان روزنامه «اطلاعات» که توسط «تیمور گورگین» در می‌آمد در دهه ۶۰ و البته چند شماره ناچیزش را هم من بستم از رشت اما دوام نیاورد.

سپس یاد ویژه‌های روزنامه «اعتماد» می افتم که البته نمایندگی‌ آن بیشتر دغدغه رونق کسب و کار در مراودات اداری داشت و خیرش چندان به حوزه فرهنگ و هنر نمی‌رسید، اما حالا به من گفته اند چند کلمه‌یی برای آغاز «فرهیختگان» گیلان بنویس و تاکید می کنند که در سایت هم منعکس می شود.

خب من نمی دانم دقیقا چه راهی را پیش خواهند گرفت دوستان تحریریه گیلان. اگر در راه خبر رسانی هستند رسالت خبرنگاری را رعایت کنند، و هرگز در انعکاس واقعیت جانب غیر واقع را نگیرند. رسالت روزنامه‌نگاری بیان واقعیت است نه حقیقت.

چرا که حقیقت نیازمند داوری ست و روزنامه نگار داور نیست بلکه آیینه است و بس! در هر حال امیدوارم دوستان ما در فرهیختگان گیلان زمان را دریابند و به نقش خود وافق باشند که اگر گیلان میراث‌دار نشریات وزین هنری و ادبی به خصوص با ویژه‌هایش بوده این در زمانی محقق شده که در راس مدیریت این جریان انسان‌های هوشمند و فرهیخته‌یی بودند که نبض زمان در دست هایشان بود.

در واقع علت باقی ماندن نام این انسان‌های برجسته همین دریافت زمان و نقش  خودشان در این میانه بوده است.

صالح پور روزنامه نگاری هوشمند بود، به طوری که در کل دوره‌های متنوع کاری خود از مشاوره‌های کارآمدان هنر و ادبیات روزگار بهره می برد، اگرچه روزنامه نگاری بود که منفرد کار می‌کرد و بی‌تحریریه، اما گردآورنده و سفارش دهنده هوشیاری بود که می‌دانست به کی چه مطلبی باید سفارش دهد؛ همین هوشمندی خلا تحریریه را برای کارش پر می کرد.

او حلقه دوستان مشاورش را بسیار زیرکانه انتخاب می کرد، به همین واسطه اگر چه  روزنامه‌نگاری او‌ در جریان سازی مبتکر نبود اما از زمانه عقب هم نمی‌افتاد و با امکانات کم، شانه به شانه پایتخت گام بر می داشت، و نشریه‌‌ش آیینه ی هنر و ادبیات زمان بود. هم از این رو آن زنده یاد زمانی سراغ «موج نو» رفت که کمتر نشریه‌‌یی آن ها را جدی می گرفت.

البته در مراسم تشییع و تدفین زنده یاد صالح پور به جز جمع دوستان آفرینشگر همولایتی کسی از هیچ جای ایران بلند نشد تا در آخرین وداع پیر ویژه‌های هنر و ادبیات منطقه‌یی کشور به پاس داشت تلاش شبانه روزی‌ او پا پیش نهد.

۲٫ در پایان می خواهم بگویم اگر در راس نشریات امروز، طراز اول‌های آفرینش‌گر حوزه هنر و ادبیات و روزنامه‌نگاری قرار نگرفته‌اند و بیشترین شاکله آن‌ها از جوانان کم توقع ساخته شده، مشاوره و گوش دادن به حرف سال‌داران دلسوز این حوزه کم‌ترین سودی که از آن حاصل می شود، به نفع حوزه کاری آفرینش رقم خواهد خورد.

از شما نیز انتظار دارم هر‌ چه امکانات رسانه‌یی دارید برای همین همولایتی‌هاتان بگذارید.

برای یک روزنامه نگار، عکس و مصاحبه با فلان شاعر مطرح در تاریخ نمی‌ماند بلکه پیشرو بودن و زودتر از موعد مطرح کردن یک جریان و یا مانند یک آفرینش‌گر ایفای نقش نمودن می ماند و بس!